Monday, December 4, 2017

میراث درویشیان.........اکبر معصوم بیگی.

میراث درویشیان Akbar Masoumbaigi·den 2 december 2017 عصر پنج شنبه داشتم متن سخنان کوتاهی را می ­نوشتم که بنا بود در مجلس بزرگداشت دوست از دست رفته ام علی اشرف درویشیان قرائت کنم که خبردار شدم نیروهای امنیتی با هیئت مدیره­ ی برجی که قرار بود مراسم بزرگداشت در سالن اجتماعات آن برگزار شود تماس گرفته­ اند و از آنان خواسته ­اند که به برگزارکنندگان اطلاع دهند که حق ورود به ساختمان را ندارند. لغو مراسم به دستور نیروهای امنیتی دور از انتظار نبود. گرچه متولی و دعوت کننده­ ی مراسم خانواده­ ی درویشیان بود اما یاران درویشیان در کانون نویسندگان ایران، باز هم به درخواست خانواده ­ی درویشیان، تدارک کننده و مجری برنامه­ ی مفصل بزرگداشت بودند، و جمع این دو بی­ گمان به مذاق حاکمیت تمامت خواهی خوش نمی­ آید که دشمن آشتی ناپذیر آزادگی و استقلال و ناوابستگی انجمن­ ها، اتحادیه ها، حزب­ ها و حتّی افرادی است که می­ خواهند مستقل باشند و گردن به یوغ بردگی و بندگی خفت بار قدرت حاکم نگذارند. شک ندارم که روزی همان مردمی که پیکر درویشیان و شاملو و... را با آن شکوه و حشمت کم مانند بر دوش خود حمل کردند و مراسم "سوگواری" را به جشن شادی و آزادی مبدل کردند، شکوهمندترین مراسم ها را درفضایی آزاد برگزار خواهند کرد. آن چه درپی می ­آید فشرده ی متنی است که قرار بود در مراسم بزرگداشت علی اشرف درویشیان در روز جمعه 10 آذر ماه ایراد شود. متن کامل این سخنرانی را در فرصت دیگری در همین صفحه می­ گذارم. دوستان و همراهان، دوستداران علی اشرف درویشیان، سلام! پیش از آغاز سخن جا دارد یادی بکنم از "بعضی نفرات" که به قول نیمای بزرگ یادشان "روشن­ مان می­ دارند": یاد سعید سلطانپور، احمد میرعلایی، غفار حسینی و خاصه یاد دو ستم کُشته­ ی ماه آذر، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده. من در برخی جا­ها ازکار و بار ادبی علی اشرف درویشیان سخن گفته­ ام و یحتمل در آینده باز هم سخن خواهم گفت اما امروز قصد دارم چند کلمه­ ای درباره­ ی جایگاه او در کانون نویسندگان ایران، میراث او برای ما کانونیان و به این موضوع بپردازم که علی اشرف درویشیان چگونه کانونی می­ خواست. شک نیست که این معنی را به حکم همکاری نزدیک و همدلی و هم ­سخنی­ های مستمرم با او در کانون ازسیره و روش او استنتاج خواهم کرد. علی اشرفی که من شناختم، با همه­ ی دل­بستگی­ اش به کانون نویسندگان ایران، برای او نفس وجود کانون و مرکزی از جمع نویسندگان اهمیتی نداشت. آنچه او می­ خواست کانونی از نویسندگان مستقل بود که تا تحقق کامل همه­ ی خواست­ های آزادی­ خواهانه­ ی نخستین پایه­ گذاران کانون هم­ چنان بر پیمان خود استوار بماند و در هیچ وضع و حالی بر سر اصول آزادی­ خواهانه­ ی خود تن به معامله ندهد: اصل تعهد به آزادی برای همه، تعهد به حفظ و گسترش بی­ وقفه­ ی آزادی بیان، پیکار بی­ امان با سانسور و پابندی بی­ قید و شرط و تامّ و تمام به حفظ استقلال کانون از قدرت. وقتی از قدرت سخن می­ گویم به مفهومی مجرد نظر ندارم. سخن از مفهوم مشخص و عینی و ملموس قدرت است. در کتاب ­های درسی قدیم (چه بسا قدیم ­تر از سنّ و سال خود من) داستانی آمده بود ازدو خواهر به نام های زیور و خاور که عروسکی برای بازی داشتند. تا وقتی دو خواهر با هم خوب بودند اعتنایی به عروسک غریب افتاده نمی­ کردند، سهل است گاه با لگد او را به گوشه ­ای پرتاب می­ کردند.اما همین­ که تهِ خیارشان تلخ می ­شد بر سر تصاحب عروسک به جان هم می ­افتادند و این میان یکی دست عروسک را می­ کشید و دیگری پای او را. جنگ که مغلوبه می­ شد یک ­باره سر اورا می­ کَندند. علی اشرف درویشیان کانون نویسندگان ایران را عروسک زیور و خاور جناح­ های حاکم و محکوم حکومتی نمی­ خواست. در نظر علی اشرف استقلال تامّ و تمام کانون، دفاع بی­ قید و شرط از آزادی بیان بی­ هیچ حصر و استثنا برای همگان، اصل مصالحه ناپذیری بود که یاران ما جان در سر آن کرده بودند. علی اشرف اهل "سانسور حدّاقلی" هم نبود که کاسه­ ی گدایی جلوِ این جناح و آن جناح بگیرد و از حاکمان بخواهد نویسنده را با ملایمت بیش­تری سلاخی کنند. در عین حال که همواره تاکید می­ کرد که اصل حفظ استقلال کانون از قدرت و بازی های جناح­ های قدرت حاکم، شامل حزب­ ها، سازمان­ ها، دسته­ ها و نهادهای سیاسی هم می­ شود. علی اشرف همواره بر این اصل پا می­ فشرد که یگانه ملاک و راهنمای عمل کانون نویسندگان ایران منشور آزادی­ خواهی و سپس اساسنامه­ ی آن است. گذشته از این، اگر احیاناً علی اشرف درویشیان را فقط نویسنده­ ی محبوب "از این ولایت"، "آبشوران"، "قصه­ های بند"، "سلول 18"، " سال ­های ابری" و "دُرشتی" بدانیم سخت به بیراهه رفته­ ایم که کم نیستند نویسندگان چیره دست و پُرخواننده ­ای در ایران و جهان که یا به خَلاب فاشیسم و تاریکی و دشمن خویی با انسان افتاده اند یا سر در گریبان دارند و اعتنایی به سیاهی اطراف­ شان ندارند. آن چه علی اشرف را از همگنانش متمایز می­ سازد این است که او با آن چه در جهان پیرامون ­اش می­ گذرد بیگانه نیست. علی اشرف درویشیان به­ حق نمونه­ ی ­اعلای "نویسنده-روشنفکر" است و میراث او برای کانونِ ما نویسندگان مسقل، پا فشردن بر اصل ناوابستگیِ نویسنده به قدرت و دفاع از حق مردم برای داشتن جهانی است که هیچ­ کس گزمه­ ی دیگری نباشد، جهانی که آزادی آرزویی نباشد که حسرت دستیابی بدان را به گور می­ بریم، هوایی باشد که در آن دم می زنیم.

