Wednesday, March 29, 2017
دلایل ناکارایی ولی فقیه از زبان حُجت الاسلام رئیسی.منصور امان.
دلایل ناکارایی ولی فقیه از زبان حُجت الاسلام رئیسی
منصور امان
افشای فساد کلان در آستان قُدس رضوی، یک نهاد تحت پایش و نظارت رهبر جمهوری اسلامی، نه فقط نیشتری به حُباب در حال باد حُجت الاسلام رئیسی است، بلکه همچنین ضربه مُستقیمی به آقای خامنه ای است که سرسختانه با هر گونه نظارتی بر زیرمجموعه های خود مُخالفت می ورزد.
بر اساس اطلاعات درز داده شده از سوی منابع درونی حُکومت، مُعاون کارتل اقتصادی آستان قُدس رضوی، پس از آشکار شدن "سوواستفاده" وی از این نهاد، به خارج از کشور تبعید شده است.
رییس جدید این کارتل، حُجت الاسلام رئیسی، در تلاش برای فاصله گرفتن از آقای مهدی عزیزیان، هر گونه همکاری با وی را تکذیب کرد و توضیح داد که در بدو سپُرده شدن این پُست به او، مُعاون سابق را برکنار کرده است. این درحالی است که پیشتر رسانه های رسمی از حُکم حُجت الاسلام رئیسی مبنی بر انتصاب آقای عزیزیان به سمت مشاور عُمرانی این نهاد و عضو هیات اُمنای آن خبر داده بودند.
این واقعیت که آقای ابراهیم رئیسی پیرامون رابطه اش با مقام ارشد آستان قُدس خود را ناچار به تناقُض گویی می بیند، به تنهایی برای زیر سووال بردن نقشی که در این رُسوایی بازی کرده کافی است، با این حال تلاش او برای تبریه خود و انتساب فساد به دوره پیشین، فساد حُکومتی را از آنچه که هست جنجالی تر می کند.
حرکت واکُنشی حُجت الاسلام رئیسی یک سیلی پُر سرو صدا به بناگوش آقای خامنه ای است؛ زیرا چه در دوره ریاست آیت الله واعظ طبسی بر آستان قُدس و چه اکنون، سرپرستی و نظارت بر این نهاد را شخص "رهبر" بر عُهده داشته است.
تلاش مقام کودن برای مُبرا مُعرفی کردن خویش و لاف زنی در باره هوشیاری در کشف فساد، رییس او را در موقعیت ناخوشایندی قرار داده و مُستندات تازه ای برای ناکارایی و اهمال ولی فقیه نظام در حسابرسی و نظارت بر دستگاه های زیر دستش ارایه کرده است.
گرچه هنوز جُزییات بیشتری از پرونده جدید مسوولان حُکومت در غارت اموال و دارییهای همگانی در دست نیست، اما یک نُکته از همینجا پیداست: افشای فساد مالی در آستان قُدس یا تنزُل رده مُعاون آن، ارتباط مُستقیمی به موضوع فساد ندارد، بلکه بیشتر ترکشهای جابجایی در سطح مُدیران و صاحبان نُفوذ است.
دسته و باندی که تاکنون از کارتل ثروتمند آستان قُدس بهره مند می شده، اینک باید جای خود را به دسته جدید دهد؛ گامی به عقب که می تواند داوطلبانه برداشته شود با همچون مورد آقای عزیزیان، به اجبار!
Monday, March 27, 2017
طنز یا تحریم؟.لیلا جدیدی.
فراسوی خبر... دوشنبه ۷ فروردین
طنز یا تحریم؟
لیلا جدیدی
جمهوری اسلامی در یک اقدام منفعلانه و به قول خود تلافی جویانه، ۱۵ شرکت آمریکایی را که در واقع رابطه ای هم با آنها ندارد، به دلیل "نقض حقوق بشر" تحریم کرد. این واکنش مضحکی در برابر تحریمهای جدید آمریکا بر ۳۰ شرکت و فرد است که تکنولوژی حساس برنامه موشکی رژیم را به ایران انتقال می داده اند.
