Sunday, April 30, 2017

لغزش جهانگیری در "مُناظره زنده"ای که به مُسابقه بیست سووالی تبدیل شد. منصور امان.

فراسوی خبر... یکشنبه ۱۰ اردیبهشت لغزش جهانگیری در "مُناظره زنده"ای که به مُسابقه بیست سووالی تبدیل شد منصور امان مُسابقه بیست سووالی که در تلویزیون دولتی برای نامزدهای ریاست جمهوری رژیم مُلاها ترتیب داده شده بود، اگرچه در چارچوب "مُناظره" نمی گُنجد، اما به خوبی سزاوار نمایش بی رمق و "مُهندسی" شده ای است که "نظام" زیر تابلوی "انتخابات" برگُزار می کند. همچنانکه از پیش آشکار شده بود، گردانندگان مراسم انتخابات تمایُل زیادی به کشیده شدن درگیریهای معمول باندها و دسته بندیهای حُکومتی بر صفحه تلویزیون سراسری نداشتند. علت اصلی این بی میلی، شکاف و پراکندگی موجود "زیر خیمه نظام" پس از شکست استراتژیک هسته ای و سر کشیدن "جام زهر" است که خواست و توان مُدیریت درگیریها در ساختار قُدرت توسُط طرفهای آن را به شدت محدود ساخته است. پرده دری ساختاری در تلویزیون که در حقیقت مشروعیت حُکمرانی "نظام" را در برابر جامعه مُعترض و کمین کرده کمی بیشتر زیر سووال می برد، آخرین هیزُمی است که دستگاه قُدرت برای گرم کردن تنور انتخابات به آن نیاز دارد. شدت هراس از این امر و نیز تنگنای هژمونی در هیرارشی قُدرت را می توان از طرح ایده ریشخند آمیز پخش مُناظرات به گونه غیر زنده و به بیان دقیق تر، زدن پوزه بند مجازی به دهان بازیگران و فُرصت سازی برای مُمیزی نمایش دریافت. گرچه بیهودگی و مضحکه شدن چنین "مُناظره" ای خیلی زود برای مُهندسان دستپاچه صحنه روشن شد، اما این به مفهوم پایان تلاش برای بسته بندی مطلوب آن نبود. بدین گونه، دستکاری پیدا در شکل "مُناظره"، به دستکاری پنهان در حوزه درونمایه آن انتقال یافت. این نُکته ابتدا در ترتیب اجرا و برگُزاری نمایش تلویزیونی خود را نشان داد که برخلاف شیوه رایج و کاراکتر مُناظره ها، نه به گونه گُفتُگوی رودرو و در لحظه، بلکه به صورت سووال و جوابهای از پیش آماده شده نامزدها از یکدیگر روی صفحه رفت. سپس، آقای روحانی در جریان مُناظره و در مقام گله گذاری از یکی از حریفان خود لو داد که شکل "مُناظره" به کُلی از نمایش کنار گذاشته شده و به جای آن نامزدها برنامه های خود را تشریح می کنند و در باره آن یکدیگر را مورد پُرسش قرار می دهند. معنای دیگر این ابتکار، تلاش برای جلوگیری از طرح کارنامه و گذشته نامزدها و از طریق آنها، باندهای شان است. آخرین شاهد از سناریو نویسی برای "مُناظره زنده" را یکی از پایوران باند