Saturday, October 14, 2017

سرنوشت برجام و گرداب موشک بازی.زینت میرهاشمی.

سرنوشت برجام و گرداب موشک بازی زینت میرهاشمی توافق هسته ای (برجام) در راستای سیاست نافرجام گفتگوهای انتقادی، محصول تحریمهای شورای امنیت ملل متحد و تحریم نفتی و بانکی آمریکا بود. اما عقب نشینی رژیم نمی توانست بدون عقب نشینیها و پذیرش برجامهای دیگر سرانجامی بدون ابهام و چالش داشته باشد. رژیم ولایت فقیه درصدد بود تا تهدید عقب نشینی در مساله اتمی را با پیشروی در ساخت موشک و مداخله شتابان در سوریه، لبنان، عراق، یمن و... به فرصت تبدیل کند. رژیم ولایت فقیه و در راس آن خامنه ای تصور می کرد که با نوشیدن جام زهر برای یک بار می تواند از چالشهای دیگر جلوگیری کند. بر همین مبنا تیم روحانی تلاش می کرد که توافق برجام را یک برد – برد به حساب آورد و خامنه ای پس لرزه های جام زهر را با دخالتهای بیشتر در منطقه، با گسترش تروریسم در جهت ساختن جبهه ای از بنیادگرایان شیعی از طریق سپاه پاسداران و ساختن موشکهای بالستیک و نمایش مانورهای پی در پی برای اثبات قدرت خود در منطقه، جبران کرد. اتاق فکر رژیم که در گفتگوهای قبل از برجام، از سیاست تبدیل تهدید به فرصت استفاده می کرد، بعد از برجام هم با استفاده از فرصت پیش آمده، قدرت مخرب خود را در منطقه افزایش داد. اما تصویب طرح تحریم برنامه موشکی رژیم در کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا و قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست تحریمهای وزارت خزانه داری آمریکا، بار دیگر نقاط مبهم و لرزان برجام را به چالش کشید. کمیته امور خارجی مجلس آمریکا با تکیه بر قطعنامه ۲۲۳۱ شواری امنیت سازمان ملل، طرح تحریم برنامه موشکی رژیم را تصویب کرد. از صحبتهای روز آدینه ۲۱ مهر ترامپ، که ضمن عدم پایبندی رژیم ایران در موضوع برجام، مساله رسیدگی به این امر را به مجلس نمایندگان آمریکا واگذار کرد، می توان نتیجه گرفت که موضوع خروج از توافق برجام یا فسخ این قرارداد فعلاً مطرح نیست. اما موضوع نامگذاری سپاه تروریستی پاسداران و اعلام تحریمهای جدید مساله جدیدی است که رژیم ولایت فقیه نمی تواند با چسبیدن به برجام، از برخورد با آن شانه خالی کند. موشک بازی ماجراجویانه رژیم را وارد گردابی کرده و راه رهایی از این گرداب ادامه «نرمش قهرمانانه» است.

