Sunday, April 8, 2018

فیلتر تلگرام از سوی اشباح گُریزپا .... منصور امان.

فیلتر تلگرام از سوی اشباح گُریزپا
منصور امان
رهبران و پایوران جمهوری اسلامی از "بی اعتمادی مردُم" شکوه می کنند، نسبت به خطر آن به یکدیگر هُشدار جدی می دهند و همزمان برای رویارویی با آن اُلگوها و تدبیرهای شکست خورده شان را به میدان می آورند. نمایش ریشخند آمیز گرد موضوع فیلتر تلگرام بیان عملی و لمس پذیر فلج شدن "نظام" در گردابی است که در آن فرو رفته.

این در هنگامی است که جامعه به جُنب و جوش درآمده و بخشهای گوناگون آن با گامهای بُلند از حُکومت فاصله می گیرند. جبهه نظری و مادی اینان در حال شکل گیری است و هر روز بیشتر نمود پیدا می کند. دستگاه حاکم اما راه حلی برای چیرگی بر این بُحران نیست کننده در دست ندارد و افلاس خود را در هر تدبیری که با هدف مُدیریت شرایط ارایه می کند، به جامعه نشان می دهد. مُشاجره رسوا کننده زیر "خیمه نظام" بر سر فیلتر شبکه تلگرام، جلوه روشنی از این شرایط است.

به موازات آنکه تدارُکات روانی و اجرایی حُکومت برای حذف شبکه مزبور در حجم و شدت بالا جریان دارد، آیت الله علم الهدی، خلیفک مشهد، آقای روحانی را مُتهم به دغلبازی در این باره کرده است. او از تریبون عُمومی نماز جمعه اعلام کرد که مسوول فیلترگذاری تلگرام حُجت الاسلام روحانی است، اما می خواهد آن را "به گردن رهبری بیاندازد".

بی تردید اعتراض آقای علم الهدی به آقای روحانی تا آنجا که به نارو زدن وی برمی گردد، فهم پذیر است. رسانه های وابسته به جناح میانه حُکومت سه شنبه هفته گذشته (۱۴ فروردین) روایاتی از سُخنان دو پهلوی وی را در باره فیلتر تلگرام مُنتشر کرده و از آن مُخالفت او با این مساله را نتیجه گرفتند.

در مُقابل، ابزارهای رسانه ای باند رقیب با استناد به همان روایات، تایید آقای روحانی از حذف تلگرام را اعلام داشتند. جالب اینجاست که منابع دولتی برای رد این ادعا صفحات زیادی را با نقل قول حاضران در نشست ۱۴ فروردین از سُخنان آقای روحانی سیاه کرده اند، اما از انتشار متن اصلی گفته های وی طفره رفتند.

نُکته توجُه پذیر در این رویداد، تلاش "رهبر" و پایوران ارشد حُکومت برای فرار از به دوش کشیدن بار مسوولیت اقدام خود است. مفهوم دیگر این هزیمت دسته جمعی، هراس جمعی آنان از رودرو شدن با جامعه و کانالیزه شدن خشم و بیزاری آن به سمت خویش است. وحشت مزبور تا بدانجاست که هر یک از باندهای حُکومتی می کوشد گلیم خود را در این معرکه به تنهایی از آب بیرون بکشد، حتی اگر به قیمت شکست پروژه مورد توافُق تمام شود.

تاثیر خیزشهای توده ای و اعتراضهای خاموشی ناپذیر بر "بالا" در حال پدیدار شدن است. زیر فشار جامعه، راهکارهای حُکومت برای تحکیم موقعیت به ضد خود تبدیل می گردد و به تشدید اختلاف درونی آن راه می برد. این اما هنوز انتهای پروسه آغاز گشته زوال نیست.

برق سه فاز بولتون و فیوزهای ضعیفِ ولایت فقیه !......امیر کارگر.