فقیه ارایه کرد. آقای مهدی محمدی، یک پایور نظامی – امنیتی، فاش ساخت که موضوع مُناظره را "ستاد انتخابات کشور" دیکته کرده است. او این نُکته محرمانه را هنگام انتقاد از "تغییر موضوع مُناظره از اجتماعی – اقتصادی به اجتماعی – فرهنگی در آخرین ساعات" آشکار ساخت. با این همه، مُشاجره گاه و بیگاه نامزدها نشان داد وضعیتی که "نظام" در آن بسر می برد، در ناهمگونی فاحشی با آنچه قرار دارد که مایل است پیش ببرد. تشتُت درونی در بدنه و ضعف هژمونیک در راس، نقصی نیست که آچار مُهندسی بتواند آن را به سادگی برطرف کند. آقایان روحانی و جهانگیری، برخی از ردیفهای کارنامه آقای قالیباف را (که چنین می نمود او و نه آقای رییسی را رقیب اصلی می شمارند) زیر ذره بین گذاشتند و در مُقابل، وی نیز با اشاره به شُماری از عملکردهای دولت، این حمله را تلافی کرد. همزمان، هر دو طرف کوشیدند در دفاع و تهاجُم، از خط قرمزهای "نظام" نیز فراتر نروند و به اشاره به پرونده های شناخته شده ای اکتفا کنند که بدون حسابرسی و نتیجه گیری، زیر "خیمه نظام" مُعلق مانده و خاصیت بازارگرم کنی یافته است. یک لغزش در این مُحاسبه را آقای جهانگیری مُرتکب شد؛ زمانی که از فعالیت عامل حمله به سفارت عربستان در ستاد پاسدار قالیباف خبر داد و به این گونه "اسرار نظام" را در سازمان دادن حمله مزبور و زیر پوشش گرفتن عاملان لو رفته آن فاش کرد. موضوع شنیدنی دیگری که آقای جهانگیری برای مطرح کردن داشت، مُعرفی خود به عُنوان "نماینده اصلاح طلبان" بود. این واقعیت که عُضو ارشد "کارگُزاران" و از رهبران جناح میانه حُکومت در نقش نماینده جناح مورد غضب قرار گرفته پدیدار می شود، به تنهایی برای بیان برنامه و اُفق سیاسی اکنون باند "اصلاح طلب" و خزیدن هر چه بیشتر آن به زیر دامن "کارگُزاران"، کفایت می کند. همزمان برای مُشتاقان سهام استهلاکی این تهدید وجود دارد که نقش آفرینی دیگران به نام آنها، موضوع حذف شان را از روی میز نظام برداشته و آن را حل شده القا کرده و به این ترتیب دایمی کند. "مُناظره" به نمایش درآمده در صداوسیمای جمهوری اسلامی و ترتیبات روی صحنه بردن آن، آیینه شفافی است که در آن بی قوارگی یک نظام استبدادی مُرتجع که تلاش می کند با اطوار انتخاباتی از جامعه در داخل و طرفهایش در خارج دلبری کند، بازتاب یافت. مُسابقه چند سووالی همچنین نشان داد که میزان وحشت استبداد حاکم از شکل گیری دو قُطب حُکومت و جامعه تا چه عُمقی در پوست و اُستخوانش نُفوذ کرده؛ تا آنجا که دیگر حتی به سایه خود هم اعتماد ندارد.