Wednesday, October 11, 2017

رکوردار اعدام و مانور تبلیغاتی کاهش اعدام.زینت میرهاشمی

رکوردار اعدام و مانور تبلیغاتی کاهش اعدام زینت میرهاشمی در روز ۱۰ اکتبر، روز جهانی «مبارزه در راه لغو مجازات اعدام»، بار دیگر نام ایران در ردیف کشورهایی که پرشمارترین اعدام طی سال گذشته در آن صورت گرفته، رونمایی می شود. بر اساس داده آماری دبیرکل سازمان ملل متحد، ۸۷ درصد اعدامهای جهان در چهار کشور از جمله در ایران صورت می گیرد. در حالی که شمار کشورهایی که به لغو مجازات اعدام تا کنون پیوسته اند افزایش پیدا کرده و با پیوستن ماداگاسکار و گامبیا، تعداد این کشورها از ۱۷۰ گذشته است، جمهوری اسلامی، با افزایش اعدام نسبت به سالهای گذشته، چشم اندازی برای پیوستن به دیگر اعضای ملل متحد برای لغو این نوع مجازات دیده نمی شود. رژیم ولایت فقیه بر خلاف حرف دبیرکل سازمان ملل متحد که گفت در قرن بیست و یکم مجازات اعدام جایی ندارد، از مجازات اعدام به عنوان ابزاری برای سرکوب، ارعاب و تامین امنیت نظام ورشکسته و پوسیده اش استفاده می کند. اعدام زندانیان سیاسی و مخالفان نظم ارتجاعی ولایت فقیه به بهانه «امنیتی» برای امنیت رژیم حاکم صورت می گیرد. اعدام به جرم مواد مخدر و یا جرایم دیگر تا جایی انجام می شود که دانه درشتها آسیبی نبینند. بر همگان روشن است که مافیای مواد مخدر را نه خرده ریزها و معتادان که در دست کسانی می چرخد که پُشت شان به جایی گرم است. مجازات اعدام در کاهش جرایم تاثیر ندارد بلکه بر عکس باعث تولید و بازتولید خشونت می شود. این خشونت به طور مستقیم به جامعه وارد و با زندگی مردم عجین می شود. بر همین منظر، مجازات اعدام، جنایتی سازمانیافته حکومتی است که در صورت عدم لغو آن، به نهادینه شدن خشونت یاری می رساند. تا وقتی که مجازات وحشیانه اعدام در قانون است، نهادهای حکومتی می توانند بنا به سلیقه و در شکل قبیله ای و فله ای آن را انجام دهند. به همین دلیل است که طرح آبکی یا بهتر بگویم مانور تبلیغاتی کاهش اعدام در برابر فشارهای مخالفان مجازات اعدام بیش از سه سال است در مجلس ارتجاع می چرخد و سرانجام به گونه ای تصویب شد که در برابر بحران حاد اعتیاد و افزایش بی حد آن، هیچ تاثیری نخواهد داشت و به قول گفته عفو بین الملل «بازی با اعداد» است.

Tuesday, October 10, 2017

جنایت علیه نیروهای کار، خشونت علیه کودکان کار.زینت میرهاشمی.