وزارت خارجه رژیم اعلام کرده است که در واکنش به تحریمهای آمریکا اقدامی متقابل کرده و شرکتهایی که در "جنایات رژیم صهیونیستی، پشتیبانی از تروریسم و مشارکت در سرکوب مردم منطقه نقش داشتهاند" تحریم کرده و از صدور روادید برای آنها خودداری خواهد کرد.
بنا بر گزارشهای موجود، شرکتهای تحریم شده مراوداتی با جمهوری اسلامی ندارند و معلوم نیست ردیف کردن آنها در این لیست بر چه پایه ای قرار دارد.
در ردیف همین سردرگمی، واکنش عصبی و تهدیدآمیز علاءالدین بروجردی، رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ارتجاع، قرار گرفته که بیشتر ناشی از حواس پرتی یا رد گم کنی است. وی وعده طرحی "دوفوریتی تروریستی نامیدن سازمان اطلاعاتی امریکا و ارتش آمریکا" را داده است.
به نظر می رسد وقتی کارگزاران جمهوری اسلامی به محدود کردن غنی سازی اورانیوم تن می دادند و در قبال آن به قرارداد نزدیک به ۱۷ میلیارد دلاری با شرکت بویینگ دست می یافتند، تصور نمی کردند که همزمان آزمایشهای موشکی که در تضاد با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل است را هم باید رعایت کنند. در این قطعنامه جمهوری اسلامی متعهد شده است که به مدت هشت سال موشکهای بالیستیکی که قابلیت حمل کلاهک هسته ای داشته باشند را توسعه ندهد و در غیر این صورت مجازات خواهد شد.
این کودک کودن و جر زن با واکنشی که بیشتر به طنز شبیه است، پیش از هر چه شدت درماندگی خود را با کشیدن قاشق به ته دیگ به نمایش گذاشته است.
نمایش مسخره رژیم واکنش گسترده ای را در شبکه های اجتماعی برانگیخته که اغلب مضمون مشترکی دارند. در اینجا به صفت مشت نمونه خروار به یکی از آنها اشاره می شود: "یکساعت خنده در روز برای همه واجبه و طول عمر رو زیاد میکنه. ما همگی از جمهوری اسلامی برای اینکه باعث خنده امروز ما شد، سپاسگزاریم!"
Saturday, March 25, 2017
بُن بست خامنه ای در مساله احمدی نژاد.منصور امان.
فراسوی خبر... یکشنبه ۶ فروردین
بُن بست خامنه ای در مساله احمدی نژاد
منصور امان
یک آشنای قدیمی در حال به باد دادن تلاشهای آقای خامنه ای و باند او برای جلوگیری از قُطبی شدن کشمکشهای نمایش انتخابات ریاست جمهوری و قرار گرفتن سیاست و کارنامه آنها در مرکز درگیری است. جاه طلبی آقای احمدی نژاد، گُماشته پیشین ولی فقیه بر منصب ریاست جمهوری، در حال آن است که تضادهای سرکوب شده و خاموش در جامعه را فعال کند و به کابوسی که سروران سابقش را از ۱۳۸۸ تاکنون همراهی می کند، جان تازه ای بدهد.
آقای محمود احمدی نژاد و فراکسیون نظامی - امنیتی او، از طریق مُداخله مُستقیم در نمایش انتخابات ریاست جمهوری، زیر ادعای شراکت خود در قُدرت خط تاکید کشیده اند. آنها یک مُهره حاشیه ای را برای نامزدی به جلو فرستاده اند تا در فضای به دست آمده از کاندیداتوری در میدان بازی "نظام"، با تمام نیرو به دوران تبعید خود به پُشت صحنه خاتمه دهند.
