یادی از خیزش ۳۰ تیر ۱۳۳۱؛ از جان گذشتگی مردم، دانش آموزی که با خون خود نوشت «یا مرگ یا مصدق»
----------------------
مرم تهران در نهایت عصبانیت در خیابان ها حضور
پیدا کردند و مردم شهرستان ها در تلگراف خانه ها ضمن مخابره تلگراف تحصن
کردند. جمعه ۲۷ تیر ۳۱ ، در این روز بازار و مغازه های خیابان ها در تهران و
شهرستانها همه تعطیل بودند، مردم یکپارچه دست از کارکشیده و به خیابان ها
آمدند و به نفع دکتر مصدق تظاهرات می کردند. شعارها " یا مرگ یا مصدق " ،
"مرگ بر قوام" ، " زنده باد دکتر مصدق" بود
در این روز قوام السلطنه
اعلامیه ی مفصلی صادر نمود که در آن مردم را تبهکار نامیده و اشاره به
تشکیل محکمه های انقلابی داشت و با جمله "کشتیبان را سیاستی دگر آمد"
اعلامیه خود را به پایان برده بود که خواندن آن در رادیو، مردم آزاده ایران
را بیشتر خشمگین نمود؛ من در آن زمان شانزده سال داشتم و دانش اَموز
دبیرستان بودم. به خاطر دارم(در روزهای پایانی تیر ۱۳۳۱) در آن زمان کوچه
ها و پیاده روهای منطقه ی مرکزی شهر مانند خیابان شاه آباد و ... را برای
لوله کشی آب کنده بودند؛ آن گاه که مورد هجوم سربازان قرار می گرفتیم به
این کوچه ها و گودال ها پناه می بردیم و برای مقابله با آنها از سنگ های
کوچک و بزرگ گودالها استفاده می کردیم. در تمام این روزها به جنگ و گریز
ادامه می دادیم تا روز دوشنبه سی ام تیرماه.
روز دوشنبه سی تیرماه،
ارتش از صبح زود نیروهای خود را در نقاط مختلف تهران به ویژه در میدان
بهارستان مستقر کرده بود. در مقابل آنان گروه گروه از زنان و مردان از خرد و
کلان به خیابان ها آمدند و در نهایت شجاعت با شعارهای خود در برابر توپ و
تانک مقاومت می کردند. کشتار بی رحمانه بود، اما هر لحظه بر مقاومت مردم
افزوده میشد. حمله ی نظامیان بی وقفه ادامه داشت. این کشتار بیرحمانه تا
بعد از نیمروز به طول انجامید، اما در مقابل قدرت و اراده ی مردم ماموارن
راهی جز تسلیم نداشتند.در این روز صدای گلوله ها و رگبار مسلسل تهران را می
لرزاند. خون مردم کف خیابان شاه آباد را رنگین کرده بود. مردم جنازه ها را
بالای دست ها گرفته و مرده باد قوام می گفتند. گلوله ها مردم بیگناه را
چون برگ خزان بر زمین می ریخت و دیوارها پر بود از شعارهای خون آلود.
باید از «امیر محمد زاده بیجار معروف به امیر بیجار» یادی کنم. او دانش
آموز دبیرستان نظام بود و در خیابان اکباتان که بعد از پیروزی خیابان ملت
نام گرفت- در کنار دیوار مقابل حزب زحمتکشان مورد اصابت گلوله سربازان قرار
گرفت. قبل از شهادت او با خون خود بر روی دیوار نوشت"یا مرگ یا مصدق". این
شعاری بود که در روز سی تیر از جای جای شهر تهران حتی پس از پیروزی نیز به
گوش می رسید.
گفتگوی سهیلا ستاری با خسرو سیف، دبیر کل حزب ملت ایران،یکشنبه ٢۷ تیر ١٣٨٤ -تارنمای مصدق
Sunday, July 22, 2018
وحدت علیه اپوزیسیون آزادیخواه و برانداز، تضاد در غارت مردم و کشور.... مهدی سامع.
وحدت علیه اپوزیسیون آزادیخواه و برانداز، تضاد در غارت مردم و کشور
مهدی سامع
خنثی
شدن عملیات تروریستی که قرار بود در روز ۹ تیر امسال در گردهمآیی
مقاومت ایران در فرانسه به وسیله عوامل نفوذی انجام پذیرد، یکی از
مهمترین اقدامات پلیس چند کشور اروپایی بود. در کشف و خنثی سازی این
عملیات جنایتکارانه که توسط سپاه قدس و با تایید کامل خامنه ای طراحی
شده بود، می توانست تعداد زیادی کشته و مجروح داشته باشد، یک دیپلمات
تروریست رژیم ایران و چند عامل نفوذی که پلیس بلژیک آنها را وابسته به
یک «سلول خفته» معرفی می کند، بازداشت شدند.