جنایت علیه نیروهای کار، خشونت علیه کودکان کار زینت میرهاشمی شرایط سخت و طاقت فرسای زندگی کارگران و زحمتکشان و استثمار شدید و بی سابقه ای که از نیروهای کار در ایران می شود، سالهاست که برای توده مردم غیر قابل تحمل شده است. رژیم ولایت فقیه از یک طرف به عنوان بزرگ سرمایه دار به استثمار طیقه کارگر می پردازد و از طرف دیگر در حمایت از سرمایه داران و کارفرمایان حرکت حق طلبانه کارورزان را سرکوب می کند. در حالی که اکثریت جامعه به فقر و تباهی کشیده شده اند، پایوران رژیم، سرمایه داران و کارفرمایان هر روز بر سرمایه و ثروت خود اضافه می کنند. در این میان سپاه پاسداران و فرماندهان آن نقش مهمی در غارت و چپاول توده های زحمتکش دارند. خبر دستگیری چند تن از فرماندهان سپاه به علت فساد و اختلاس، بخش کوچکی از واقعیت را، که سعی در پنهان نگهداشتن آن را داشتند، برای افکار عمومی روشن کرد. رویدادهای ماه گذشته نشان داد که رژیم ولایت فقیه و رییس کلید دار آن دست به هر اقدام جنایتکارانه علیه نیروهای کار می زنند. قتل کولبران، حمله وحشیانه به کارگران معترض کارخانه آذر آب، به تباهی کشیدن زندگی کسانی که به وسیله بانکها و موسسات مالی غارت شده اند و استفاده از راهکارهای حذف و سرکوب برای مقابله با بحرانهای موجود از جمله رایج ترین و سهل ترین شیوه ای است که رژیم جمهوری اسلامی علیه نیروهای کار به کار می برد. طرح «ساماندهی کودکان کار و خیابانی» که در هفته های اخیر از طرف نهادهای سرکوبگر رژیم اجرا شده در همین ردیف است . وضعیت کودکان کار که با کودکان خیابانی متفاوت است آنچنان چهره فقر را در خیابانهای شهرهای بزرگ به ویژه در تهران به نمایش گذاشته که پایوران رژیم را به تقلای حذف صورت مساله فقر وادار کرده است. کودکان کار و کودکان خیابانی دستاورد مستقیم و بی رحمانه فقر هستند. این کودکان فرزندان پدر و مادران فقیری هستند که مجبورند برای کمک به خانواده کار کنند. طبیعی است که به میزانی که در جامعه فقر و تنگدستی گسترش پیدا کند، به شمار کودکان کار اضافه خواهد شد. رژیم گندیده و فاسد جمهوری اسلامی تا کنون نه تنها چاره ای برای از بین بردن و یا کاهش فقر نکرده بلکه با ساخت موشک و گسترش زرادخانه نظامی، فقر و تنگدستی را افزایش می دهد. در مقابل، فعالان حقوق کودکان، فعالان سندیکایی کارگران و معلمان را دستگیر و مورد آزار و اذیت قرار می دهد. دستگیری کودکان کار در هفته های اخیر همراه با خشونت، زندانی کردن آنها بدون خبر دادن به خانواده های شان و یا بردن کودکان افغانی به مرز برای اخراج آنان، شیوه هایی ضد بشری و غیر انسانی است که از طرف سازمان بهزیستی و وزارت کار رژیم اعمال می شود. این شیوه های سرکوبگرانه، فقر ریشه دار را نه تنها حل نمی کند بلکه آن را بیشتر نهادینه می کند. احمد خاکی معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی در تهران، از به کار گیری 11 دستگاه سرکوب از جمله فرمانداری تهران و نیروی انتظامی برای دستگیری و جمع آوری کودکان کار خبر داده است. (مهر، دوشنبه 20 شهریور) معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی در روز سه شنبه 28 شهریور از اجرای طرح دستگیری کودکان کار و خیابان تا یک ماه دیگر در همه شهرهای ایران خبر داد. بنا به اخبار منتشر شده از طرف فعالان حقوق کودک، در دو هفته آخر شهریور ماه، بیش از 300 کودک در تهران توسط رژیم بازداشت و به اردوگاه فرستاده شدند. رژیم در طرح ارتجاعی خود به جای برخورد انسانی و مسئولانه به کار کودکان از طریق تامینهای اجتماعی و افزایش مزد کارگران و مزدبگیران و رایگان کردن تحصیل و کمک تحصیلی به کودکان فقیر، کودکان را مقصر دانسته و آنها را همراه با خشونت دستگیر می کند. این اقدام در حالی انجام می شود که کودکان در سنین بسیار پایین در کوره های آجر پزی، در بخش بازیافت زباله، در کارگاههای کوچک و نیز در صنعت قالی بافی علیرغم محدودیتهای قانونی به کار مشغولند. واکنش ربیعی، وزیر کار رژیم به دستگیری کودکان کار و کار کودکان و طرحهای پیش رو، به نهادینه کردن کار کودکان کمک خواهد کرد. ربیعی کار کودکان را نوعی اشتغال به حساب آورده و از رسمیت دادن آن سخن به میان آورده است. وقتی کارکنان با یک ساعت کار در هفته حزو شاغلان به حساب می آیند، طبیعی است که ربیعی گل فروشی و آدامس فروشی کودکان در سر چهار راهها را اشتغال به حساب آورد و بدین وسیله شمار بیکاری را هم پایین نشان دهد. ربیعی در این مورد گفت: «به دنبال آن هستیم که با کمک شهرداری، خدمات پشت چراغ قرمز و چهارراهها را که عمداً توسط کودکان و متکدیان عرضه می شود را به عنوان مشاغل خدماتی تعریف کرده و حتی تعاونی برای آنها ایجاد کرده و آنها را تحت پوشش قرار دهیم.» این عمل به رسمیت شناختن آشکار کار کودکان است که به طور صریح در تناقض با کنوانسیون حقوق کودک است. بر همین منظر رژیم به جای از بین بردن کار کودکان که از طریق کاهش فقر خانواده تحقق پذیر است، کودکان کار را نابود می کند. رژیم در حالی طرح ساماندهی کودکان کار را به اجرا گذاشته، که فعالان حقوق کودکان در زندان هستند. انجمنهای غیر دولتی مدافع حقوق کودکان زیر برندگی شمشیر سرکوب قرار می گیرند. این طرحها تنها بزک کردن لحظه ای شهرها از چهره زشت فقر و رانده شدن کودکان به حاشیه شهر است که البته موفقیت آمیز هم نخواهد بود.

