Saturday, February 10, 2018

نامه آرش صادقی و اعلام پایان اعتصاب غذا؛ دیگر اعتصاب و اعتراض از مرزهای فردی و گروهی گذر کرده....... آدینه ۲۰ بهمن ۱۳۹۶ - ۹ فوریه ۲۰۱۸.

نامه آرش صادقی و اعلام پایان اعتصاب غذا؛ دیگر اعتصاب و اعتراض از مرزهای فردی و گروهی گذر کرده....... آدینه ۲۰ بهمن ۱۳۹۶ - ۹ فوریه ۲۰۱۸ خبرگزاری هرانا – آرش صادقی فعال حقوق بشر محبوس در زندان رجایی شهر کرج که خود از وضعیت نامساعد پزشکی در رنج است، در پی تبعید توام با ضرب و شتم همسرش گلرخ ایرایی به همراه آتنا دائمی، دیگر کنشگران مدنی، از روز ۷ بهمن ماه، دست به اعتصاب غذای اعتراضی زد. این زندانی بیمار پس از حدود دو هفته اعتصاب غذا به خواست هم بندیان اش به این اعتصاب پایان داد و با نگارش نامه ای که در پی می آید به شرح دلایل خود پرداخت. به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آرش صادقی، زندانی بیمار زندان رجایی شهر کرج که از عوارض ناشی از حدود ۷۰ روز اعتصاب غذای پیشین رنج می برد پس از مضروب شدن همسرش گلرخ ایرایی و آتنا دائمی، دیگر فعال حقوق بشر دربند دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده بود. او که این اعتصاب را از روز شنبه مورخ ۷ بهمن ماه آغاز کرده بود به شدت در وضعیت نگران کننده ای از لحاظ پزشکی قرار گرفت زیرا همانطور که اشاره شد به تازگی به ۷۰ روز اعتصاب پیشین خود پایان داده بود و عوارض ناشی از این اعتصاب سلامت او را سلب کرده است. آرش صادقی روز ۱۸ بهمن ماه با نوشتن نامه ای که جهت نشر در اختیار هرانا قرار گرفته پایان اعتصاب خود را اعلام کرد. این فعال حقوق بشر در نامه خود آورده است “خبر انتقال گلرخ و آتنا به زندان قرچک را که شنیدم دوباره تصویر مظالم این سالها در ذهنم زنده شد. خاصه آنکه این دو زن زندانی را آماج توهین و ضرب و شتم قرار داده بودند. ماجرا باز تکرار همان سناریوی پرونده سازی بود که این بار در زندان نوشته و به اجرا درآمد.” آرش صادقی ادامه می دهد “وقتی قانون قرار داده شده خودشان مستمسک اجبار، فشار و سرکوب قرار می گیرد، برای حفظ شان و حقوق انسانی انتخابی جز مقاومت و اعتراض باقی نمی ماند. این بود که با وجود ضعف مفرط جسمی دست به اعتصاب غذا زدم.” این زندانی عقیدتی با برشمردن دلایل اعتصاب غذا شرح وضعیت خود را اینگونه در ادامه نامه توضیح می دهد “وانگهی ممانعت از درمان فوری و رسیدگی پزشکی شرایط جسمی ام را تا آن اندازه تحلیل برده بود که در همان چند روز اول اعتصاب با افت فشار، خونریزی روده، مشکل تنفسی، تپش قلب و تهوع های پیاپی مواجه شدم.” در نهایت آقای صادقی اعلام می کند “دوستان هم بندم از همان آغاز مصرانه از من خواستند که از این تصمیم صرفنظر کنم و در طی این چند روز بی وقفه حضور آنها را با تمام دلواپسی هایشان در کنار خود احساس کرده ام که نهایتا در احترام به درخواست آنان تصمیم گرفتم به اعتصاب غذای خود پایان دهم.” کنشگر مدنی محبوس در رجایی شهر کرج در نامه خود می گوید “به واقع آنچه امروز با آن مواجه هستیم، ستمی است فراگیر و سیستماتیک که زخم شلاقش را بر پیکر این مردم نشانده. آنجا که خبری از عدالت نباشد، دفاع از حق جرم است و سرزمینی که آزادی در آن در زنجیر است اعدام و تبعید و زندان امری بدیهی شمرده می شود.