اظهارات تاکنونی پلیس سه کشور بلژیک، آلمان و فرانسه نشان می دهد که
دیپلمات تروریست رژیم ایران مواد منفجره را در لوکزامبورک تحویل دو
ایرانی ساکن بلژیک داده و در راه بازگشت در جنوب آلمان دستگیر شده است.
همین اطلاعات و به ویژه سابقه دیپلمات تروریست دستگیر شده، نشان می دهد
که این عملیات بدون تردید از جانب رژیم ایران طراحی شده و قرار بوده در
روز گردهمایی اجرا شود.
توطئه
شکست خورده رژیم علیه مقاومت ایران، چندین عملیات تروریستی طی یکی
دوسال اخیر که آخرین آن ترور جنایتکارانه در پنجوئن بود، قصد مستبدان
حاکم برای ضربه زدن هرچه بیشتر به آزادیخواهان را نشان می دهد.
رفیق اقبال مرادی، از کادرهای رهبری جمعیت حقوق بشر کردستان، پدر
«زانیار مرادی» و عموی «لقمان مرادی» که هر دو زندانی سیاسی و محکوم به
اعدام هستند، روز چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷، در شهر پنجوین کردستان عراق
توسط مزدوران خامنه ای ترور شد. ضمن محکوم کردن این ترور وحشیانه، به
خانواده و رفقای کاک اقبال مرادی و همه آزادیخواهان تسلیت می گویم.
همچنین گزارش اخیر اداره حراست قانون اساسی آلمان نشان می دهد که رژیم
با همه دسته بندیها و باندهای درونی آن به شمول اصلاح طلبان قلابی در
مورد ضربه زدن به آزادیخواهان وحدت نظر و عمل دارند. واقعیت سیاستهای
جنایتکارانه رژیم، مساله ضرورت موضع گیری مشخص در مورد آن را برجسته می
کند.
موضع
هر فرد و جریان آزادیخواه و مدافع حقوق انسانها، مستقل از رنگ، جنسیت،
نژاد، ملیت و مذهب، محکوم کردن رژیم حاکم بر ایران، عدم معامله با این
رژیم پیرامون اقدامات عوامل تروریستی اش علیه اپوزیسیون، بستن
پایگاههای تروریستی ولایت خامنه ای در خارج از ایران و درخواست شفافیت
در مورد پروژه شکست خورده انفجار در گردهمایی مقاومت و سایر عملیات
تروریستی رژیم است.
متاسفانه در این مورد افراد و گروههای سیاسی و جریانهای مدعی دفاع از
حقوق بشر، به جز چند مورد، یا بی موضع و منفعل بودند و یا بدتر از آن
در همسویی رذیلانه با سپاه تروریستی قدس، این پروژه را کار خود مجاهدین
خلق دانستند. روح خمینی که می گفت؛ خودشان خودشان را شکنجه کردند، در
جسم این افراد و جریانات فرومایه حلول کرد و داستان انفجار در مزار
امام هشتم شیعیان و کشتن کشیشان مسیحی یک بار دیگر تکرار شد. در آن
زمان هم کسانی با اما و اگرها و استدلالهای سخیف، دستهای خون آلود رژیم
را پنهان می کردند و بعدها معلوم شد که نهادهای امنیتی رژیم با چه شیوه
های رذیلانه عمل کرده اند.
در
این جا یک پرنسیب اصولی و انسانی مطرح است و پُر روشن است که خواست
موضع روشن در مورد محکوم کردن عملیات تروریستی شکست خورده رژیم، به
معنی تایید و یا مخالفت نکردن و مرزبندی نداشتن با سیاستهای مجاهدین و
مقاومت نیست.
این
که باندهای شریک در حاکمیت بر سر سرکوب مردم و آزادیخواهان اشتراک
منافع و وحدت نظر و عمل دارند به معنی آن نیست که تضادهای حاد درون
قدرت به خوبی و خوشی به اتحاد و یگانگی تبدیل شده است. ژستهای اتحاد که
این روزها به ابتکار خامنه ای به نمایش گذاشته می شود، بیش از آن که
نگاه به داخل داشته باشد، دلربایی وارونه برای خالی کردن دل خارجیهاست.
روز
دوشنبه ۱۱ تیر، حسن روحانی طی دیدار از سوئیس گفت: «اصلاً معنی ندارد
که نفت ایران صادر نشود، و آن وقت نفت منطقه صادر شود. اگر شما
توانستید، این کار را بکنید تا نتیجهاش را ببینید.».
به
دنبال این لاف در غربت، قاسم سلیمانی جنایتکار در نامه به حسن روحانی
ضمن دستبوسی اظهارات او «مایه مباهات و افتخار» دانست. سرانجام در روز
شنبه ۳۰ تیر، خامنه ای در دیدار با دیپلمات تروریستهای ولایت اش
حرفهای روحانی را «سخنانی مهم و حاکی از سیاست و رویکرد نظام» خواند.