فرمان عقبگرد سرکرده سپاه به روحانی.منصور امان.

فرمان عقبگرد سرکرده سپاه به روحانی منصور امان چند روز پیش از اعلام استراتژی آمریکا در باره رژیم جمهوری اسلامی، سرکرده سپاه پاسداران هراس اشباع شده زیر "خیمه نظام" در باره آنچه که می تواند به انتظار نشسته باشد را در قالب تهدید و لاف زنی تجسُم بخشید. سُخنان عصبی آقای مُحمد علی جعفری همزمان میزان نُفوذ ویرانگر بخش نظامی و امنیتی حُکومت، هم در پهنه سیاست سازی دولتی و هم در حوزه تصمیمهایی که به گونه بی واسطه به سرنوشت جامعه مربوط می شود را آشکار ساخته است. سرکرده سپاه پاسداران از فراز سر دولت و وزارت خارجه آن از یک تریبون رسانه ای که به همین منظور بر پا شده بود، بدون پرده پوشی، خُطوط سیاست خارجی آتی جمهوری اسلامی در برابر آمریکا و منطقه را ترسیم کرد؛ سیاستی که بر محور میلیتاریسم و جنگ بنا گردیده و باند نظامی و امنیتی سپاه پاسداران ستون فقرات و بازوی عملیاتی آن را تشکیل می دهد. آقای جعفری اعلان غیر رسمی جنگ به آمریکا را در صورت قرار گرفتن سپاه پاسداران در لیست تروریستی این کشور در دستور کار جمهوری اسلامی گذاشت و به مُوازات آن با رد هر گونه مُذاکره "در باره منطقه"، در نقش سُخنگوی "نظام" اعلام کرد: "جمهوری اسلامی در نظر دارد، مسایل منطقه را در جایی غیر از میز مُذاکره حل کند." این یک نقشه ایده آل برای سفت کردن هر چه بیشتر پای سپاه پاسداران در قُدرت، بیرون راندن رُقبا و حفظ و گُسترش سُلطه اُختاپوس وار بر منابع ثروت کشور است. سرکرده سپاه پاسداران در حالی افسار "نظام" را به دست گرفته و به دُنبال می کشد که به گونه رسمی باند مزبور اجازه دخالت در سیاست را ندارد. این اصل بی مصرفی است که رُقبای باند حاکم به جای اقدامات عملی به منظور فرستادن "سرداران" مهار گسیخته به پادگانهایشان، به وقت تنگنا در پس آن پنهان می شوند. آقای جعفری با این کباده کشی، تکلیف دولت و دستگاه "دیپلماسی لبخند" آن را نیز روشن ساخته است. او با بیانی ساده به طرفهای خارجی حُکومت، شکاف در دستگاه قُدرت و ابهام در سیاست و تصمیمهای رسمی را گوشزد کرده و زیر دُشواری مُعامله با رژیم حاکم خط تاکید کشیده است. سُخنان تحریک کننده پاسدار جعفری با هر هدفی که ابراز شده باشد، در تضاد با تصویر بزک شده ای است که آقای روحانی در صحنه بین المللی از سیاست خارجی دولتش ارایه می دهد. تاخت وتاز سپاه پاسداران از پتانسیل خوبی برای برگرداندن وضعیت به دوران پیش از "برجام" برخوردار است. آقای روحانی در تبلیغات انتخاباتی خود شعار "به عقب برنمی گردیم" را سر می داد و تنها پنج ماه بعد پیکانهای سیاست حاکم، به سمت عقب نشانه رفته اند. روشن آن است که دولت با هر درجه انفعال بیشتر در برابر این نیروی انگلی، به گونه بی بازگشت تری در دل سیاست دیکته شده آن هضم می شود.