مشقت مردم ایران، بدر و خیبر رضا ضراب و علی خامنه ای....لیلا جدیدی.

....مشقت مردم ایران، بدر و خیبر رضا ضراب و علی خامنه ای لیلا جدیدی..... رضا ضراب، مزدور و کار چاق کن دو رژیم جمهوری اسلامی و اردوغان، علیه شرکای خود بر صندلی شهادت دادگاه فدرال نیویورک نشسته. وی پرده از هزینه های هنگفتی که از کیسه مردم ایران در اثر سیاستهای ورشکسته رژیم برای دور زدن تحریمهای بین المللی هدر داده شده، برداشت. او به انتقال میلیاردها دلار پول فروش نفت با کارمزد هنگفت و باجهای کلان و همکاری "مقامات ارشد" جمهوری اسلامی و ترکیه در پولشویی و باج دهی اعتراف کرد. این در حالیست که همزمان و هنگامی که ثروت مردم به باد داده می شد، خامنه ای با ردیف کردن اراجیف، بر جرمی که مرتکب می شد سرپوش می گذاشت. ضراب فقط یک رقم بیش از ۵۰ میلیون دلار به محمد ظفر چاغلایان، وزیر وقت اقتصاد ترکیه، برای انتقال طلا به ایران رشوه داده است. وی از محمود بهمنی، رییس بانک مرکزی، و محمود احمدی نژاد به عنوان همدستان خود در این معاملات یاد کرد. بنا به گفته دادگاه، بابک زنجانی هم در این فساد دست داشته. رضا ضراب در ماه گذشته میلادی ۷ اتهام خود شامل توطئه، نقض تحریمهای آمریکا، کلاهبرداری بانکی، پولشویی و دادن رشوه به زندانبانها برای گرفتن مشروب و استفاده از تلفن همراه در زندان را پذیرفت. این در حالیست که ۹ نفر دیگر هم شریک جرم وی شناخته شده اند که بیانگر گستردگی شبکه پولشویی و حیف و میل ثروت حاصل از منابع مردم ایران است. اما خامنه ای در همین دوران مشغول ماله کشی بر این فساد بود. وی زمانی گفت تحریمها "کارساز" نیست و سپس آن را "بی اثر" خواند و مدعی شد "بحران اقتصادی نصیب خودشان خواهد شد". خامنه ای اطمینان می داد که تحریمها خنثی خواهد شد، آنهم چگونه؟ با راه حلهایی نظیر "اسراف نکردن" تا بار مشقتهای ناشی از تحریمها را به دوش مردم بیاندازد. سه ماه بعد از صدور ششمین قطعنامه شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی، او گفت: "دوستان درست گفته‌ اند که ما تحریمها را دور می‌ زنیم؛ بنده هم یقین دارم. ملت ایران و مسوولین کشور تحریمها را دور می ‌زنند، تحریم‌ کنندگان را ناکام می ‌کنند." خامنه ای در زمانی که گماشته اش، احمدی نژاد، تحریمها را " ورق پاره" خواند، از تحریمها استقبال کرد و تا آنجا پیش رفت که گفت: "این تحریم به سود ما تمام شد. ما باید از آمریکاییها از این بخش تشکر کنیم. آنها تصور می‌ کنند نظام اسلامی در شرایط شعب ابی ‌طالب است، در حالی که ملت ایران امروز در شرایط بدر و خیبر قرار دارد." خامنه ای فردی بزدل و متقلب است که در آتشی که به پا کرده، پشت مردم خود را مخفی می کند. شهادت ضراب تنها گوشه کوچکی از خیانتهای او و رژیمش را فاش کرده است. سیاستهای ورشکسته خامنه ای ثروت مردم ایران را هدر داده و آینده شان را به تباهی کشانده. محاکمه رضا ضراب، محاکمه او هم هست. خامنه ای این جا هم باید کنار کارچاق کنش بنشیند.