و سرنوشت من و گلرخ و آتنا هم جدا از این واقعیت نیست. گلرخ و آتنا حق دارند که از شان و جایگاه انسانی خود دفاع کنند همانگونه که امروز زنانی به تنگ آمده از ستم و نابرابری حقوق به تاراج رفته شان را در خیابانها فریاد می کشند. من از اعتصاب غذا دست کشیدم چرا که درد خود را بارها کوچکتر از مصیبت مادری که جنازه فرزندش را در مقابلش می گذارند و می گویند معتاد بوده یافته ام.” آرش صادقی در پایان نامه ۱۸ بهمن ماه خود تاکید می کند “جایی که مردم جان خود را برای تحقق آزادی جمعی و همگانی در خیابانها به مخاطره می افکنند، دیگر اعتصاب و اعتراض از مرزهای فردی و گروهی گذر کرده و پاسخ به آزادی مسیری بالا بلندتر را جستجو می کند.” لازم به تکرار است، آرش صادقی در حالی اعتصاب غذای خود را آغاز کرده بود که بعد از یک دوره اعتصاب غذای حدود ۷۰ روزه، خود به شدت بیمار بوده و نیازمند رسیدگی پزشکی و رژیم غذایی مناسب است. این فعال حقوق بشر که پیشتر توسط دادگاه انقلاب به جمعا ۱۹ سال حبس محکوم شده است، اواسط سال جاری در اعتراض به بازداشت دوباره همسرش دست به اعتصاب غذایی زده که بیش از ۷۰ روز به طول انجامید. آقای صادقی از بیماری های زیادی از جمله آسم، کولیت روده، ناراحتی شدید معده و کلیه و… رنج می برد که همگی از عوارض اعتصاب غذای طولانی است که در سایه عدم رسیدگی بدتر شده است. آقای صادقی برای اولین بار در ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۸ در مقابل دانشگاه علامه طباطبایی تهران به همراه تعدادی از دانشجویان معترض به نتایج انتخابات ۱۳۸۸ توسط مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شد و پس از ۹۰ روز به قید کفالت آزاد شد. این فعال حقوق بشر اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ توسط اطلاعات سپاه بازداشت و پس از ۶ ماه حبس اسفند ماه با وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. زمانی که موقتاً از زندان آزاد بود، مأموران برای بازداشت وی به خانه‌اش یورش بردند که همین امر موجب سکته و درنهایت فوت مادر آرش صادقی شد. آقای صادقی آخرین بار خردادماه ۱۳۹۵ در دادسرای شهید مقدس زندان اوین جهت اجرای حکم بازداشت شد. وی در آبان ماه ۱۳۹۵ به مدت ۷۰ روز دست به اعتصاب غذا زد و مهرماه ۹۶ نیز از زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد. روز گذشته مورخ ۱۹ بهمن ماه سازمان عفو بین‌الملل طی بیانیه‌ای از مقامات ایران آزادی آتنا دائمی،‌ گلرخ ابراهیمی و آرش صادقی از زندان را خواستار شد.