Monday, October 9, 2017

یک دختر دانشجو قربانی دشمن مردم شد.لیلا جدیدی.

فراسوی خبر... دوشنبه ۱۷ مهر یک دختر دانشجو قربانی دشمن مردم شد لیلا جدیدی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهر کرد در اعتراضات گسترده ای مقابل دانشگاه فریاد دادخواهی بر آورده اند: "اینجا کسی به فکر ما نیست." زهره قاسمی، دانشجوی ترم ۹ دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد به دلیل گاز گرفتگی در حمام خوابگاه و نبود آمبولانس و امکانات فوری پزشکی جان سپرد. این یک حادثه طبیعی و غیرقابل پیشگیری نیست. مرگ او و صدها و هزاران ایرانی دیگر که روزانه به علت نبود امکانات رفاهی، ایمنی و پزشکی و درمانی مدرن یا تصادفات در جاده ها، آلودگی هوا و بسیاری علل دیگر رخ می دهد، اجتناب پذیر است. دشمنی رژیم با مردم که با ایجاد نکردن چنین امکاناتی بروز داده می شود، جنایت، نقض حقوق اولیه بشر و نقض حق آسایش و امنیت انسانهاست؛ حکومتی که خود دشمن اصلی و خانگی مردم است، اما دایم آنان را از دشمن بیگانه می ترساند. همکلاسیهای زهره قاسمی می گویند بارها به مسوولین دانشگاه اخطار داده بودند که در طبقات خوابگاه بوی نشت گاز به مشام شان رسیده، اما توجهی به این اخطار نشده. آنها همچنین به دفعات به طور بی نتیجه ای لزوم وجود امکانات پزشکی و اورژانس را به دلیل دور بودن از شهر گوشزد کرده بودند. دانشجویان می گویند: "همه ما در اینجا در خطر هستیم، زیرا اگر مشکلی پیش بیاید، جان خود را از دست می دهیم. گویی در وسط بیابان خوابگاه ساخته ‌اند و حداقل کلینیک کوچکی هم در اینجا دایر نکرده ‌اند." زهره یک دانشجوی ترم ۹ پزشکی بود که دیگر نیازی به حاضر شدن در کلاس نداشت و باید در بیمارستان کار عملی می کرد. دوستان و خانواده او به تبعیض جنسیتی در دانشگاه نیز معترضد. آنها خواهان پاسخ هستند که چرا دانشجویان پسر از ترم ۵ به بعد به خوابگاه های در سطح شهر می روند و دختران از این امکانات محروم هستند؟ فاضل محمدی مقدم، مدیرکل فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد، برای ماستمالی کردن این فاجعه، دانشجویان معترض و بر افروخته را به "خویشتنداری" دعوت کرد. سرانجام برای خاموش کردن صدای دانشجویان و خاتمه دادن به تجمعات آنها، پزشکی قانونی با لابی‌ گری مسوولین، دلیل مرگ زهره را سکته اعلام نموده و پلیس را وارد صحنه کردند. زهره جان داد. او یک نمونه از قربانیان بی لیاقتی رژیمی است که ثروت مردم را چپاول کرده و یا در اشاعه جنگ و تروریسم هزینه می کند. دانشجویان خواهان استعفای رییس دانشگاه هستند اما علاوه بر لزوم اجرای این خواست، مسوول اصلی این تراژدی، حکومت و رییس آن خامنه ای است که به دلایل ثابت شده بی لیاقتی، فساد، دزدی، بی علاقه گی به جان و زندگی مردم و در واقع نفرت از شهروندان و به ویژه زنان باید استعفا داده شود.