برق سه فاز بولتون و فیوزهای ضعیفِ ولایت فقیه !
یک توضیح ،
حتماً می دانید که ولتاژ برق سه فاز حدود دو برابر برق تک فاز است و به همین دلیل برای جان سالم به در بردن سیمها و دستگاهها در هنگام جریان این برق ، بایستی از رشته سیمهای بیشتر و قوی تری استفاده شود ، و سیمهای کهنه و ضعیف و ناتوان ، کارایی و تحمل چندانی در مقابل آن نخواهند داشت.
فیوزها هم وسیله ای هستند که در یک کلام بعنوان رابط یا سوپاپ اطمینان و یا پاسدارِ معذور و مزدورِ مأمور از آنها استفاده شده و هنگامی که فشار برق زیاد می شود ، جهت نسوختن دستگاههای آن طرف مرز ( مثلا آن طرف کنتور) ، موجودیت آنها را به خطر می اندازند تا برای اندک مدتی هم که شده فشار برق را قطع کنند . البته تا به حال در موارد متعددی این ایمن سازی طبق برنامه پیش نرفته و فشار برق نه تنها فیوزها ، که کنتور و سیمها و دستگاههای یک سیستم ، همراه با بنا و کاخ و نفراتش را به آتش کشیده و خاکستر کرده است .
نکتۀ مهمی که مطمئناً از نظر شما در این گونه موارد پنهان نبوده است ، قدرت نمایی کاذب لامپها در مراحل پایانی زندگی می باشد که نور آنها در یک لحظه بسیار زیاد و به ناگهان برای همیشه خاموش می شوند.
و اما ،
چندی قبل رئیس جمهور آمریکا ،ایچ . آر . مک مستر را از سمت مشاور امنیت ملی خود بر کنار و جان رابرت بولتون را جانشین او کرد .
هم اکنون که این مطلب در حال نوشته شدن می باشد ، هنوز چند روزی به تحویل گرفتن رسمی این پست توسط جان بولتون باقی مانده است ، اما در همین مدت کوتاه به اندازه همان ۳۹ سال حاکمیت آخوندها ، دستگاه ولایت فقیه دچار پارگی سیم و سوختگی فیوز شده است .
راستی چرا ؟ دلیل این همه وحشت چیست ؟ رژیم چه چیزی فهمیده است که هنوز دیگران نفهمیده اند و آلت دست او می شوند ؟ آیا نماینده خدا و جانشین پیغمبر و دولتهای امام زمان او ، حالا تبدیل به جِن شده و از بسم اللهی در شکل بولتون می ترسند ؟
جان بولتون از سال ۱۹۸۸ ، یعنی بیش از ۳۰ سال است که در سمتهای دولتی مشغول به کار می باشد وهمیشه همین نظر امروزی اش در مورد آخوندهای حاکم بر ایران را داشته است و نه تنها نتوانسته است تأثیری بر سیاستهای آمریکا در رابطه با ایران بگذارد ، بلکه بارها توسط شرکای جمهوری اسلامی و کسانی مانند جک استراو و لابیهای آخوندها در انزوا قرار گرفته است .