Saturday, April 29, 2017

فریبکاری روحانی در مورد حقوق بشر و اشتغال.زینت میرهاشمی.

فراسوی خبر ....شنبه ۹ اردیبهشت فریبکاری روحانی در مورد حقوق بشر و اشتغال زینت میرهاشمی رئیس دولت کلید دار، برای ماندن بر صندلی قدرت، نقد کردن وعده های نسیه ای که طی 4 سال نتوانست انجام دهد را بر نمی تابد و می گوید که در ۱۰۰ روز دور دوم آن را انجام می دهد. روحانی با وعده ایجاد اشتغال و تدوین «لایحه نهاد ملی حقوق شهروندی» می خواهد چهره متمایزی نسبت به رئیسی، عضو هیات مرگ و قاتل زندانیان سیاسی و قالیباف، دزد اموال مردمی، از خود نشان دهد تا شیادی خود را کامل کند. قاتل و سارق بودن رقیبان روحانی از مسئولیت او در بالاترین مقام اجرایی در به وجود آمدن شرایط فلاکتبار مردم کم نمی کند. حسن روحانی در مورد بیکاری و افزایش حقوق نیروی کار در روز شنبه ۵ اردیبهشت به دروغ گفت: «در خصوص حقوق افرادی که پایین است حقوق آنها را دو برابر کردیم و همچنین در سایر موارد مثل حقوق بازنشستگان آنهایی که حقوقشان پایین است تا ۲۰ درصد افزایش پیدا می‌کند، بقیه تا ۱۰ درصد افزایش پیدا می‌کند بنابراین مردم از همان آغاز احساس خواهند کرد که تغییری در زندگی‌شان ایجاد شده است.» در مورد بیکاری گفت: «ما در استانهای نمونه شاهد بودیم که ۷۰ درصد جوانان شاغل در بنگاهها جذب شدند.» ادعاهای روحانی در مورد دستاوردهای دولتش در مورد اشتغال توسط وزیر کارش نفی می شود. علی ربیعی وزیر کار رژیم روز ۴ اردیبهشت گفت: « اگر هر سال یک میلیون شغل نیز ایجاد شود تا سال ۱۴۰۰ نرخ بیکاری موجود تغییری نخواهد کرد.» (خبرگزاری حکومتی مهر) همان طور که ایده گفتگوی تمدنهای خاتمی رنگی نداشت و دردی از دردهای بیشمار مردم را درمان نکرد، حقوق شهروندی روحانی هم رنگی نخواهد داشت. وجود بیشمار زندانیان سیاسی چهره واقعی نطامی که روحانی در بالاترین مقام اجرایی آن قرار دارد را به خوبی نشان می دهد. بسیاری از فعالان سیاسی، کارگری، اجتماعی همراه با مدافعان محیط زیست و وبلاگ نویسان و فعالان در فیسبوک و تلگرام در سیاهچالهای رژیم هستند و با وعده های بی مایه تغییری در وضع آنها به وجود نمی آید. در ۴ سال ریاست روحانی بیشترین خشونت حکومتی، اعدام و دستگیری وجود داشته است. منشور حقوق شهروندی روحانی حتا حقوق بخشی از خودیهای مخالف باند غالب را هم در نظر نگرفته است. مردم ایران احتیاج به آزادی بیان و اجرای میثاقهای بین المللی مربوط به حقوق زنان، کارکران و کودکان دارند نه انشا نویسی روحانی در باره منشور حقوق بشری.

Thursday, April 27, 2017

قاتلان شرمنده از وحدت.قاتلان شرمنده از وحدت.

فراسوی خبر .... پنجشنبه ۷ اردیبهشت قاتلان شرمنده از وحدت قاتلان شرمنده از وحدت به راستی بازیگران نمایش انتخاباتی با کارنامه خود، از طریق شعارهای مطرح در میان مردم معرفی می شوند. شعار «نه به قاتل، نه به شیاد، نه به سارق»، بیش از هر هنگام معنا دارد. شعارهای فریبنده و پوچی که از طرف بازیگران این نمایش داده می شود، به کارنامه آنها مربوط می شود. یکی از نکته های مهم در جدال باندهای حکومتی افشا کردن دزدیها و فساد طرف مقابل است. البته این افشاگریها با رعایت حفظ نظام صورت گرفته و خط قرمز عدم افشای ولی فقیه به عنوان تجسم کامل فساد و جنایت تا کنون از طرف همه باندها به خوبی رعایت شده است. حرفهای وزیر کار روحانی در واکنش به شعارهای اقتصادی رئیسی و قالیباف، به درستی منجلاب انتخابات رژیم را بر هم می زند. البته منجلابی که روحانی هم از آن سر برون کرده است. وزیر کار روحانی روز چهارشنبه ۶ اردیبهشت گفت: «نباید فقیران را ماشینهای رای حساب کرد.» ابراهیم رئیسی مدعی شد که «یارانه ها را سه برابر و ظرف چهار سال 6 میلیون شغل» ایجاد خواهد کرد. این قاتل که بر یکی از نهادهای مالی عظیم ولی فقیه ریاست می کند، معلوم نکرده هزینه این اقدام را چگونه تامین می کند؟ قالیباف، شهردار فاسد تهران و دزد معروف اموال عمومی، مدعی شد که «درآمد کشور را در چهار سال دو و نیم برابر و پنج میلیون شغل» ایجاد خواهد کرد. حسن روحانی شیادانه از روانشناسی مردم استفاده کرده و این سوال را مطرح می کند که: «انتخابات امسال یعنی ادامه آزادی یا بازگشت به حصر و فضای امنیتی»؟ در سخنرانی تبلیغاتی رئیسی در روز سه شنبه ۵ اردیبهشت در یزد، سعید مرتضوی، قاتل مشهور حضور داشت. حضوری که با واکنشهای زیادی روبرو شد. سعید مرتضوی قاتل زهرا کاظمی و تعدادی از زندانیان در کهریزک، قاتل مطبوعات و قاضی دادگاه مطبوعات، رئیس سابق تامین اجتماعی حامی ابراهیم رئیسی عضو هیات مرگ و اجرا کننده فرمان خمینی برای قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ است. اما این وحدت آنچنان بوی گند داد که دو طرف را به موضع گیری کشاند و دو قاتل اتحادشان را تکذیب کردند. در حالی که دفتر روابط عمومی ستاد رئیسی حضور مرتضوی را شخصی اعلام کرد، مرتضوی گفت:«آرزویم رئیس جمهور شدن رئیسی است».