Friday, February 9, 2018

صدای مردم، فریادی علیه کل نظام!.....زینت میرهاشمی.

صدای مردم، فریادی علیه کل نظام!.... زینت میرهاشمی شعارهایی که مردم در کف خیابان علیه تمامیت رژیم سر داده اند، آنقدر رسا و واضح است که پس لرزه های آن زیر عنوان «شنیدن صدای مردم» همچنان موضوع جدال باندهای درون حکومت است. هر باندی می خواهند فریادهای رسای مردم را به دلخواه خود تفسیر کند. روحانی با انداختن توب در زمین طرف مقابل مدعی می شود کسی که دلیل اعتراضهای مردم را فقط اقتصادی بداند «صدای مردم» را نشنیده است. وی بی شرمانه مدعی می شود که در سالهای گذشته در همین زمان، در ماههای دی و بهمن، مشکلات بوده «اما امسال مشکلی نداریم.». وی کلی گویی و شیادی را تا حدی پیش می برد که می گوید «درآمدهای ارزی و غیر نفتی ما از گذشته بهتر» است. احمد جنتی دبیر شورای نگهبان هم توصیه کرد که «باید صدای اعتراض مردم را شنید». صدای اعتراض مردم این دایناسور قرون وسطایی را آنقدر ترسانده که «نگران سال آینده» است که چه «اتفاقاتی رخ خواهد داد.» خامنه ای که خود در نوک پیکان صدای اعتراض مردم است و عکسهایش در آتش خشم مردمی سوخته است، خودش را به طور کامل به کری و کوری زده و مدعی می شود که صدایی در کار نبوده است. خامنه ای مردم را همان بسیجیها، ساندیس خورها و ذوب شدگانی می داند که قرار است در روز ۲۲ بهمن برای بیمه عمر رژیم به خیابان بیایند و برای او روز «تماشایی» خلق کنند. علم الهدی نماز جمعه خوان مشهد، برای کشاندن مردم به راهپیمایی حکومتی ۲۲ بهمن، رویداد ۲۲ بهمن را وارد آیه های قُران کرد و مدعی شد که مردم «بر اساس نص صریح قُران باید در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت» کنند. بر این منظر التماسهای پایوران رژیم برای کشاندن طرفداران شان به خیابان، خود گویای وضعیت بحرانی حکومت و شنیدن صدای مردم علیه کل حکومت است. از این منظر می توان گفت که کل حکومت صدای مردم را شنیده است. تداوم همین صدای اعتراضی در میان کارگران شرکت نیشکر هفت تپه و کارگران هپکو ، تداوم اعتراض زنان به حجاب اجباری و ... است که آنها را به التماس کردن کشانده است. دیکتاتورها به صدای مردم عمل نمی کنند، این صدا کل نظام را نشانه گرفته و سرنگونی نظام پوسیده ولایت فقیه بیش از هر هنگام نزدیک است.

Thursday, February 8, 2018

حکومت در پایان راه، طوفان انقلاب در راه>...زینت میرهاشمی.

حکومت در پایان راه، طوفان انقلاب در راه> زینت میرهاشمی.... این روزها پایوران رژیم برای برگزاری تظاهرات فرمایشی به مناسبت پیروزی انقلاب ضد سلطنتی تدارک می بینند. ۳۹ سال پیش مردم ایران با قیام تاریخی روزهای ۲۱ و ۲۲ بهمن سال ۵۷، نظام سلطنتی را سرنگون کردند و دارودسته مرتجعان به سرکردگی خمینی توانستند در فقدان یک بدیل دمکراتیک و مردمی و در ساخت و پاخت با اروپا و آمریکا