با کمی تعمق می توان فهمید که ریشۀ این همه ترس و وحشت در میان رژیم و حامیان خارج کشوری اش ، نه در انتخاب جان بولتون بعنوان مشاور امنیت رئیس جمهوری آمریکا ، بلکه در چیز دیگری است که صورت مسئلۀ اصلی مردم ایران و مقاومت خونینشان می باشد و آن دقیقاً همان چیزی است که شمخانی به نمایندگی از خامنه ای ، آن را بی پرده بیان کرد و بقیۀ امت دست پرورده آن ، از چپ نمای کارگر فروش تا مدعی سلطنت و لابی جنایتکار و مزدور خارج کشوری اش ، آن را تکرار کرده و می کنند : « جان بولتون حقوق بگیر مجاهدین خلق است » .
از آن جا که بقول خمینی دجال اقتصاد مال خر است ، بنابراین وقتی که خرها اقتصاد یک کشور را به دست می گیرند ، همه مناسبات جهان را خری اقتصادی می بینند . تنظیم رابطه این جماعت و هم اندیشانشان با درون وبیرون خودشان نیز مستثنی از همین قاعده خری اقتصادی ( یعنی یا با زور و یا با پول ) نیست . از نگاه این افراد ، تمام مردم جهان مانند کالایی هستند که یا با زور و یا با پول می توان به خدمتشان گرفت ، چون تا به حال خودشان همین کار را به قیمت فقر اقتصادی و فرهنگی ملت ایران وخروج میلیاردها دلار پول مفت به جیب دیگران ، انجام داده اند .
شاید بد نباشد کسانی که لجن پراکنیهای رژیم ، مبنی بر پول دادن به سیاستمدارن خارجی از طرف مجاهدین را نشخوار می کنند ، برای یک بار هم که شده ، عقل خود را به کار اندازند که چرا یک دولت با این همه پول باد آوردۀ نفت و گاز و دزدی اموال ملت ، نتوانسته است این کالاهای خود فروش ( ! ) را بخرد ؟
آری هنوز صدای مسعود رجوی هنگامی که گفت : « اگر اشرف در مقابل این رژیم بایستد ، جهان نیز در مقابل آن خواهد ایستاد » ، در گوش مردم ایران و همۀ آزادیخواهان طنین انداز است ، و امروز کسانی که می خواهند ایستادگی دنیا در مقابل این حکومت خونخوار و تروریست را با خباثت و حماقت و خیانت ، به رشوه و مزد و پول و زد وبند و توطئه ربط دهند ، بی تردید می خواهند اعتبار و ارزش قیام و مقاومت و مبارزۀ حق خواهی و آزادی طلبیِ مردم ایران را تا نجاست ماهیت خودشان پائین کشیده و لوث کنند.
واقعیت این است که برق گرفتگی رژیم و سوختن فیوزها و سوپاپهای اطمینان و فریادهای وحشت تمامیت آن ، نه بخاطر سِمَت های جدید رودی جولیانی و جان بولتون و پمپئی و دیگران در کابینۀ ترامپ ، بلکه بخاطر شعله ور بودن قیامهای سازمان یافتۀ مردم دلیر ایران وکانونهای شورشی ، وایستادگی مجاهدین و مبارزۀ بی امان آنها و نیروهای آزادیخواه در شورای ملی مقاومت ایران می باشد ، که امروز بسیاری از سیاستمداران و دولتمردان جهان را به مهر تأئید زدن بردرستی و حقانییت این خط و استراتژی وا داشته ، و رژیم سوختن و خاکستر شدن تاریخی سیستم سلطنتی ولایت فقیه را در آن به عیان می بیند .
امیر کارگر
۵ اپریل ۲۰۱۸