در این راستا آقای احمدی نژاد، همچون دوران خوش گذشته، سفرهای تبلیغاتی خود به اُستانها را از سر گرفته و با حرافی و ایجاد جنجال، از متُد شناخته شده اش برای جلب توجه غُبار روبی کرده است.
تردیدی نیست که باند حاکم با ناخُشنودی و بدگمانی به تحرُک او و دوستان نظامی – امنیتی اش می نگرد، همزمان اما چنین نمی نماید که این رویکرد وزنه ای در مُناسبات بین این دو به حساب آورده شود. این طیف از دست پروردگان آقای خامنه ای مُدتهاست که تمایُلات وی را در تصمیهای خود دخالت نمی دهند.
او می بایست این واقعیت را شهریور سال گذشته یکبار دیگر تجربه می کرد؛ زمانی که به گونه محرمانه و در یک دیدار خُصوصی، آقای احمدی نژاد را از شرکت در انتخابات نهی کرد بدون آنکه وی به این فرمان اعتنا کند. از این رو، "مقام مُعظم" که زیرکانه کوشیده بود بدون پرداخت هزینه و نیز مُتهم شدن به مُهندسی انتخابات از شر پادوی سابقش خلاص بشود، ناچار شد از پس پرده بیرون بیاید، از جیب خود خرج کند و آتوریته اش را به حراج بگذارد.
با این همه، دوباره این آقای احمدی نژاد است که مرزهای "رهبر" را به او نشان داده است. او با نامزد کردن آقای بقایی و به راه انداختن کمپین تبلیغاتی به سود فراکسیون خود، در حقیقت "آقا" و تدبیرهایش را به ریشخند گرفته و فراتر از آن، بساط جُداگانه ای در کنار دُکان انتخابات وی پهن کرده است. سوگُلی از چشم افتاده آیت الله چندان خود را فارغ حس می کند که به وی و باند ولی فقیه نسبت به رد صلاحیت نامزدش و کنار گذاشته شدن از بازی اخطار می دهد.
حقیقت اما آن است که توان عملی سوگُلی سابق "رهبر" برای تحمیل سیاست یا رویکردی به دستگاه قُدرت ناچیز است. او حداکثر می تواند ایجاد "مُزاحمت" کند و به گونه آزار دهنده ای موی دماغ اربابانش شود. نُقطه اتکای وی برای تحرُک در این سطح، همان کسی است که وی برایش شاخ وشانه می کشد. به بیان دیگر، آقای خامنه ای به گونه ای مُضحک اما فهم پذیر، کارت برنده آقای احمدی نژاد در این بازی است.
او و آقای خامنه ای را رشته های تقلب انتخاباتی، سرکوبی خونین اعتراضات پس از آن، چپاول بی پیشینه ثروت و داراییهای همگانی و به فلاکت کشاندن کشور و مردُمانش به یکدیگر پیوند داده است. نشاندن گُماشته پیشین و کارنامه اش در کانون حمله برای خُنثی کردن وی، در درجه نخُست پای خود آقای خامنه ای را در نقش مُتهم به میان می کشد. فشار دایمی او بر دولت آقای روحانی برای سُکوت و انتقاد نکردن از "دولت سابق"، به گونه گویایی هراس از باز شدن کلاف این شراکت را به نمایش می گذارد.
مصونیتی که آقای احمدی نژاد از آن بهره می برد و او را از پیگرد و پاسُخگویی مُعاف کرده، مُهر و نشان ارباب و همدست نیرومندش را بر خود حمل می کند. آقای خامنه ای یا باید گُماشته را مُرخص کند و هزینه بدهد یا ریسکی که او برای نمایش انتخاباتی اش دارد را به جان بخرد. بازنده در هر دو صورت، اوست.
مناسبات با رژیم ایران را مشروط به رعایت حقوق بشر کنید!. زینت میرهاشمی.
فراسوی خبر ....شنبه ۵ فروردین
مناسبات با رژیم ایران را مشروط به رعایت حقوق بشر کنید!