Saturday, October 7, 2017

عدم اعتراض خاتمی به قرنطینه خود؛ یک متُد و نه رفتار شخصی.منصور امان,

عدم اعتراض خاتمی به قرنطینه خود؛ یک متُد و نه رفتار شخصی منصور امان هنوز طنین وعده بُلندبالای آقای روحانی در برچیدن حبس خانگی آقایان موسوی و کروبی و خانُم رهنورد در گوش مُخاطبانش فرو نشسته که پرونده یک "حصر" جدید روی میز او گذاشته می شود. چنین می نماید که این بار حُجت الاسلام مُحمد خاتمی، رییس جمهور پیشین و یک پُشتیبان مُهم انتخاباتی وی است که مشمول "تدبیر" ویژه "نظام" می گردد. آنگونه که منابع وابسته به "اصلاح طلبان" حُکومتی گُزارش داده اند، به دستور دادگاه ویژه روحانیت، یک اُرگان پایش و سرکوب روحانیون، آقای خاتمی در یک حبس خانگی غیر رسمی قرار گرفته است. منابع یاد شده توضیح نداده اند که حُجت الاسلام خاتمی بر اساس کُدام دادرسی و بنا به چه اتهاماتی قرنطینه شده است. وی خود نیز تاکنون واکُنشی به خبر مزبور نشان نداده است. این پایور ارشد "اصلاح طلب" در گذشته نیز حاضر نشده نسبت به محدودیتهایی که علیه وی اعمال می شود، به گونه علنی و فعال دست به اعتراض بزند. او در تلاش برای ایجاد نکردن تنش در مُناسبات خود با باند حاکم و به اُمید ترمیم آن، به ممنوع الخروج شدن خویش همانگونه تن داده که به دستور بایکوت اش در رسانه های دولتی و مُجاز. این در حالی است که در میان رده های بالای مُنتقدان باند آقای خامنه ای، اعتراض آشکار به فشارهای دستگاه نظامی و امنیتی امری غیرعادی نیست؛ برای نمونه حُجت الاسلام کروبی در اعتراض به سُکنی گزیدن ماموران وزارت اطلاعات در زندان خانگی اش دست به اعتصاب غذا زد، اعضای خانواده آقای رفسنجانی در باره ممنوع الخروج شدن و احضار به دادگاه افشاگری می کنند و آقای علی مُطهری علیه یورش برندگان به خود در شیراز، شکایت کرده است. با این حال به نظر می رسد که تدبیر آقای خاتمی نتیجه واژگون داده و او با هر بار سُجده به آستان چکمه ای که لگدمالش می کند، ضربه مُحکمتری را دریافت کرده است. این روند را اعتراض محافل پراکنده "اصلاح طلب" تغییر نمی دهد؛ هنگامی که خود آقای خاتمی حاضر نیست به پایمالی حُقوق اش اعتراض کند، علیه فشارهای امنیتی به گونه فعال وارد صحنه شود و امکاناتی که دارد را در این مسیر به خدمت بگیرد، اعتراضهای نیابتی حداکثر ارزشی نمایشی داشته و آمران و عاملان فشار و محدودیت را تحت تاثیر قرار نمی دهد. برخورد رضایت آمیز و کُرنش گرانه آقای خاتمی رفتاری مُنفرد و شخصی نیست. این یک راهکار اصلی "اصلاح طلبان" حُکومتی برای نرم کردن باند حاکم و اثبات وفاداری خود از طریق آنچه است که "هزینه ایجاد نکردن برای نظام" می نامند. سیاست مزبور به ویژه در رویکرد کج دار و مریز آنها به موضوع زندان خانگی آقایان موسوی و کروبی و خانُم رهنورد به گونه برجسته ای نمایان شده است. "اصلاح طلبان" حُکومتی نه تنها نیرویی مادی و عملی در پس خواست "رفع حصر" نمی گذارند، بلکه با دفع وقت و دست به سر کردن بدنه اجتماعی شان از طرح جدی آن و شکل گیری فشار از پایین نیز جلوگیری می کنند. در طول دوره هفت ساله ای که از "حصر" می گذرد، شُعار "رفع" آن برای طیف مزبور و نیز جناح میانه حُکومت یک کارکرد مُفید و گُمراه کننده تبلیغاتی داشته است. این نُقطه وحدت می تواند بدشانسی "اصلاح طلبان" حُکومتی هم به حساب آید؛ چرا که پیامدهای عینی استفاده آقای روحانی از این فُرمول سحرآمیز در تنظیم رابطه اش با قُدرت حقیقی، می تواند اکنون دامنگیر آنها شود. بر این اساس دشوار می نماید که کوشش وی در این زمینه از سطح پادرمیانی فراتر برود و رییس قُوه مُجریه اختیارات و امکانات قانونی خویش را در جانبداری از زایده های سیاسی جناحش در کفه ترازوی کشمکش جاری بگذارد.