روزی که پر کشید ، پرواز را می دانست. در باره صادق هدایت.

روزی که پر کشید ، پرواز را می دانست. خسته و دلمرده نبود . ظاهرش اینگونه می گفت اما باطنش در تب و تاب تغییر بود . خیام واره بود و می اندیشید اما نا امید ؟ هرگز ....که امید وار بود و بر امید پا می فشرد.
او واقعیات را آنچنان تلخ می دید که بودند . بی هیچ شیله پیله ای .
صادق بود و هدایت وار کژی ها را بازگو می کرد . مثل داش آکل که خودش بود و خودش با تصویری از خودش در آیینه مرجان که طوطی وار رازش را می سرشت در زبان گویا ی باز گویی. در زبان طوطی:
مرجان عشق تو منو کشت.
اما مرجان اش که بود؟ جز من و تو که فریادش بیدارمان نکرد . خفته گانی در گذر تاریخ.
خواب کهف وارمان را آشفتگی نخواست.
خودش هم خفت در کنارمان
داش آکل......طوطی.....مرجان و عشقی که سوزاننده بود.
یادش گرامی .
ف.ک

نامه آرش صادقی؛ نگذارید فاجعه‌ای دیگر در زندان‌ها به وقوع بپیوندد .

نامه آرش صادقی؛ نگذارید فاجعه‌ای دیگر در زندان‌ها به وقوع بپیوندد
خبرگزاری هرانا – آرش صادقی، فعال حقوق بشر محبوس در زندان رجایی شهر کرج با نگارش نامه‌ای سرگشاده در حمایت از همسرش گلرخ ایرایی و آتنا دائمی دو کنشگر مدنی محبوس در زندان قرچک ورامین، ضمن ابراز نگرانی از وضعیت گلرخ ایرایی که از ۶۴ روز پیش دست به اعتصاب غذا زده. خواستار حمایت از همسرش شده است.
چه قدر کامل و زیبا “هانا آرنت” ویژگی‌های حکومت توتالیتر را ترسیم می‌کند:
اتکا به اصل پیشوایی جنایتکاری آشکار ارعاب، سلطه امنیتی بر همه ارکان اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، استقرار نهادهای امنیتی در تمامی بخش‌های جامعه برای شکار مخالفین، دروغگویی مداوم، سلسله مراتب شدید شکنجه‌گری، نابود کردن خودانگیختگی در فرد، کشتن روان و شخصیت اخلاقی در انسان و فردیت او، سنگدلی ایجاد انسان بدون هویت و حقوق، تنزل دادن انسان در حد حیوان، نگهداری مردم در وضع بردگی و تسلیم، ایجاد ذهنیت مظنون‌گرایانه در جامعه و افراد، ایجاد دشمن عینی و تلقی هر بیگانه‌ای به عنوان دشمن سرکوب مردم برای وفاداری تام به ایدئولوژی حاکم، ادعای استقرار حاکمیت عدالت بر روی زمین و مدعی ساخت بشر جدید رشد اوباش و اوباشی‌گری در رهبران و دستگاه سرکوب و سلسله مراتب حکومت، تباهی اخلاق و …
آری رشد اوباش و اوباشی‌گری و تباهی اخلاق، در سیستمی که امثال مرتضوی‌ها و سعید طوسی قاری بیت و… در حریم امن قدرت به بدترین و غیر اخلاقی‌ترین رفتارها دست زدند و امروز هم آزادند قطعا جای امثال گلرخ‌ها و آتناها در زندان و تبعید است.
آتنا دایمی و گلرخ ایرایی روز ۴ بهمن‌ماه سال گذشته و پس از ضرب و شتم توسط یوسف مردی رییس حفاظت اطلاعات زندان اوین و با پرونده‌سازی و شکایت وی و عباس خانی رییس بهداری زندان و چهارمحالی رییس زندان اوین بدون هیچ‌گونه حکم قضایی و جهت اعمال بیشتر فشارهای روحی و جسمی و برخلاف آیین‌نامه و قوانین قضایی مبنی بر گذراندن محکومیت در زندان محل سکونت و عدم اجرای اصل تفکیک جرایم به زندان قرچک ورامین تبعید شدند.
این دو فعال حقوق بشر در اعتراض به این تبعید خودسرانه از تاریخ ۱۴ بهمن دست به اعتصاب غذا زدند و آتنا پس از مدتی به دلیل جراحی کیسه صفرا که از عوارض اعتصاب طولانی و گذشته وی بود به اعتصاب خود پایان داد. گلرخ امروز شصتمین روز اعتصاب غذای خود را در حالی به پایان می‌برد که سی روز پیش بر اثر فشارهای ناشی از این اعتصاب و فشارهای عصبی تشنج کرده و طبق گفته پزشکان زندان قرچک دچار سکته خفیف شده است.
آتنا در ملاقاتی که با خانواده داشته آن روز را این‌گونه توصیف کرده که گلرخ وقتی به سمت در خروجی اتاق می‌رفت، دست و پاهایش کج شده و با صورت به زمین خورد و دندان‌هایش روی هم قفل شد و …
مادر گلرخ هم شرایط وی را در اولین ملاقات که پس از این واقعه بوده است را این‌گونه برایم شرح می‌دهد: “مردمک چشمانش تند و تند می‌چرخید و با تعجب به ما خیره شده بود و ما را در اولین دقایق ملاقات به یاد نمی‌آورد…”
آخرین خبرها از آتنا و گلرخ حاکی از آن است که در پی انتقال همراه با ضرب و شتم گارد زندان قرچک صورت آتنا دچار ضرب خوردگی شده و همین مسئله باعث از کار افتادن یکی از عصب‌های صورتش شده است و گلرخ ایرایی با کاهش ۲۰ کیلو تقریبا از وزنش به ۵۰ کیلو رسیده است؛ درد شدید در ناحیه کلیه و کاهش شدید قند و فشار خون و کلسیم بخشی از عوارض اعتصاب ۶۰ روزه این زندانی زن سیاسی مستقر در زندان قرچک ورامین است؛ لذا از همه وجدان‌های بیدار می‌خواهم پیش از آنکه فاجعه‌ای دیگر در پس خودکشی‌شدگان در زندان‌ها به وقوع بپیوندد صدای مظلومیت گلرخ و آتنا باشند و مسئولیت و عواقب هرگونه اتفاق ناگواری برای گلرخ و آتنا مستقیما متوجه قرارگاه ثارالله سپاه و دادستانی است.
آرش صادقی / زندان گوهردشت / سه‌شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۶″