قدرت را در دست گیرند و ضمن پایمال کردن دستاوردهای انقلاب مردم، قدرت ارتجاعی خود را سامان دهند. آن چه در این ۳۹ سال بر مردم ایران گذشته بر همگان معلوم است. فقط فهرست بالابلند جنایتهای رژیم در حق مردم ایران و محیط زیست ایرانیان و همچنین فهرست مبارزه مداوم و مقاومت زنان و مردان ایران زمین علیه استبداد دینی و رژیم ولایت فقیه بدون اغراق ۳۹ جلد کتاب قطور می شود. بنابرین تظاهرات نمایشی که قرار است روز ۲۲ بهمن امسال برگزار شود، کُنش رژیمی است که به علت ستیز تمام قد مردم با حکومت، به آخر خط رسیده و می خواهند برای طرفهای خارجی با سیلی صورت خود را سرخ کنند. خبرهای چند روز گذشته حاکی از آن است که رژیم به سرکوب گسترده ادامه می دهد. روز چهارشنبه ۱۸ بهمن، سایت حقوق بشری «هە نگاو» اسامی و مشخصات ١٥ زندانی سیاسی کُرد کە بە اعدام محکوم شدە و هم اکنون در انتظار اجرای حکم خود هستند را منتشر کرد. در همین روز سازمان دیده ‌بان حقوق بشر اعلام کرد که از ابتدای سال جاری میلادی حداقل سه نوجوان را که قبل از ۱۸ سالگی مرتکب جرم شده اند را اعدام کرده است. همزمان فشار مداوم بر زندانیان سیاسی ادامه دارد و تعدادی از این زندانیان در اعتصاب غذا هستند. مردم اما در هر فرصت حکومت را به چالش می گیرند. در همین دو روز گذشته شاهد دهها حرکت اعتراضی کارگران بودیم. اعتصاب متحد و قدرتمند کارگران نیشکر هفت تپه پس از ۷ روز در روز چهارشنبه ۱۸ بهمن با پیروزی نسبی موقتاً پایان یافت. در رویدادی دیگر ۳۲ وکیل دادگستری در بیانیه‌ ای خواستار آزادی رضا شهابی شدند. مبارزه روزمره زنان علیه حجاب اجباری همچنان در شبکه های اجتماعی داخلی و رسانه های جهانی پوشش داده می شود. حکومت زنان معترض را به مجازاتهای سخت تهدید کرده است. در جواب این تهدیدها، نرگس حسینی از «دختران خیابان انقلاب» که به خاطر اعتراض به حجاب اجباری بازداشت شده از زندان قرچک اعلام کرد که: «به حجاب اجباری اعتراض دارم و پشیمان نیستم». در این روزها جنبش مردم غارت شده همچنان ادامه دارد. روز سه شنبه ۱۷ بهمن، غارت شدگان موسسات وحدت، افضل، آرمان البرز ایرانیان و... مقابل مجلس رژیم تجمع کردند. در همین روز غارت شدگان كاسپين در تهران از ساختمان مركزى آرژانتين به شعبه الوند با شعار «مفسد اقتصادی، مجوز و تو دادی» دست به راهپیمایی زدند. همزمان در ملایر غارت شدگان موسسه آرمان وحدت در برابر شعبه این موسسه دست به تجمع زدند. رویدادهای دو روز گذشته قطب بندی بین حکومت و مردم را به خوبی نشان می دهد. اگر حرکتهای اعتراضی یک سال گذشته به شمول خیزشها و قیامهای خیابانی در حدود ۱۴۰ شهر و شهرستان را در نظر بگیریم، قطب بندی موجود در جامعه واضح تر خود را نشان می دهد. مردم برای آزادی، عدالت و زندگی انسانی بپاخاسته اند و حکومت دینی و دیکتاتوری را بر نمی تابند و طوفان انقلاب در راه است.