زینت میرهاشمی
علیرغم سیاه بازیهای جمهوری اسلامی برای جلوگیری از تمدید ماموریت گزارشگر ویژه حقوق بشر در مورد ایران، ماموریت عاصمه جهانگیر تمدید شد. شورای حقوق بشر سازمان ملل با ابراز نگرانی از نقض فاحش حقوق بشر در ایران با تمدید ماموریت عاصمه جهانگیر از حکومت ایران خواهان همکاری با وی شد.
عاصمه جهانگیر به درستی به بخشهایی از نقض حقوق بشر مانند «شمار بالای اعدامها، استفاده از مجازاتهایی مانند شلاق و کور کردن، اعدام مجرمان زیر سن قانونی، استفاده از شکنجه و عدم دسترسی به دادرسی عادلانه در نظام قضایی ایران» اشاره کرده است. اما گزارش وی به دلیل عدم دسترسی او به زندانهای علنی و مخفی، عدم ارتباط با خانواده های زندانیان و همان طور که خود اشاره کرده ایجاد ناامنی از طرف رژیم برای شاهدان، طبیعی است که کامل نباشد. با این وجود این گزارش گامی مثبت به سود مردم ایران و نیز دستاورد مثبت برای فعالان حقوق بشر است.
واکنشهای عصبی کارگزاران رژیم و تمدید ماموریت گزارشگر ویژه، گوشه ای از اهمیت این گونه گزارشها را نشان می دهد. به ویژه در شرایطی که تیم روحانی در خارج از ایران دنبال عادی کردن روابط با نهادهای بین المللی است.
کاظم غریب آبادی معاون امور بین المللی دبیر ستاد ضد حقوق بشر، قطعنامه شورای حقوق بشر را «اقدامی کاملاً سیاسی» دانست و مدعی شد که این گزارش با «واقعیتهای حقوق بشری در ایران» سازگار نیست.
سخنگوی وزارت خارجه رژیم قطعنامه شورای حقوق بشر را درجهت «تضعیف روزافزون اعتبار نظام حقوق بشری ملل متحد» دانست. حرفهای این پایور رژیم ما را به یاد این مثل می اندازد که: «گربه دستش به گوشت نمی رسید می گفت بو می ده». رژیمی که هیچ آبرویی در عرضه رعایت حقوق بشر ندارد، دلواپس اعتبار نظام حقوق بشر ملل متحد است.
با حکومتی که طی سال ۹۵، حکم ۱۱۷۱۸ ضربه شلاق برای شهروندان ایرانی در بیدادگاههایش صادر کرده، ۶۰۱ نفر را اعدام کرده، ۶ مورد حکم کور کردن چشم، ۲ مورد حکم سنگسار و ۱۱ مورد حکم قطع دست صادر کرده بدون فشار و تحریم سیاسی نمی توان وارد گفتگو شد. (منبع آمار از گزارش سالانه خبرگزاری هرانا)
واکنش پایوران رژیم به گزارش عاصمه جهانگیر و در پی آن تمدید ماموریت وی برای یک سال دیگر، نشان دهنده فقدان ظرفیت در دیکتاتوری ولایت فقیه برای گفتگو بر سر مساله حقوق بشر است. منشور حقوق شهروندی ارائه شده از طرف حسن روحانی یک سیاه بازی برای پنهان کردن نقض فاحش حقوق بشر است و بر خلاف حرف خانم عاصمه جهانگیر، این سند هیچ تحول امید بخشی به حساب نمی آید. تا وقتی جامعه جهانی مناسبات اقتصادی با رژیم ایران را مشروط به لغو مجازات اعدام و رعایت حقوق بشر نکند، وضعیت حقوق شهروندی در ایران نه فقط بهبود نخواهد یافت، بلکه هر سال بدتر از سال قبل خواهد شد.