Sunday, December 3, 2017

کانون نویسندگان ایران: سیزده آذر روز مبارزه با سانسور.....کانون نویسندگان ایران.

کانون نویسندگان ایران: سیزده آذر روز مبارزه با سانسور.... امسال سیزدهم آذر، روز مبارزه با سانسور، را در حالی گرامی می‌داریم که عرصه‌ی سانسور ستیزی و دفاع از آزادی بیان یکی از یاران و رهروان همیشگی، پیگیر و نامدار خود، علی‌اشرف درویشیان را از دست داده است. راه اما تا لغو و محو کامل سانسور، به‌ویژه سانسور آشکار و نهان دولتی، ادامه دارد و بی گمان، مانند گذشته، رهپویان پایدار خود را می‌پرورد. اگر مبارزه با سانسور وظیفه‌ی همیشگی نویسندگان و هنرمندان و آزادی‌خواهان در سراسر جهان بوده است، همین وظیفه‌ی انسانی در ایران ضرورت خاصی دارد؛ زیرا که جامعه‌ی ایران با عریان‌ترین، گسترده‌ترین و خشن‌ترین نوع سانسور روبروست. سانسوری با مضمون ایدئولوژیک - سیاسی که قانون و قدرت همه جانبه ی دولتی پشتوانه‌ی حیات و اجرای آن است. مضحک و در عین حال مایه ی تحقیر انسان معاصر است که در قرن بیست‌ویکم هنوز قانون‌های قرن های سیاه گذشته بر انتشار آثار نویسندگان و هنرمندان و بر آزادی بیان شهروندان حاکم باشد؛ قانون‌هایی که در چند دهه‌ی اخیر دولت های متعدد پشت سرهم مجری آن ها بوده‌اند بی‌آن که اجازه‌ی چون و چرا در آن ها بدهند؛ مگر در زمان انتخابات و کسب رای. آخرین نمونه‌‌اش دولت بنفش حسن روحانی است که در حوزه‌ی سانسور و قلع و قمع آثار ادبی و هنری به راستی یادآور "جیغ بنفش" است. در چند سال اخیر "اصلاحیه" های بخش سانسور کتاب وزارت ارشاد چنان درازدامن شده است که اغلب از کتاب فقط جسدی آش و لاش شده برجای می‌گذارد که گاه برای صاحب اثر نیز قابل شناسایی نیست و فقط باید بر آن زار زد. اصلاً نفس اجبار به گرفتن "مجوّز" برای انتشار اندیشه و هنر سرکوبگرانه است. حال اگر این "مجوّز" نیز تضمین‌کننده‌ی توزیع و ارائه‌ی اثر نباشد، بلاتکلیفی و عدم اطمینان حاصل از آن یا به توقف کار هنری می‌انجامد یا به خودسانسوری بیشتر. نتیجه‌ای که مطلوب دم و دستگاه سانسور و انگیزه‌ی آن برای به کارگیری ساز و کار "عدم اطمینان" است. از پرده پایین کشیدن برخی فیلم‌ها یا ندادن اکران و ایجاد محدودیت برای آن ها و لغو اجازه ی اجرای کنسرت‌های مجوزدار و جمع‌آوری کتاب‌های منتشر شده که در نمایشگاه کتاب سال جاری به وفور رخ داد، از نمونه‌های مکرر در مکرر این روزها و در چند سال اخیراست. نمونه‌ی بارز دیگر ممنوعیت صدای زنان است؛ یعنی محروم کردن نیمی از مردم جامعه از حق بدیهی‌شان... سانسور همچنان با قوّت هر بیشتر ادامه دارد و مقابله با آن نیز. سیزده آذر برای ارج نهادن به پیکاربا سانسور، برای اهمیت دادن به آزادی بیان بی‌هیچ حصر و استثنا، برای بزرگ‌داشتن کوشش‌های سانسورستیزان، روز مبارزه با سانسور نام گذاری شده است. این روز را گرامی می داریم و خواهان برچیدن کامل بساط سانسور، در هر شکل و لباس و به هر بهانه، هستیم. کانون نویسندگان ایران ۱۱ آذر ۱٣۹۶.