Wednesday, February 7, 2018

مایه نگرانی حُکومت، رنگ و بوی تازه اعتراضها است....منصور امان.

مایه نگرانی حُکومت، رنگ و بوی تازه اعتراضها است.... منصور امان..... مُقاومت موفقیت آمیز درویشان در برابر یورش نیروهای نظامی و امنیتی، برای حاکمیت جمهوری اسلامی یک نشانه تازه از روند نگران کننده ای است که تحولات به سمت آن در حرکت است. روانشناسی جامعه گام به گام به سمت کاهش تحمُل شرایط موجود و افزایش آمادگی ذهنی و انگیزه برای دگرگون ساختن آن تغییر می یابد. درویشان یک تهاجُم تدارُک دیده شده حُکومت برای سرکوبی اقلیت مذهبی صوفی را به صحنه مُقاومت فعال مدنی در برابر آن بدل ساختند و حاکمیت را در پهنه اعمال حق انحصاری و بی مانع خُشونت ناکام گذاشتند. پیش از این، واکُنش سرکوبگرانه حُکومت در برابر اعتراض به حجاب اجباری در تهران، با تهاجُم دُختران و زنان مُعترض در سراسر کشور پاسُخ گرفته بود. چنگ و دندان نشان دادن حاکمیت نه تنها موجب خاموش نشدن جرقه خیابان انقلاب نشد، بلکه در نقش آتش گردان اعتراض به تحمیلات ارتجاعی عمل کرد. "دُختران خیابان انقلاب" به شیوه ای نمایان و چالش برانگیز به قهر حُکومتی پاسُخ دادند. اعتراضات ماه دی وسیع ترین صحنه گذار تحول کیفی شکل گرفته در اعماق روحیه جامعه به قلمرو عینیت بود. در ماه های پیش از آن و در سراسر سالهای ۹۵ و ۹۶ اقشار و گروه های گوناگون جامعه بی وقفه به این سمت در حال حرکت بوده اند و شُمار و تناوُب اعتراضهای علنی آنها به گونه پیوسته افزایش یافته است. در پرتو این تحول، خُشونت حُکومت چه در پهنه حُقوق اقتصادی جامعه و چه در پهنه حُقوق مدنی و دموکراتیک آن، نه فقط پاسُخی مُتفاوت و مُقاومت ساز می گیرد، بلکه اعتراضهای مُستقل به آن نیز رنگ و بوی تازه ای گرفته و مضمون جدیدی می یابد که از سطح نبردهای صنفی و مدنی فراتر می رود. این واقعیت در بازداشت بیش از بیست تن از کارگران مُعترض هفت تپه و آزاد شدن آنها در فاصله ای به نسبت کوتاه خود را نمایان ساخت. حُکومت، اعتصاب هفت تپه در بهمن ۹۶ را به گونه دیگری از اعتصاب بهمن ۹۵ ارزش گذاری می کند. شکل گیری یک جُنبش سراسری آن تفاوُتی است که این دو را از یکدیگر جدا کرده و درجه مُتفاوتی به میزان تهدید هر یک از آنها می دهد. این پدیده سهمگین، اعتراضات صنفی یا مدنی را دارای پتانسیلی برای فراتر رفتن از نُقطه شروع خود ساخته و از سوی دیگر، امکان ترکیب آن با اعتراضات بخشهای دیگر جامعه را در برابر آن قرار داده است. همین مُعادله نزد کارگران هفت تپه نیز عمل می کند. آنها با دستگیری انبوه همکاران خود نه تنها عقب ننشستند و پراکنده نشدند، بلکه حرکتهای اعتراضهای گُسترده تر را در دستور کار قرار داده و آن را آشکارا اعلام کردند؛ واکُنشی تهاجُمی که حُکومت را وادار به عقب نشینی و رها کردن بازداشتیها کرد. مُبارزه جویی دُختران خیابان انقلاب، درویشان و کارگران هفت تپه و هپکو و همه دیگرانی که پس از آنها خواهند آمد، بر اقتدار مُتکی بر خُشونت حُکومت آثار نابود کننده ای دارد. همزمان با این فرسایش، بُحران خارجی و بُحران اقتصادی که "نظام" با آن دست به گریبان است، جای خوش بینی نسبت به تقویت موقعیت آن در برابر جامعه و برخوردار شدن از فضای مانور بیشتر به جا نمی گذارد. نگرانی آیت الله جنتی از سرنوشت "نظام" در سالی که در پیش است، بیان صریح این وضعیت است. آن را باید جدی گرفت و از هیچ تلاشی برای به واقعیت پیوستن پیش بینی هراس آلود وی فرو نگذاشت.

Saturday, February 3, 2018

ترور جامعه و سلاح ترس کارایی ندارد؛ موج تازه اعتراضها..منصور امان.