Thursday, March 23, 2017
کُرنِش روحانی در برابر توپ و تَشَر خامنه ای. زینت میرهاشمی.
فراسوی خبر.... پنجشنبه ۳ فروردین
کُرنِش روحانی در برابر توپ و تَشَر خامنه ای
زینت میرهاشمی
پیام نوروزی خامنه ای در روز دوشنبه ۳۰ اسفند پیرامون مسایل اقتصادی و همزمان پیام نوروزی روحانی که در آن از ولی فقیه نامی برده نشده، بازتابی از بحران اقتصادی و فلاکت مردم است که خود را در جدال جناحهای حکومتی بروز می دهد. تداوم نقد کارنامه اقتصادی روحانی توسط ذوب شدگان در ولایت و دفاع سرسخت نزدیکان و کارگزاران دولت از کارنامه روحانی، مضمون تبلیغات باندهای حکومتی در نمایش انتخاباتی پیش رو را نشان می دهد.
روحانی زیر رگبار نقدِ جناح مقابل از کارنامه اقتصادی خود دفاع کرد و حتا در روز ۳۰ اسفند در برابر حرفهای خامنه ای، به دولتش افتخار کرد که «راه درستی را انتخاب کرده» است. البته وی با گفتن این که «ده دولت بعدی نیز نمی توانند مشکلات را به پایان برساند»، به طور غیر مستقیم به خامنه ای پاسخ داد.
اما روحانی با فاصله دو روز و پس از سخنرانی روز سه شنبه اول فروردین خامنه ای در مشهد، دست به یک عقب نشینی زد و ضمن تشکر از ولی فقیه، قول داد که اولین جلسه دولتش در سال جدید را به موضوع تولید، اشتغال و اقتصاد مقاومتی اختصاص دهد. از این عقب نشینی در مقابل هارت و پورتهای ولی فقیه که بگذریم، بخش شکرگذاری او و توصیف وضعیت فعلی بسیار چندش آور است.
روحانی خدا را شکر گذاشت که «ثبات، آرامش و گشایشی» با تلاش خامنه ای در اقتصاد فراهم شده است. وی همچنین از «بردباری مردم» هم یاد کرد و به روی خود نیاورد که مردم، به ویژه کارورزان فکری و یدی، هرگز در مقایل تحمیل ریاضت اقتصادی بردبار نبوده و به اشکال مختلف اعتراض کرده و می کنند.
گوشه ای از وضعیت ناهنجار اقتصادی و تحمیل فقر بر مردم را از آمار پایوران رژیم می توان دید.
رئیس اتاق بازرگانی ایران و عراق روز سه شنبه اول فروردین در رابطه با افزایش فقر گفت: «45 میلیون شهروند ایران در تنگنای معیشتی قرار دارند.» (وب سایت قدس آنلاین) وی به عدم تطبیق هزینه ها با درآمدها برای 60 درصد از مردم اشاره کرد.
در سال 95 بیکاری، فقر، فحشا، خیابان خوابی و الیته سرکوب، اعدام و تعداد زندانیان سیاسی ....سیر صعودی داشت. علت شکرگذاری روحانی این است که دستگاه سرکوب سیستماتیک و مداوم رژیم توانسته رژیم ولایت فقیه را سرپا نگهدارد تا روحانی بتواند در مسند ریاست و در خدمت به ولی فقیه سرکار بماند.
Wednesday, March 22, 2017
نقشه خامنه ای در سال نو. منصور امان.
فراسوی خبر... چهارشنبه ۲ فروردین
نقشه خامنه ای در سال نو
منصور امان
رهبر جمهوری اسلامی به مُناسبت فرا رسیدن سال نو به مردُم ایران تداوُم ریاضت اقتصادی یا آنچه که وی بر آن نام "اقتصاد مُقاومتی" نهاده را وعده داده است؛ یک راهکار اقتصادی بُنیان برافکن و ستمگرانه که از دل بُحران روابط خارجی حُکومت او و تنگناهای مالی ناشی از آن زاییده شده و وی حمل بار کمرشکن اش را به جامعه تحمیل کرده است.