Saturday, December 2, 2017

چرخش هنوز نه؛ تغییر در سیاست اتحادیه اُروپا..منصور امان.

چرخش هنوز نه؛ تغییر در سیاست اتحادیه اُروپا..... منصور امان. سیاست تک پایه ای اتحادیه اُروپا برای تنظیم مُناسبات با رژیم مُلاها که به گونه انحصاری بر بُنیان توافُق هسته ای قرار گرفته، در حال ریزش است. این ارزیابی را دفاع تردید آمیز خانُم موگرینی، یکی از حامیان پُرحرارت سیاست مزبور، از توافُق وین تایید می کند. مسوول سیاست خارجی اتحادیه اُروپا در یک همایش تجاری - سیاسی زیر نام "کُنفرانس بین المللی گُفتُگوهای مدیترانه ای" که از سوی دولت ایتالیا برگزار می شود، نسبت به دُرُستی محدود کردن مُذاکره با حاکمان ایران به مساله هسته ای ابراز تردید کرد. او گفت اینکه این امر "چه دُرُست یا اشتباه بود، در هر حال باید آن را اجرا کرد". تاکُنون اعضای اُروپایی گروه شش کشور و به وِیژه خانُم موگرینی به عُنوان سفیر و سُخنگوی آنها، اصرار می ورزیدند که توافُق هسته ای تنها مسیر تامین امنیت خاورمیانه و اُروپا و فراتر از آن، سکوی پرشی به سمت حل و فصل مسایل دیگر روی میز است. حال مسوول سیاست خارجی اُروپا نه فقط با اطمینان همیشگی از توافُق هسته ای به عُنوان راه حل انحصاری بُحران سُخن نمی گوید، بلکه یک گام جلوتر گذشته و خود به عُنوان مُنتقد و مُدافع اجباری آن بر صحنه پدیدار می گردد. او تاکید کرده: "این تصمیم که مُذاکرات تنها به موضوع هسته ای مُنحصر شود، به ۱۴ سال پیش برمی گردد. شاید من به طور شخصی اعتقاد داشته باشم که مُذاکره در باره مسایل منطقه ای می توانست یک نُقطه شُروع خوب باشد، اما این تصمیم آن موقع گرفته نشد." اگرچه خانُم موگرینی - به دلایل فهم پذیر - تاریخ افشای برنامه مخفی هسته ای مُلاها را با تاریخ توافُق نزدیک به سه سال پیش برای کنار گذاشتن ماجراجویی منطقه ای از مُذاکرات هسته ای جا به جا کرده، با این همه تلاش وی برای وارد کردن فاکتور مسایل منطقه ای به موضوع تنظیم مُناسبات با رژیم جمهوری اسلامی، یک تغییر لمس پذیر در سیاست ایران اتحادیه اُروپا را نشان می دهد. پیش از خانُم موگرینی، آقای ماکرون، رییس جمهور فرانسه، در همین راستا دو خط "برنامه موشکی بالیستیکی" مُلاها و "نقش ایران در منطقه در ایجاد بی ثباتی در کشورها" را به مُوازات توافُق هسته ای ترسیم کرده بود. پارلمان اُروپا نیز روز پنجشنبه ۹ آذر با صدور قطعنامه ای حمله موشکی به عربستان را محکوم کرده و از رژیم مُلاها خواست "حمایت خود از شبه نظامیان حوثی را در یمن را بی درنگ متوقف کند". با این حال اتحادیه اُروپا از یک چرخش جدی در سیاست پیشین خود هنوز فاصله دارد، بسا بهتر می توان از آغاز یک دوره گُذار در این رابطه سُخن گفت که دروازه وُرود به آن، دستیابی به تفاهُم با آمریکا برای حفظ "برجام" و در کنار آن فشار بر رژیم مُلاها است. این توازُن می تواند منافعی که اُروپا برای خود از توافُق هسته ای با مُلاها تصوُر کرده را تامین کند و به آن اجازه برداشتن گامهای بعدی را بدهد. می توان پیش بینی کرد که اولین مرحله در دوره گُذار برای اتحادیه اُروپا، کسب بیشترین و سریعترین بهره تجاری و اقتصادی از "برجام" خواهد بود. این مرحله با تلاش آن برای به تاخیر انداختن یا کُند کردن روند مُداخله مسایل "غیرهسته ای" در سیاست برخورد به رژیم مُلاها همراه می شود. گام نهایی در این پروسه، تلاش برای اطمینان یافتن از جایگاه مُوثر اُروپا در نظم سیاسی و اقتصادی منطقه و بازارهای آن پس از "برجام منطقه ای" خواهد بود. نشستن بین دو صندلی برجام هسته ای و برجام منطقه ای مشغله چندان راحتی برای اتحادیه اُروپا نخواهد نبود. حاکمان ایران اولی را موریانه وار از درون پوک کرده اند و دُوُمی را از زیر پای شُرکای شان با لگد می کشند.