ترور جامعه و سلاح ترس کارایی ندارد؛ موج تازه اعتراضها.... منصور امان... وقتی یک بُلندگوی بدآوازه دستگاه نظامی و امنیتی از فراز تریبون عُمومی فراخوان به قتل و زندان و بستن دهانها را می دهد، می توان مُطمئن بود که در سراپرده قُدرت آنچه که سیاست تعیین می کند، وحشت است. در پس بدمستی روز جُمعه حُجت الاسلام احمد خاتمی، صدای نگرانیها و هراس حُکومتی شنیده می شود که چشم در چشم یک خیزش خاموشی ناپذیر دوخته و نسبت به سرنوشت خود سخت بیمناک شده است. شکل گیری موج تازه اعتراضها نیروی فشاری است که آقای خاتمی را برای شلیک تهدیدهای بی ثمر و تکراری اش به نماز جُمعه فرستاده است. او مردُمی را از اعدام و زندان می ترساند که حُکومت فقط مُدت کوتاهی پیش از این، ۲۴ تن از آنها را در خیابان و دستکم ده تن دیگر را در زندانها به قتل رسانده و با این حال بار دیگر شهرهای کشور را صحنه نمایش اراده خود ساخته اند. تهران، کرمانشاه، مشکین شهر، اهواز، مشهد و مراغه شهرهایی بودند که خواب شب پنجشنبه آقای خاتمی و اربابانش را به کابوس بدل ساختند تا باطل شدن افسون سرکوب را تا صُبح بر خود بلرزند. ترور جامعه و سلاح ترس بر آنها که فشار زندگی و تنگی حصارهای رژیم استبدادی مذهبی به حرکت شان درآورده، بی تاثیر است. در همان حال که خیزش دی ماه ماسک "اصلاح طلبی" حُکومتی را کنار زده و به این وسیله حُکومت آخرین پُشتوانه اش برای مهار نرم توده ها را از دست داده، خواسته های جامعه مُعترض رادیکال تر و بیان آن بی پرواتر می شود. اکنون این حُجت الاسلام خاتمی از تریبون اسقاط شده نماز جُمعه نیست که تحولات را شکل می دهد و به جریان می اندازد، بلکه "دختران خیابان انقلاب" هستند که از سکوی بلند خیزش، مُهر سپری شدن دوران رژیم ولایت فقیه را بر پیشانی رویدادها می کوبند و پرچم چشم اندازهای روشن فردا را بر افراشته اند. بهترین شاهد، خود آقای خاتمی است که اوقات دُشوارش در نماز جُمعه را با واکُنش نشان دادن به کُنش پویا و مُستقل مردُم می گذراند. او و رژیمی که نمایندگی می کند، با پای لنگان در پس خیزش حرکت می کنند و در تلاش هستند این عقب ماندگی را با فحاشی و عربده کشی و سرکوب جُبران کنند. عمق سرگشتگی حُکومت در شُمار بازداشت شدگان خیزش دی ماه پدیدار شده است. به گفته منابع رسمی، حُکومت بیش از ۴ هزار و ۹۷۲ نفر را در جریان اعتراضات سراسری دستگیر کرده است. به بیان بهتر، توسُل لگام گُسیخته "نظام" به این ابراز سرکوب، آن را به امری عام و همگانی بدل ساخته که با هرچه گُسترده تر شدن، هیبت آن بیشتر فرو ریخته و تاثیر بازدارندگی ذهنی اش کمتر می شود. "نظام" و پادوی خُطبه خوان آن تیغی را تیز می کنند که دست وبال خودشان را می بُرد. راهکارهای رژیم درمانده علیه جامعه مُعترض، اعتراضات را تهاجُمی تر کرده و بخشها و گروه های اجتماعی بیشتری را به صف بندی اصلی می کشاند. حاکمیت پاسُخ عربده کشی و سرکوب را دوقبضه و چند برابر دریافت خواهد کرد.

Friday, February 2, 2018

آمریکا و یگانهای مدافع خلق....سیامک دهقانی.