پيام جعفر عظیم زاده فعال كارگري و زنداني سياسي آزادشده به گلرخ ايرايي.

......پيام جعفر عظیم زاده فعال كارگري و زنداني سياسي آزادشده به گلرخ ايرايي
” به مبارزه سترگ گلرخ ایرائی بپیوندیم و با تمام توان مرگ آوران را رسوا کنیم
امروز ۱۸فروردین ماه ۱۳۹۷ شصت و چهارمین روز اعتصاب غذای گلرخ ایرائی است. شصت و چهار روز است گلرخ ایرائی توسط نهادهای امنیتی و قضائی زیر شکنجه گرسنگی قرار دارد و اینک در مقابل چشمان میلیونها انسان در معرض زجرآورترین شکلی از مرگ قرار گرفته است. گلرخ در شرایطی در حال دست و پنجه نرم کردن با هیولای مرگ است که مرگ آوران در حال احتضار، بی شرمانه دم از وجود آزادی بیان و عقیده و انتقاد در این مملکت میزنند. باید تصویر گلرخ و پرونده این انسان آزادیخواه و برابری طلب را مقابل چشمان میلیاردها انسان و مدعیان حقوق بشر در پارلمانهای مدعی دموکراسی گذاشت. باید به جهانیان گفت گلرخ ایرائی فقط به جرم نوشته ای منتشر نشده علیه سنگسار به زندانی طویل المدت محکوم شده و اینک مسئولین قضائی و حکومتی در ایران او را در چنان شرایط سخت و شکنجه آوری قرار داده اند که شصت و چهار روز است لب بر غذا فرو بسته و با به کف گرفتن جانش در حال دفاع از حق آزادی بیان و عقیده است. گلرخ ایرائی با اعتصاب غذا و با جانفشانی، نماینده پرشور افشاگری علیه حکومتگرانی است که بی شرمانه چشم در چشم میلیاردها انسان دم از وجود آزادی بیان و انتقاد در این مملکت میزنند.

Friday, April 6, 2018

بهشت خودیها در مناطق آزاد اقتصادی .....زینت میرهاشمی.

....بهشت خودیها در مناطق آزاد اقتصادی
.....زینت میرهاشمی
مناطق آزاد اقتصادی، بخشهایی از کشور هستند که در آن قانون کار به طور رسمی رعایت نمی شود و سرمایه گذاران در این مناطق از پرداخت مالیات معاف هستند. به این بخش معاف از مالیات باید موسسات تحت کنترل ولی فقیه و نهادهای اقتصادی سپاه را اضافه کرد.
نهادهای مالی، تجاری و اقتصادی هچون آستان قدس رضوی، بنیاد مستضعفان و ... که زیر نظر ولی فقیه هستند به طور قانونی از پرداخت مالیات معاف هستند.

مشخص است که در حکومت فاسد در اقتصاد شبه دولتی و اقتصاد پنهان، کسانی می توانند در مناطق آزاد تجاری فعالیت کنند که در شناسنامه اقتصادی شان مُهر وابستگی به حکومت زده شده باشد. از این مناطق آقازاده ها، رانت خواران، وابستگان به رژیم و به طور کلی خودیها سود می برند.
معافیت از پرداخت مالیات تا ۲۰ سال، معاف بودن از پرداخت عوارض گمرکی، انتقال آزادانه کالا و ارز به صورت نامحدود به دیگر مناطق آزاد ایران و خارج از کشور ....از جمله امتیازاتی است که به چپاولگران داده شده است. می توان تصور کرد که داده آماری کارگزار رژیم در مورد میزان فرار مالیاتی در کشور از واقعیت کمتر باشد.