طاهر احمدزاده هِرَوی، مبارز گرانقدر و چهره محبوب مردم، ما را تَرک کرد...مهدی سامع.

طاهر احمدزاده هِرَوی، مبارز گرانقدر و چهره محبوب مردم، ما را تَرک کرد طاهر احمد زاده هِرَوی، یکی از فرهیختگان نهضت ملی ایران و از مبارزان ضد استعمار و ضد استبداد در سن ۹۶ سالگی در مشهد چشم از جهان فرو بست. زنده یاد طاهر احمد زاده در دوران رژیمهای شاه و شیخ برای رهایی مردم ایران بی وقفه مبارزه کرد و در همین راه بارها در هر دو رژیم بازداشت و زندانی شد. وی در آبان ۱۳۵۷ با اوج گیری خیزش مردم ایران از زندان شاه آزاد شد و پس از سرنگونی رژیم سلطنتی، برای مدت کوتاهی استاندار خراسان بود. خمینی مرتجع که از افکار مترقی و آزادیخواهانه آقای احمد زاده آگاه بود، به اشکال مختلف و منجمله با زندانی کردن و شکنجه مانع فعالیت او برای آزادی و عدالت شد. وارستگی، انسان دوستی، نکته بینی و تعامل با دگر اندیشان خصوصیات برجسته وی بود. طاهر آقا پدر چریکهای فدایی خلق رفقا مسعود و مجید احمد زاده که در دوران رژیم شاه به شهادت رسیدند و مجتبی احمد زاده که در دوران رژیم خمینی به شهادت رسید، بود. از طرف خود و رفقایم در سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، فقدان مبارز عالیقدر زنده یاد آقای طاهر احمد زاده هِروی را به فرزند و خانواده گرامی ایشان و نیز به خانواده شهدا و زندانیان سیاسی، رهروان راه دکتر محمد مصدق و به تمام آزادیخواهان تسلیت می گویم. یاد عزیزش مانا و ماندگار مهدی سامع پنج‌شنبه ۹ آذر ۱٣۹۶ - ٣۰ نوامبر ۲۰۱۷

نقش روحانی در ادامه حصر موسوی، رهنورد و کروبی.....زینت میرهاشمی.

...نقش روحانی در ادامه حصر موسوی، رهنورد و کروبی.... ..زینت میرهاشمی. یکی از وعده های حسن روحانی در هر دو دوره شعبده بازی انتخاباتی، رفع حصر از حسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی بود. از شعارهای حقوق شهروندی، حل بحران اقتصادی، آزادی زندانیان سیاسی و دیگر حرفهای شیادانه او که بگذریم، وعده پایان حصر از جمله وعده های مهم او برای کشاندن هرچه بیشتر مردم به صحنه تاتر انتخابات بود. تاکید دوباره شورای عالی امنیت رژیم بر ادامه حصر و به تصویب نرسیدن رفع حصر با توجه به این که حس روحانی ریاست این شورا را به عهده دارد، موقعیت او را بهتر مشخص می کند. حسن روحانی همچون محمد خاتمی یک تدارکچی بیش نیست با این تفاوت که محمد خاتمی به این موقعیت اعتراف کرد و روحانی با شیادی ادای توانایی برای اجرای وعده هایش را در می آورد. روز ۸ آذر، ضرغامی عضو شورای عالی ارتجاع فرهنگی، از عدم تصویب رفع حصر آقایان حسین موسوی و مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد در جلسه اخیر شورای عالی امنیت رژیم خبر داد. (تسنیم، ۸ آذر) ضرغامی گفت: «۲۵ بهمن ۸۹ در شورای عالی امنیت به اتفاق آرا» تصمیم به حصر گرفته شد و «حسن روحانی هم بحث مخالفی نداشت». وی اضافه کرد: «در شورای عالی امنیت ملی [بخوانید ولایت فقیه] اخیر به ریاست روحانی هم برداشتن حصر به تصویب نرسید، چرا که این حصر برای حفظ امنیت کشور به تصویب رسیده است.». تصمیم اخیر جلسه شورای عالی امنیت رژیم در حالی است که حسن روحانی ریاست آن و شش عضو دولت او در میان ۱۲ عضو این شورا حضور دارند. برآمد این جلسه نشان دهنده گره خوردن منافع حسن روحانی و تیم او با دستگاه ولایت در سرکوبگری است. نقش حسن روحانی در ادامه حصر نمی تواند در برابر وعده های شیادانه و دروغ او و یا پرخاشگریهای گاه و بیگاه وی در برابر جناح مقابل پنهان بماند. حسن روحانی همان پایور و سرسپرده نظام استبدادی مذهبی است که در آن همه حقوق شهروندی انکار می شود..

Friday, December 1, 2017

رویدادهای هنری مهر ماه ۱۳۹۶........ فتح الله کیاییها.