آقای خامنه ای با همان زبانی که سال جدید را نیز چون سالهای پُر محنت گذشته "اقتصاد مُقاومتی" نامید و به زیردستانش فرمان "تمرکُز و برنامه ریزی" بر آن را داد، به سوز و گُداز از "تلخکامی مردُم و به ویژه طبقه ضعیف"، یعنی قُربانیان بی واسطه پیامدها و نتایج آن پرداخت.
ابراز دلسوزی او برای مردُمی که "اقتصاد مُقاومتی" هر سال زندگی را به کام شان تلخ تر از سال پیش می کند، در حقیقت وهن آنهاست. کارورزان شرافتمندی که "نظام" جیب و سُفره شان را خالی کرده، بیکاران و کاذب کارهای به حاشیه زندگی رانده شده، به دلسوزی آقای خامنه ای نیاز ندارند؛ آنها از او و "نظام" اش حق خود برای داشتن زندگی انسانی و سعادتمندانه را طلب می کنند.
آقای خامنه ای اما ایام نوروزی را هم برای فرار از این مُطالبه و پوزخند زدن به آن از دست نمی دهد و می گوید: "فاصله زیادی میان کارهای انجام شده با انتظارات مردُم و رهبری وجود دارد."
او که سر رشته همه اُمور را در دست دارد و از تعیین سوژه فیلم و تیاتر تا تصمیم گیری در باره مقدار "سو"ی سانتریفیوژها و تلاوت شُمارش معکوس برای آزمایش موشکی در همه پهنه ها و حتی در جُزییات دخالت مُستقیم دارد، خود را در یک پله با مردُم بی حُقوق قرار داده و وانمود می کند که "انتظارات" یکسانی با آنها دارد که مُتاسفانه برآورده نشده است.
این در حالی است که راهکار حُکومت او برای بیرون کشیدن هزینه ماجراجوییها، نابخردی و ناکارایی اش از جیب و دهان مردُم به خوبی پیش می رود و پروژه ریاضتی حاکمیت، هیچکدام از "انتظارات" آن را بدون پاسُخ نگذاشته است:
- حذف یارانه، انرژی و کالاهای اساسی به انجام رسیده و طرح برچیدن مُسکن نقدی این جراحی نیز گام به گام به پیش می رود
- پروسه حذف، کاهش و گران سازی خدمات و تعهُدات دولت در برابر جامعه با قُوت تمام در جریان است
- دستمُزد کارگران و کارمندان به گونه عملی مُنجمد شده
- خُصوصی سازی پهنه های عُمومی برای کسب درآمد از کم درآمد ترین بخشهای جامعه بدون توقُف به جلو رانده می شود
آقای خامنه ای خاک به چشم مردُم می پاشد چون برای دستکم یک دهه، کار، معیشت و سطح زندگی آنها را بازیچه ماجراجوییهای هسته ای خود کرده است و حال نیز که وادار به کنار گذاشتن این پروژه خانمانسوز گردیده، سهم جامعه از پایان تحریمهای نفتی و گازی و از سر گیری مناسبات با بازارهای بین المللی را خرج بقای خود و همدستانش در کانون قُدرت و ثروت کرده است. رژیم ولایت فقیه او منابع و درآمدهای به دست آورده را یا هزینه ماشین جنگی خود می کند و به تنور مُداخله گری در سوریه، یمن، غزه، لُبنان و عراق می ریزد و یا در راه گُسترش دستگاه امنیتی – پُلیسی برای مهار و سرکوب جامعه صرف می کند. آنچه که باقی می ماند، به گلوی گُشاد دستگاه فاسد حُکومتی و گردانندگان ریز و دُرُشت آن سرازیر می شود.