دره عظیمی بین نیروهای کار با سران مافیایی که از فرار مالیات ایجاد شده در این مناطق به وجود آمده است. حقوق بگیران یا شرکتهای اقتصادی که دست شان به جایی بند نیست و مجبور به پرداخت مالیات می شوند در تقابل با نهادها و شرکتهایی هستند که با عدم پرداخت مالیات ثروت کلانی به جیب می زنند. این نابرابری با فرمان خمینی در معاف کردن آستان قدس رضوی و شرکتها و موسسات وابسته به ولی فقیه شکل رسمی پیدا کرد.

روز آدینه ۱۷ فروردین، رئیس سازمان امور مالیاتی اعلام کرد که: « ۳ هزار شرکت صوری شناسایی شده اند که برای فرار از مالیات محل ثبت و دفتر مرکزی خود را مناطق آزاد اعلام کرده اند.». (خبرگزاری حکومتی مهر ۱۷ فروردین) این کارگزار رژیم، فرار مالیاتی سالیانه را ۳۰ هزار میلیار تومان اعلام کرد که ۳۰ در صد از اقتصاد ایران را تشکیل می دهد.
این در حالی است که رئیس قبلی این نهاد دولتی، در سال ۹۴، اعلام کرده بود که ۶۰ درصد اقتصاد ایران مالیات پرداخت نمی کنند. (همان منبع).

Thursday, April 5, 2018

سرکوب مردم فلسطین و همسویی خامنه ای با نتانیاهو ....زینت میرهاشمی.

....سرکوب مردم فلسطین و همسویی خامنه ای با نتانیاهو
....زینت میرهاشمی
ولی فقیه با جنگ افروزی و اخلال در روند صلح بین فلسطین و اسرائیل، در عمل برای تنور جنگی نتانیاهو هیزم تهیه می کند. در حالی که دولت اسراییل مردم بی دفاع و غیر نظامی فلسطین را به قتل می رساند، خامنه ای در روز چهارشنبه ۱۵ فروردین، با حمایت از حماس به دروغ خود را مدافع مردم فلسطین اعلام کرد. در حالی که سرکوب مردم فلسطین به شدت محکوم است، سیاستهای ماجراجویانه رژیم ایران در مساله فلسطین در ابعاد کلان مخرب است.
موضع گیری رژیم ولایت فقیه تا کنون نه تنها به نفع مردم فلسیطن نبوده بلکه همواره با حمایت تمام عیار از نظر مالی و نظامی از نیروهای ارتجاعی مانند حماس به ادامه جنگ یاری رسانده است. اگر خامنه ای مدافع مردم فلسطین بود باید در جهت پیشبرد سیاست «دو ملت و دو دولت» و تحقق صلح در این چارچوب تلاش می کرد.
نامه خامنه ای به اسماعیل هنیه به ظاهر در پاسخ به نامه اسماعلی هنیه در ۲۸ دی ماه ۹۶ است. پاسخ نامه اسماعیل هنیه پس از حدود دو ماه و نیم به این خاطر است که خامنه ای از موضع عربستان سعودی غافلگیر شده است. پادشاه عربستان در روز سه شنبه ۱۴ دی، در گفتگویی تلفنی با ترامپ، رئیس جمهور آمریکا گفته است: «در قبال قضیه فلسطین و حقوق مشروع مردم فلسطین در بر پایی کشوری مستقل به پایتختی قدس، موضعی ثابت دارد.».
ولی فقیه که هزینه زیادی در جنگهای نیابتی، از یمن، لبنان، سوریه تا فلسطین پرداخت کرده است، نگران از کمرنگ شدن نقش رژیم ولایت فقیه در مساله فلسطین و به طور کلی در خاورمیانه است.
همانگونه که جمهوری اسلامی یکی از مشکلات مردم سوریه است و نمی تواند در بحران سوریه نقش مثبت داشته باشد، کمکهایش به حزب الله لبنان و حماس هم نمی تواند راهکارهای مردم فلسطین و نیروهای مبارز آن را به سمت برقراری صلح هدایت کند.