رویدادهای هنری مهر ماه ۱۳۹۶...... فتح الله کیاییها.. گفتند که را کُشتی تا کُشته شوی زار، حالا این حکایت بازیگر زن محبوب خامنه ای (الهام چرخنده) است که پس از آن همه جست و خیزها و چرخیدنها و رقصیدنها فعلاً شده بازنده! به نقل از "خبرگزاری میزان" او از این می نالد که سالهاست خانه نشین است و دیگر کسی به او کاری نمی دهد و سپس دچار حمله عصبی شده و در بیمارستان بستری می شود و خانواده اش شاکی که چرا مسوولان را خبری از حال و روزش نیست. گویا این هنرمند وطنی فراموش کرده که وقتی خودش را (به قول شاملوی عزیز) با کِش تنبان صاحبان قدرت حلق آویز می کند، سرنوشت دیگری جز سقوط در سیاهی و تیرگی برایش مقدر نیست. حاصل چرخیدنها چه شد؟ او بایست می فهمید وقتی که این رژیم یاران و برادران نزدیک و دست راست خودش را بی محابا به قربانگاه می کشاند و برای دو روز بیشتر بر مسند قدرت بسیاری از شیر زنان و شیر مردان این سرزمین را به مسلخ می کشاند و بین جوانان افیون توزیع می کند، برای او و امثال او که نقد شرف و آبروی خویش را در قمار دو سر باخت آنها از دست داده اید، پشیزی ارزش قایل نیست. به خلاصه ای از این ماجرا توجه کنید: الهام چرخنده، بازیگر سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرگزاری میزان گفت: "من در طی ۴ سال گذشته بیکارم و هیچ کاری نکرده ام. مدتی کوتاه کار کارگردانی انجام می دادم که جلوی آن هم گرفته شد." وی بعد از این مصاحبه ،در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۳۹۵ به دلیل حمله عصبی راهی بیمارستان گردید؛ موضوعی که با انتقاد شدید خانواده چرخنده از بی توجهی هنرمندان به وضعیت وی مواجه شد. وی شکایت کرد: "در حوزه بازیگری نمی دانم چرا هیچ پیشنهادی به من نمی شود. مگر من چه کرده ام که باید ۴ سال بیکار باشم و هیچ کاری به من پیشنهاد نشود؟ و جالب است که هیچکس پاسخگو نیست و نمی دانم در آینده می توانم کار کنم یا نه، چون هیچ کس به من چیزی نمی گوید و چیزی به من ابلاغ نشده است و کسی پاسخگو نیست." نوبل در ادبیات اگر چه هیچکس بخت و اقبالی برایش قایل نبود، ولی کمیته نوبل در برابر شگفتی همگان اعلام کرد که جایزه ادبی امسال را به "کازو ایشی گورو" می دهد؛ نویسنده ای بریتانیایی و ژاپنی تبار. بنا بر اظهارات کمیته نوبل او استحقاق دریافت این جایزه را به خاطر رمانهایی که می‌ توانند عطوفت خواننده را برانگیزند دارد. او پرتگاههایی را در زندگی بشر آشکار می‌ کند که در پس این توهم نهفته است که ما با جهانمان در پیوند قرار داریم. ایشی ‌گورو که در سال ۱۹۸۹ تحصیلاتش را در رشته زبان انگلیسی و فلسفه در دانشگاه "کنت" به پایان رسانده، با همان نخستین رمانش به عنوان نویسنده ‌ای صاحب سبک خود را شناساند. در رمان "منظره پریده ‌رنگ تپه ‌ها" (به ترجمه امیر امجد- نشر نیلا) او سرگذشت زنی ژاپنی را روایت می‌ کند که بعد از مرگ همسرش و خودکشی دخترش دوران بارداری ‌اش در ناکازاکی را در یک عمارت بلندمرتبه در شهری که با خاک یکسان شده به یاد می‌ آورد. از آثار دیگر او که به فارسی ترجمه شده اند، می توان از "بازمانده روز" (به ترجمه نجف دریابندری – نشر کارنامه)، "هرگز رهایم مکن" (به ترجمه سهیل سمی – نشر ققنوس)، "هنرمندی از جهان شناور" (به ترجمه یاسمین محمدی – انتشارات افزاز)، "تسلی ناپذیر" (به ترجمه سهیل سمی – نشر ققنوس)، "وقتی یتیم بودیم" (به ترجمه مژده دقیقی – نشر هرمس) و "غول مدفون" (به ترجمه سهیل سمی – نشر ققنوس) نام برد. سینما جشنواره سینمایی سلیمانیه زیر سایه جنگ دومین دوره جشنواره فیلم سلیمانیه در بحبوحه بحرانی که همه‌ پرسی استقلال کردستان عراق به وجود آورده و باوجود منع پروازهای بین المللی از دو فرودگاه اربیل و سلیمانیه، یکشنبه ۱ اکتبر کار خود را با برگزاری مراسم فرش قرمز و با نمایش