Tuesday, April 25, 2017

به جای شکایت، از جنتی تشکُر کنید!.منصور امان.

فراسوی خبر... سه شنبه ۶ اردیبهشت به جای شکایت، از جنتی تشکُر کنید! منصور امان سازگار با موسم نمایش انتخابات، آیت الله جنتی از آپارتاید رسمی حاکم در جمهوری اسلامی گردگیری کرده است. رییس دستگاه مُهندسی انتخابات و ماشین شرعی سازی قوانین، با صُدور یک بخشنامه، نامزدی و ورود "افراد غیر مُسلمان" به شوراهای شهر را "خلاف موازین شرع" دانسته و ممنوع ساخته است. بحث ریاکارانه ای که باندهای "خودی" رقیب علیه این تصمیم به راه انداخته اند، به گونه آگاهانه از مرز نقد اداری و حُقوقی این ممنوعیت دیر پا و شناخته شده در ساختار سیاسی ولایت فقیه فراتر نمی رود. مُنتقدان بخشنامه آقای جنتی در دولت و مجلس، "اختیار" شورای نگهبان برای ورود به این مساله را زیر سوال می برند و یا "تفسیر قوانین" را از سوی آن را مُجاز نمی شمارند. این در حالی است که مساله مرکزی در هر شکلی از اعمال تبعیض، مضمون و پایه ای است که براساس آن سلب حق یک بخش یا گُروه توجیه و مشروع شمرده می شود و امتیاز و برتری بخش یا گروه دیگر روا و مُجاز انگاشته شده و ترویج می گردد. رژیم حاکم بر ایران بدون هیچ گونه پرده پوشی، خود را "نظامی اسلامی"، از نوع شیعی آن تعریف می کند و همساز با آن، ساختار سیاسی و ابزارهای اعمال حاکمیت این انگاشت را در قالب قانون اساسی، ولایت فقیه، مجلس خبرگان، شورای نگهبان، مجلس شورای اسلامی، شوراهای اسلامی و جُز آن که همگی درونمایه و کارکرد دینی و ایدیولوژیک دارند، شکل داده است. در نظم اجتماعی شکل گرفته بر این بُنیان، برتری قانونی و حُقوقی یک طیف مُشخص (طبقه "خودیها") با تعلُق به یک هُویت فکری مُشخص (شیعه ولایت فقیهی)، شرط حیاتی تامین هژمونی در جامعه مُتکثر و حُکمرانی انحصاری برآمده از آن است. مفهومی که آقای جنتی در برخورد به انتخابات "شوراهای اسلامی" زیر آن خط تاکید کشیده، حق حُکمرانی مُسلمانان "خودی" بر "غیرمُسلمانان" و بیان بهتر، غیر "خودیها" است. بنابراین نقد این تبعیض و مُخالفت واقعی با آن، در حقیقت نقد و مُخالفت با چنین حق ویژه ای می تواند باشد. ژست اداری با متر کردن "حوزه اختیارات" شورای نگهبان و وراجی در این باره که قوانین پیش یا پس از تصویب "تفسیر" شوند، بی تردید برای پیش بردن تصفیه حسابهای درونی مُفید است، اما در چارچوب نقد و مُخالفت با تبعیض در هر شکل تصوُر پذیر آن، نمی گنجد. دیدگاه و بخشنامه آیت الله جنتی را نه فقط قانون اساسی حُکومت و آیت الله خُمینی، بلکه مُنتقدان آن نیز که هم اکنون در حال مُشارکت و طاس ریختن در یک بازی دیگر "خودی"ها، یعنی انتخابات ریاست جمهوری هستند یا بر کُرسی مجلس تکیه زده اند، تایید می کنند. حُجت الاسلام روحانی به لُطف همان ممنوعیتی برای دو دوره ای کردن دوران ریاست جمهوری خویش خیز برداشته که آقای جنتی برایش فراهم آورده. آقای علی لاریجانی و دیگر وکیل اُلدوله ها از فُرصتی بهره می گیرند که مشروعیت آن به گونه انحصاری از اعمال تبعیض و محرومیت قانونی و بخشنامه ای علیه بخشهای گوناگون جامعه و اعطای امتیاز به طبقه "خودیها" سرچشمه گرفته است. "نظام"، شاهراه دو بانده قُدرت و ثروت را برای تاخت مرکب سران و پایورانش شُخم زده و بر سر راه حق انتخاب شدن و انتخاب کردن آزاد جامعه مین گذاشته است. آیت الله جنتی فقط تابلوهایی را نصب می کند که مُنتقدان ریاکارش راه خود به سمت ریاست و وکالت را با جهت دهی آنها تنظیم می کنند.