آمریکا و یگانهای مدافع خلق سیامک دهقانی آمریکا و یگانهای مدافع خلق!!! حملۀ ارتش ترکیه بدون چراغ سبز دولت روسیه؛ بهیجوجه امکانپذیر نبود. هدف استراتژیک و بلندمدت روسیه تضعیف و در نهایت تحلیل بردن پیمان تهاجمی ناتو است که بخشهای زیادی از کشورهای اروپای شرقی را در برگرفته و عملا منافع روسیۀ پوتین را تهدید می کند. بنابراین؛ روسیه با آگاهی از اختلاف میان دو عضو گندۀ ناتو یعنی آمریکا و ترکیه بر سرچگونگی ادارۀ کردستان سوریه؛ قلبا خواهان شدت یافتن دعوای لفظی مقامات و سردمداران ترکیه و آمریکاست و از گسترش آن به یک درگیری تمام عیار نظامی خوشحال می شود . در حال حاضر؛ آمریکا دارای بیش 2000 هزار نیروی نظامی در کردستان سوریه است که مشغول آموزش نیروهای موسوم به یگان های مدافع خلق می باشند تا از طریق آنان یک ارتش مجهز 30000 هزار نفری را برای حراست و پاسداری از منافع آمریکا تشکیل دهند تا باصطلاح از سربرآوردن مجدد داعش در منطقه جلوگیری به عمل آورد!!! مقامات نظامی و سیاسی آمریکا رسما و علنا نیروهای کرد شمال سوریه را مؤتلف(coalition) خود به بحساب می آورند و اصلا هم برایشان مهم نیست که که با پرچم سبز در خدمت منافع ایالات متحده باشند یا با بیرق سرخ و ستاره دار! اینان دراصل نقش نیروی زمینی آمریکا را بازی می کنند که از طریق پنتاگون به انواع و اقسام سلاحهای مدرن مجهز شده اند! یک چیز مسلم و روشن است ؛آنهم متوقف کردن عملیات نظامی ارتش ترکیه در شمال سوریه توسط آمریکاست. چون آمریکا مصمم به تشکیل یک پایگاه دائمی در خاک سوریه می باشد و اصلا هم از جیغ و دادها و نعره های رجب طیب اردوغان خوشش نمی آید و آنها را بیشتر برای مصرف داخلی و مرعوب کردن منتقدین و معترضین ترک و کرد؛ می داند. بنابراین؛ دولت روسیه به نیروهای مدافع خلق خیانت نکرده است، بلکه دقیقا در چارچوب استراتژی و سیاست های سرمایه داری کهنسال روسیه عمل میکند! جالب اینجاست که سردمداران گیج و عربده جوی ترکیه نیز آمریکا را به نادیده گرفتن روابط قدیمی دو کشور متهم می کنند؛در حالیکه دولت آمریکا در راستای منافع امپریالیستی خود حرکت می کند و هرجا هم لازم باشد نوکران مسن سال خود را ترک؛ و غلامانی بمراتب جوانتر و سرحالتر پیدا می کند! همین از دست رفتن جایگاه ترکیه در منطقه و بی خاصیت شدن آن برای امپریالیستهای غربی است که اردوغان را به جنون خودکشی کشانده است. سیامک دهقانی

Thursday, February 1, 2018

دختران خیابان انقلاب علیه حجاب اجباری---زینت میرهاشم.

دختران خیابان انقلاب علیه حجاب اجباری.... زینت میرهاشمی.... واکنش سرکوبگرانه ماموران رژیم به حرکت شجاعانه دختران خیابان انقلاب، نشان دهنده حساسیت استبداد دینی نسبت به موضوع زنان است. به گزارش رسانه حکومتی تسنیم، نیروی سرکوبگر انتظامی تا روز پنجشنبه ۱۲ بهمن، ۲۹ نفر از زنانی که تکثیر شده «دختر خیابان انقلاب» هستند را بازداشت کرده اند. دستگیریهایی که از آغاز این حرکت اعتراضی انجام شده که مسلماً بسیار بیشتر از تعداد اعلام شده است، نه تنها باعث عقب راندن زنان نشده بلکه باعث گسترش این شکل از حرکت علیه حجاب اجباری شده است. دختران ایران زمین با حرکتهای اعتراضی خود یکی از ارکان بنیادگرایی اسلامی یعنی حجاب اجباری را در کف خیابان باطل اعلام کردند. کشیدن خط بطلان بر حجاب اجباری نه در خفا بلکه در کف خیابان، یعنی همانجایی که مردم ولایت خامنه ای و همه باندهای حکومتی از اصولگرا و اصلاح طلب را باطل اعلام کردند، انجام می شود. طوفانی که با حرکت شجاعانه دختر خیابان انقلاب به نام ویدا موحدی آغاز شده تبدیل به موجی گسترده شده و همزمانی این موج رو به گسترش با قیامهای سراسری مردم ایران، چشم انداز درو شدن بساط ارتجاع حاکم را نوید می دهد. در این روزها شاهد واکنشهای مردسالارانه باندهای حکومت در مورد موج نافرمانی مدنی پیرامون حجاب اجباری بودیم و این واکنشها همراه با کنش زنان جسور ادامه خواهد یافت. حرکت نمادین دختران انقلاب علیه حجاب اجباری، بر تمامی تلاشهای رژیم جمهوری اسلامی طی نزدیک به چهار دهه برای فرم دادن زنان در قالبهای ارتجاعی مُهر باطل زد. گسترش این شکل از مبارزه و دفاع مردان آگاه و مدافع برابری جنسیتی از حرکتهای شجاعانه دختران انقلاب ، جنبش ضد دیکتاتوری مردم ایران و جبهه مقاومت علیه رژیم را تقویت خواهد کرد.