فیلم "خانه صورتی" ساخته "پالیتو اورتگا ماتوت" از پرو آغاز کرد. از ایران رضا درمیشیان به عنوان یکی از داوران بخش رقابتی "فیلمهای کوتاه" در این جشنواره حضور دارد. دومین جشنواره فیلم سلیمانیه به سبب بحران همه پرسی استقلال در حال و هوایی متفاوت در تالار هنر و سینما سالم در شهر سلیمانیه برگزار ‌شد. فیلم "خانه صورتی" که جشنواره فیلم سلیمانیه را افتتاح کرد، فیلمی‌‌درباره پیامد بحرانهای سیاسی در زندگی خانواده‌ ها است. ونگوگ بر پرده سینما فیلم انیمیشن "ونسان عاشق" زندگی "وان ‌گوگ" را تنها با استفاده از نقاشیهای او بازآفرینی کرده است. این نخستین بار است که زندگی یک هنرمند تنها با استفاده از آثار تصویری خودش برای پرده سینما بازنمایی می‌ شود. ونسان وان ‌گوگ (۱۸۵۳ – ۱۸۹۰) زندگی شورانگیز و پرماجرایی داشت که او را برای همه هنر دوستان از جمله طرفداران سینما جذاب می‌ کند. بر پایه زندگی هنرمند هلندی چند فیلم سینمایی تهیه شده، اما فیلمی که به تازگی با همکاری هنرمندان لهستانی و بریتانیایی تولید شده، از تمام فیلمهای قبلی متمایز می شود. بیش از ۱۰۰ نقاش برای تولید نقاشیهای این فیلم که در حدود ۱۲ نقاشی رنگ ‌روغن در ثانیه است، کار کرده اند. بخشی از هزینه "ونسان عاشق" از طریق کمکهای مردمی در سایت "کیک ‌استارتر" تامین شده است. پرواز "چوکا" از قفس "مانوس" تا جشنواره سینمایی لندن "چوکا، الان ساعت چنده؟" این اسم مستندی است درباره پناهجویان استرالیا در جزیره "مانوس" که به جشنواره فیلم لندن راه پیدا کرده است. یکی از کارگردانهای این فیلم، بهروز بوچانی، از پناهجویان زندانی در مانوس است که این مستند را با دوربین موبایل و مخفیانه فیلمبرداری کرده است. این مستند در جشنواره فیلم لندن پخش شد. این فیلم روایتگر زندگی و یاس پناهجویانی است که با هزاران شوق و امید به رهایی، خطرات راهی بس دشوار را به جان خریده و اینک اندوه زده در پشت میله های کمپ پناهندگی مانوس استرالیا گرفتار آمده اند؛ فیلمی دردناک از توحش و بربریت دولت دست راستی استرالیا که دیدن تا به آخرش توان دیگری را طلب می کند. اسرافیل مقهور قدرت سانسور و پیچیده در چنبره سنت چالش دیگری در مفهوم سنت و مفاهیمی ‌چون "اخلاق" و "آبرو" در یک شهر کوچک، بـن ‌مایه دومین فیلم بلند آیدا پناهنده است. "اسرافیل" که ‌این روزها اولین نمایش جهانی اش را در جشنواره جهانی فیلم لندن تجربه می‌ کند، نمایشگر دغدغه ‌های فیلمسازی است که سعی دارد با حس و حالی زنانه، شخصیتهای زنی را تصویر کند که در جامعه ‌ای مردسالار با مشکلات عاطفی و احساسی روبرو می‌ شوند. هر دو شخصیت زن فیلم "اسرافیل" بسیار ضعیف و مقهور جبر شرایط تصویر هستند. تا پایان هیچکدام از آنها علیه‌شرایط خود نمی‌ شورند و گویی تقدیر نه چندان خوشایند شان را به راحتی می ‌پذیرند. فیلم به سنت تن می دهد و مقهور جامعه بسته و ترسناک اطرافش می‌ شود. حتی مرد فیلم هم - که آشکارا دل در گرو ماهی دارد - به جای تلاش برای تغییر شرایط، به یک ازدواج مکانیکی سنتی اینترنتی برای فقط "تنها نماندن" تن می ‌دهد و در نهایت به راحتی از عشقش می ‌گذرد. آخرین صحنه فیلم، واپس‌ گرایانه ‌ترین پایان ممکن را برای این داستان رقم می‌ زند. فیلمساز در روایت شخصیتها و فضای جامعه بسیار محتاط و محافظه ‌کارانه عمل می ‌کند و در نهایت - خودآگاه یا ناخودآگاه - مقهور و تسلیم همان جامعه بسته می ‌شود و همینطور تسلیم سانسور حاکم بر سینمای ایران. نمایشگاه بازتاب شورش طبیعت در تابلوهای هنری تغییرات اقلیمی و پدیده‌ های جوی به یکی از موضوعات مهم جهان امروزی بدل شده و شمار فزاینده سوانح و فاجعه ‌های طبیعی ابعاد نگران ‌کننده ‌ای به خود گرفته است. نمایشگاهی در موزه "بن" به بازتاب این موضوع در آثار هنری می‌ پردازد. یکی از پرسشهایی که نمایشگاه