کابوس تلگرام. لیلا جدیدی.

فراسوی خبر... سه شنبه 5 اردیبهشت کابوس تلگرام لیلا جدیدی هراس و نگرانی از خیزشهای مردمی هنگام انتخابات قلابی و غیر دمکراتیک و از سوی دیگر، وحشت از مشارکت نکردن گسترده مردم در آن، همه ارکان رژیم را به لرزه در آورده. روزهای دلهره آور بیشتری برای "نظام" که به طور دایم خود را در لبه پرتگاه سقوط می بیند در پیش رو قرار دارد. به نظر می آید کابوس "تلگرام صوتی" هم امسال به دلهره ها اضافه شده است. تاکنون، از جمله چالشهای "انتخابات"، مهندسی صلاحیت بوده که می بایست از کوران احمدی نژاد (انتصاب پیشین و پر دردسر خامنه ای) و البته چهره های سیاسی درون نظام و همچنین برخی از اعضای فعلی مجلس ارتجاع می گذشته. چالش بعدی، دو دلی و هراس از پخش مناظره ها است، "زنده یا ضبط شده" مساله این است. این سووالی است که احتمال پیش کشیده شدن دزدیها و افشای فساد یکدیگر طرح کرده. وزیر کشور تحت امر خامنه ای "فضای امنیتی و افکار عمومی و تکرار حوادث ۸۸" را هشدار می دهد. او درس عبرت داده: "مناظره های زنده تلویزیونی سال 88 هزینه ها و تبعات بسیار سنگینی داشت و باید همه ابعاد آنرا در نظر بگیریم." اما امسال با دلشوره تلگرام و به ویژه تلگرام صوتی چه باید کرد؟ پاسدار نجات، جانشین سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، می گوید: "راه ‌اندازی صوت تلگرام سبب می‌ شود ما هیچ موردی را نتوانیم کنترل کنیم." وی بدین شکل بر امری که پیشتر فاش شده، یعنی کنترل و شنود مکالمات تلفنی و خصوصی شهروندان ایرانی مهر تایید می گذارد. در همین زمینه، حجت‌ الاسلام منتظری، دادستان کل کشور، ادعا می کند که دشمن (بخوانیم مردم ایران) از طریق مجازی برنامه ریزی کرده که انتخابات را زیر سوال ببرد. وی پته حکومت را روی آب ریخت و از فیلتر چند هزار کانال و شبکه ‌خبر داد. او با این حال از شبکه ‌هایی که "سرور آن در خارج از کشور" است مثل "تلگرام" ابراز نگرانی کرد. منتظری اطمینان داد که "با رصد کردن" آسیبهای آن را به حداقل برسانند. پیشتر نیز عده ای فعال در تلگرام بازداشت شده بودند. . جالب تر این که دادستان رژیم خطر "جنگ و خونریزی و جنایت در چهار طرف کشور" (فحایعی که خود بپا کردند) را گوشزد کرده و بقای "امنیت" در ایران را رهایی از شر جدید تلگرام صوتی معرفی می کند. ارتجاع عقب مانده و قرون وسطایی تیغ خود را علیه شبکه های اجتماعی و وسایل ارتباط و همفکری مردم تیز کرده، اما امروز هم مثل دیروز هرگز نخواهد توانست همه راه های اطلاعاتی مدرن را کاملا به روی مردم ببندد.