"اقتصاد مُقاومتی" آقای خامنه ای با هر پسوند و پیشوند، پروژه ای برای تداوُم و ماندگار سازی این شرایط و تحمیل ریاضت اقتصادی است. او در پیام نوروزی اش به جامعه نشان داده که "نظام" در سال جدید نیز برای "تلخکامی مردُم و به ویژه طبقه ضعیف"، نقشه کشیده و برای فلاکت آنها برنامه ریزی کرده است.
این نقشه فقط با نیروی اعتراضی اکثریت جامعه که مشمول آن می شوند، می تواند از دست آقای خامنه ای بیرون کشیده شده و به سطل زُباله افکنده شود. سیل به راه افتاده و همه گیر اعتراض علیه آثار بی واسطه این سیاست در سال گذشته، بهترین آغاز برای این مُهم در سال جدید است.
Tuesday, March 21, 2017
چشم انداز سال ۱۳۹۶.لیلا جدیدی.
فراسوی خبر... اول فروردین
چشم انداز سال ۱۳۹۶
لیلا جدیدی
سال نو و رسیدن فصل زیبای بهار به هموطنان ایرانی و دیگر مردم جهان که این روز را جشن می گیرند، فرخنده باد. عید نوروز علاوه بر زیبایی فصل بهار و عطر دل انگیز سنبل، روزهای خاطره انگیزی را در زندگی ما به ارمغان می آورد. همه ساله در آغاز سال نو برای یکدیگر پیروزی و روزگار بهتری را آرزو می کنیم و برای به دست آوردنش عهد و پیمان می بندیم.
با همه این آرزوها و تلاشها، بنا بر آمارهای جهانی از جمله "شبکه راه حلهای توسعه پایدار" که نهادی زیر نظر سازمان ملل است، رتبه کشور ما در جدول شادترین کشورهای جهان که بر پایه شاخصایی همچون توازن سالم بین رفاه و سرمایه اجتماعی، میزان بالای اعتماد در جامعه، برابری، آزادی و فساد در دولت اندازه گیری می شود، به طور مداوم در حال کاهش بوده است و با سقوط به رتبه های پایین تر، در انتهای جدول قرار گرفته است.
اختلاف حداقل حقوق ۹۳۰ هزار تومان که در بسیاری از موارد همان هم پرداخت نمی شود، با حداقل نیاز یک خانواده کارگری (بیش از دو میلیون تومان)، گویاترین علت رخت بربستن شادی از چهره خانواده هاست. سرکوب هر نوع اعتراض را نیز باید بدان افزود.
با این حال و اگرچه جامعه طبقاتی تر و زندگی سخت تر شده است، اعتراضها هر روز گسترش بیشتری یافته، به شمار اعتراضهای کارگری و اجتماعی همه ساله افزوده شده و در مقابل دستگیری و بازداشت و زندان فعالان کارگری و اجتماعی، بر مقاومت و پایداری نیز افزوده شده است.
در سال پیش رو همچنان که رژیم فاسد و پوسیده جمهوری اسلامی در حال هر چه عمیق تر کردن گور خود است، جنبشهای اجتماعی، اعتراضات و مقاومت و پایداری زحمتکشان اوج گرفته و به روند پیشروی خود ادامه داده و گسترده تر خواهد شد.
در آغاز سال نو با سرسختی هر چه بیشتر بر نیروی مبارزاتی خود باید افزود و دیگران را به میدان مبارزه کشاند. با باور بر این امر که گوشت فاسد با هر ادویه ای عرضه شود، باز هم کشنده است، چشم انداز پیش رو، اوجگیری هر چه بیشتر اعتراضات خواهد بود. رژیم ولایت فقیه در برابر این موج مردمی، شکننده، متزلزل و از وضعیت کنونی نیز از هم گسیخته تر خواهد شد.
بهاران خجسته باد!
و این بند بندگی و این بار فقر و جهل ... نگون و گسسته باد!
Subscribe to:
Posts (Atom)