شهر بن می‌ کوشد به آن پاسخ دهد، این است که تغییرات جوی و فاجعه ‌های آب و هوایی بر طبیعت و هنر تا چه اندازه تأثیرگذار بوده ‌اند. در این نمایشگاه آثاری از طبیعت کوهستان و ابرهای آبستن رعد و برق و تصویری از برخورد صاعقه به برج ایفل را می توان دید. مونالیزای عریان در فرانسه هنرشناسان فرانسوی می‌ گویند تابلویی را پیدا کرده ‌اند که به احتمال طرح اولیه "لئوناردو داوینچی" از اثر جاودانه ‌اش "مونالیزا" است. این طرح اولیه که با زغال کشیده شده، برای ۱۵۰ سال در میان یک مجموعه دیگر از نظرها پنهان مانده بوده است. این طرح یک زن عریان را نشان می‌ دهد که نامش "مونا وانا" است و تابلوی عریان او به کارگاه نقاشی لئوناردو داوینچی نسبت داده شده است. کارشناسان پس از انجام آزمایشهای جدید روی تابلو مونالیزا که در موزه "لوور" پاریس نگهداری می ‌شود، متقاعد شده‌ اند که دستکم بخشی از تابلو عریان کار داوینچی بوده است. این اثر از سال ۱۸۶۲ در یک مجموعه متعلق به دوران رنسانس در موزه "کندو" در قصر شانتلی در شمال پاریس نگهداری می شده است. تابلو نقاشی مونا لیزا که با نام "لبخند ژوکوند" هم شناخته می‌ شود، رمزآلودترین اثری هنری جهان است و تاکنون محققان زیادی وقت خود را صرف کشف هویت این زن و نسبتش با لئوناردو داوینچی کرده ‎اند. تاریخ خلق این اثر بین سالهای ۱۵۰۳ تا ۱۵۱۷ تخمین زده می ‌شود. موسیقی و شگفتیهای جهان عرب یک از رویدادهای مهم ماه گذشته به رسمیت شناخته شدن پاره ای از حقوق زنان در عربستان بود که باعث شگفتی بسیاری گردید و یکی از این شگفتیها ظهور ام کلثوم بر پرده تلویزیون عربستان بود. شبکه "الثقافه" (فرهنگ)، متعلق به تلویزیون دولتی عربستان سعودی، از این پس صدا و تصویر ام کلثوم، خواننده زن محبوب مصری، را پخش می ‌کند. ریاض به تازگی هم اعلام کرد که رانندگی زنان در عربستان آزاد خواهد شد. پخش تصویر زنان بی‌ حجاب در تلویزیون دولتی عربستان سعودی به دلیل ماهیت مذهبی حاکمیت این کشور با محدودیتهای فراوانی همراه است. همین محدودیت سبب شده بود ام کلثوم، از مشهورترین و محبوب‌ ترین خواننده‌ های زن در جهان عرب، از تلویزیون دولتی عربستان حذف شود. ام کلثوم اواخر قرن نوزدهم/ اوایل قرن بیستم در روستایی در شمال قاهره به دنیا آمد و در سال ۱۹۷۵ در قاهره درگذشت. صدا و ترانه ‌های او در ایران و سطح اروپا هم شناخته‌ شده هستند. او که از بزرگترین چهره‌ های هنری جهان عرب شمرده می ‌شود، موفق شد با قاطعیت جای خود را در فضای مردانه اطراف خود باز کند. به او لقب "کوکب الشرق" (ستاره خاور) داده بودند. ام کلثوم از دوستان نزدیک و از حامیان جمال عبدالناصر، نخست‌ وزیر و رییس جمهوری دهه‌۱۹۶۰ مصر بود. شعر ماه ! برای این شماره شعری از سهیلا میرزایی شاعر جوان و پر آوازه در نظر گرفته شده؛ سروده ای مبتکرانه، فرو کوبنده و به فکر فرو برنده. بی گمان این روایت تازه از سنگسار هم تکان دهنده است و هم امید دهنده؛ تکان دهنده از آنجا که عمق فاجعه و نگاه مردسالارانه دینی را بی پرده فریاد می کند و امید دهنده از آن رو که دامن زایش مجدد را بالا می زند و این بدان معنی است که زن اسطوره جاوید پایداری، مقاومت و در نهایت پیروزی است. سنگ از لا به لای دستهایی که شکل هم ‌اند سیاه از لا به لای سنگهایی که جنس هم ‌اند ریز و درشت دهان سنگی فحاشی می‌کند تو را و مرا روی سفید و گچی زیر قاب خاکستر شده است من از تو فراتر زیر این سقفِ آبی زیر سنگینی این بار که تو را می ‌گیرد ایستاده‌ ام نگاهت زیر تلی از سنگ غروب شده است و من زیر این سقف آبی دامن ‌ام را بالا می ‌زنم تا باز طلوع کنی سهیلا میرزایی (برای تهیه این مجموعه از کانالهای خبری بی بی سی، صدای آمریکا، دویچه وله، رادیو فردا، رادیو زمانه، خبرگزاری میزان و سایت جنگ خبر بهره گرفته شده)