Saturday, April 22, 2017

سرنوشت "برجام" در سوریه تعیین می شود. منصور امان.

سرنوشت "برجام" در سوریه تعیین می شود منصور امان حملات رییس جمهور، وُزرای خارجه و دفاع آمریکا و نیز نماینده این کشور در سازمان ملل مُتحد علیه رژیم جمهوری اسلامی در چند روز گذشته، حکایت از شکل گیری یک نظرگاه واحد و هماهنگ شده در دستگاه اجرایی ایالات متحده پیرامون رویکرد به سیاستها و رفتار حاکمان ایران دارد. اگرچه به ظاهر لبه تیز سُخنان پایوران آمریکایی توافُق هسته ای را نشانه گرفته، با این حال چنین نمی نماید که توافُق مزبور با خطر برهم زده شدن روبرو گردیده و دولت آمریکا در حال زمینه چینی برای بازگشت به دوران بُحران هسته ای باشد. کاخ سفید به تازگی پس از تایید آنکه رژیم مُلاها به تعهُدات خود در توافُق هسته ای وین عمل کرده، تعلیق تحریمها را تمدید کرد. همزمان، انتقادهای واشنگتُن از "برجام"، نه با طرح صریح لغو آن و نه با اشاره به سیاستی جایگُزین همراه بوده است؛ دو پُرسش کلیدی که در آغاز هر مسیری به این سمت باید پاسُخ گرفته شوند. از سوی دیگر، مُهمترین مُتحدان منطقه ای آمریکا، اسراییل و عربستان سعودی، حفظ توافُق موجود را بهتر از برهم زدن آن می دانند. آنها کاهش جدی خطر دستیابی حاکمان ایران به جنگ افزار هسته ای را در دوره کنونی مُثبت می انگارند و به مُوازات آن مُطمین نیستند که در حال حاضر آلترناتیوی جدی برای این توافُق وجود داشته باشد؛ راه حلی که شرط توانایی پایش سریع و کم دامنه بُحران پیش بینی پذیر پس از لغو "برجام" را برآورده سازد. بنابراین پُرسش بیشتر می تواند این باشد که سیاست واحد واشنگتُن به کُدام سمت گرایش دارد و چه هدفی را در برابر نهاده. پاسخ به این سووال را می توان با دقت به موضوع دیگری که آقای ترامپ و پایوران ارشد دولت او به انتقادهای شان از توافُق هسته ای گره می زنند، دریافت. آنها یکصدا به فعالیتهای ماجراجویانه و تروریستی رژیم مُلاها حمله می برند و در کفه دیگر ترازویی که برنامه هسته ای را ارزیابی می کنند، "نقش مُخرب" حاکمان ایران در منطقه و تلاشهای آنها برای "بی ثبات کردن خاورمیانه" را قرار می دهند. با نگاه به هر دو کفه ترازو، خُطوط یک رویکرد دو سویه را می توان باز شناخت که بر حفظ توافُق هسته ای و همزمان افزایش فشار برای گُسترش آن به "برجامهای دو و سه و غیره" تمرکُز دارد. در این انگاشت، توافُق هسته ای به مثابه نُقطه شروع یک روند و نه مقصد آن ارزش گذاری می شود. دولت آقای ترامپ به رژیم مُلاها پیام می دهد که پا برجا ماندن توافُق هسته ای در گرو "پایبندی به روح" آن است و این امر از اجرای تعهُدات فنی و تکنولوژیک هسته ای فراتر می رود. واشنگتُن به مُلاها هُشدار می دهد که اجازه نخواهد داد از "برجام" به مثابه سکوی پرشی برای گُسترش فعالیتهای مُداخله گرانه و توسعه طلبانه خویش در منطقه بهره گیری کنند و در این راستا تاکید می کند که توافُق با آنها را در یک پروسه دایمی بازنگری و سنجش قرار داده است. میدان آزمون واقعی این سیاست، نه توافُق هسته ای، بلکه کانون جاری تضاد و رویارویی آمریکا و رژیم جمهوری اسلامی، یعنی سوریه است؛ جایی که از چشم حاکمان ایران و همچنین طرفهای خارجی آنها، دروازه نُفوذ ویرانگر و مرگبار "نظام" در منطقه به شمار می رود و فرایند و نتیجه بُحران آن، تاثیر مُستقیمی در سرنوشت "برجام" دارد.