Wednesday, October 4, 2017

خامنه ای فرمان سرکوب کردهای عراق را داد!.زینت میرهاشمی.

فراسوی خبر... پنجشنبه ۱۳ مهر خامنه ای فرمان سرکوب کردهای عراق را داد! زینت میرهاشمی به نظر می آید که نتایج همه پرسی اقلیم کردستان، رژیم ولایت فقیه را بیش از دیگر همسایگان عراق نگران و آشفته حال کرده است. مجموعه ی واکنشهای ابراز شده از طرف پایوران رژیم طی این مدت، این نگرانی را به خوبی برجسته می کند. نگرانی رژیم ولایت فقیه نه از سر دلسوزی برای مردم کرد و یا عرب در عراق، بلکه دقیقا به خاطر منافع خود در عراق و ترس از حمایت و همبستگی کردهای ایران با کردهای عراق است. موارد زیر این دو نکته را روشن می کند. بر کسی پوشیده نیست که عراق جولانگاه نیروی تروریستی قدس شده و حکومت عراق زیر نفوذ و حمایت مستقیم رژیم ایران دست به سرکوب نیروهای مترقی و لائیک عراق زده است. بنیادگرایی اسلامی حکام ایران و لشکر کشی جمهوری اسلامی به عراق، بحران در این کشور را هر چه بیشتر عمیق کرده و این امر به رشد نیروی ارتجاعی و بنیادگرایی همچون داعش یاری رسانده است. بر این منظر مساله اشغال عراق و پس از آن وجود نیروهای تروریستی وابسته سپاه پاسداران در عراق اساس بحران عراق را تشکیل می دهند. واضح است که جمهوری اسلامی نمی خواهد به حل بحران و ایجاد شرایط دموکراتیک در عراق کمک کند. استقبال گرم خامنه ای از «نقشه راه» ترکیه در پاسخ به همه پرسی در کردستان عراق همراه با صحبتهای تحریک کننده علیه کردهای عراق، واکنشی در برابر ضربه وارده به حیات خلوت رژیم در عراق است. روز چهارشنبه ۱۲ مهر خامنه ای در دیدار با اردوغان همه پرسی در کردستان عراق را «خیانت به منطقه و موجب تهدید آینده» دانست. وی بی شرمانه علیه مردم کردستان عراق حکم هر نوع اقدام را صادر کرد و گفت: «ایران و ترکیه باید در مقابله با این حادثه، هر اقدام ممکن را انجام دهند و دولت عراق نیز باید در این قضیه به صورت جدی، تصمیم‌گیری و اقدام کند.» اقدام از دیدگاه خامنه ای روشن است. سرکوب مردم کردستان ایران بعد از انقلاب ضد سلطنتی، اعدام دسته جمعی جوانان کرد و بازداشت شهروندان کردستان ایران بعد از همه پرسی اقلیم کردستان مُدِلهای «اقدام» از نظر ولی فقیه است که بنا به فرمان او دولت عراق «باید» عملی کند.