حذف احمدی نژاد تبلور شدت گرفتن بحران در باند ولایت. زینت میرهاشمی.

فراسوی خبر .... شنبه ۲ اردیبهشت حذف احمدی نژاد تبلور شدت گرفتن بحران در باند ولایت زینت میرهاشمی صلاحیت احمدی نژاد که عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است از طرف شورای نگهبان تایید نشد و این به معنی آن است که ولی فقیه فاقد صلاحیت است. احمدی نژاد، گماشته خامنه ای، طی ۸ سال، زیر حمایت ولی فقیه، دست به چپاول مردم زد و خامنه ای با تحمیل احمدی نژاد به مردم در سال ۱۳۸۸ بسیاری از جوانان معترض را در زندان و در خیابان به قتل رساند. بعد از ۴ سال و علیرغم رو آمدن بخشهایی از دزدیهای باند احمدی نژاد، وی به دلیل فساد حاکم بر همه باندهای حکومت همچنان از هر گونه محاکمه ای مصون مانده است. زیرا باندهای فاسد حکومتی آنقدر آلوده هستند که از بِگَم بِگَم های او ترس دارند. به همین دلیل پایوران حکومت از بهم زدن لجنزار احمدی نژاد خودداری می کنند. مصرف احمدی نژاد برای ولی فقیه و باند او تمام شده و حذف او توسط شواری نکهبان پیش بینی می شد. گرچه احمدی نژاد تنها کسی از خودیها است که در برابر فرمان ولی فقیه نافرمانی نمود و مورد غضب هم قرار گرفت، اما ایستادن این پاسدار در برابر ولی فقیه از جنس لومپنی و طفیلی گری او است. احمدی نژاد نه ضد ولایت فقیه است و نه ضد نظام و نه اپوزیسیون داخلی رژیم، اما تاثیر نامزدی و حذف او توسط شورای نگهبان در روانشناسی مردم مهم است. این رویداد ناتوانی و ضعف ولی فقیه در مدیریت بحران حکومت است و شکاف در نظام را عمیق تر و تنفر مردم به رژیم را گسترده تر می کند.