گرچه
در حرفهای روحانی و خامنه ای و نامه قاسم سلیمانی حرفی از بستن تنگه
هرمز شنیده نشد، اما تحلیلگران بر این نظر اتفاق نظر دارند که منظور
روحانی بستن تنگه هرمز بوده و لابد روحانی در زیر میز کلید باز کردن آن
را هم به طرفهای مربوطه نشان داده است.
این
نمایش اتحاد پس از یک دور از جدال که به جا به جایی چند وزیر منجر
خواهد شد، خامنه ای را بر آن داشت تا جدال بر سر سرنوشت کابینه را با
تایید نسبی روحانی فیصله دهد.
روز
دوشنبه ۴ تیر، رحیم صفوی، یک سرکرده سابق سپاه پاسداران در جمع کارکنان
نیروهای مسلح ایران گفت «که اگر دولت نباشد، کشور بهتر اداره میشود».
این سخنان که از طرف مشاور عالی نظامی ولی فقیه بیان شد آن چنان کَمر
شکن بود که خبرگزاری فارس وابسته به سپاه، بلافاصله حرفهای او را از
سایت خود حذف کرد و رحیم صفوی نیز در روز چهارشنبه ۶ تیر سخنان خود را
پس گرفت.
واضح
بود که سحنان تهدید آمیز رحیم صفوی در کوران خیزش بازاریان نمی توانست
برای خامنه ای مفید باشد.
روز
سه شنبه ۵ تیر، محمد باقر نوبخت، سخنگوی دولت روحانی در نشست خبری
هفتگی خود در پاسخ به اظهار نظر پاسدار رحیم صفوی گفت: دیروز جلسه
شورای عالی امنیت ملی با حضور فرماندهان نیروهای مسلح برگزار شد، من در
آن جلسه هماهنگی، همدلی و هم راستایی در میان فرماندهان نظامی دیدم.
اگر کسی حرف متفاوتی میزند نظر شخصی اوست.
روز
چهارشنبه ۶ تیر، حسن روحانی در مراسم هم اندیشی مدیران اجرایی رژیم
گفت؛ دولت استعفا نمی دهد و اضافه کرد که: «رهبر انقلاب گفتند هرچه
سران قوا تصویب کردند من حمایت میکنم.».
با
این سخنان معلوم شد که خامنه ای طی دیدار غیر علنی شرایطی را برای
روحانی تعیین کرده که بتواند به حیات دولت و چپاول مردم و کشور ادامه
دهد و در مقابل با یک موضع ماجراجویانه و البته غیر عملی راه را برای
نمایش یگانگی که از طریق خامنه ای به صحنه خواهد آمد باز کند. همه با
هم توافق کردند که علیه مردم و آزادیخواهان متحد عمل کنند و هرکسی
بیشتر زورش رسید بیشتر غارت و چپاول کند.
آنها
وقتی در تدارک عملیات جنایتکارانه خود بودند، نمی دانستند که با شکست
مفتضحانه روبرو خواهند شد. زیرا اگر این عملیات انجام می شد، که این به
معنی دستگیر نشدن دیپلمات تروریست رژیم بود، جملگی به صحنه می آمدند و
روضه «خودشان، خودشان را منفجر کردند» را سر می دادند.
*رفیق اقبال مرادی، از کادرهای رهبری جمعیت حقوق بشر کردستان، پدر
«زانیار مرادی» و عموی «لقمان مرادی» که هر دو زندانی سیاسی و محکوم به
اعدام هستند، روز چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷، در شهر پنجوین کردستان عراق
توسط مزدوران خامنه ای ترور شد. ضمن محکوم کردن این ترور وحشیانه، به
خانواده و رفقای کاک اقبال مرادی و همه آزادیخواهان تسلیت می گویم.
منبع:
نبردخلق شماره ۴۰۱،
دوشنبه اول مرداد ۱۳۹۷ – ۲۳ ژوییه ۲۰۱۸
Saturday, July 21, 2018
" قـــیـــام "....امیر کارگر.
" قـــیـــام "
دانش آموز از معلم پرسید
که قیام یعنی چه ؟
و معلم گفتش :
یعنی این که
همۀ بغض تو ، مُشت ، گردد و
مَشقت بشود آزادی !
امیر کارگر
21 جولای 2018
دانش آموز از معلم پرسید
که قیام یعنی چه ؟
و معلم گفتش :
یعنی این که
همۀ بغض تو ، مُشت ، گردد و
مَشقت بشود آزادی !
امیر کارگر
21 جولای 2018
Friday, July 20, 2018
وعده های ۲ ماهه به مردم تشنه خوزستان ....زینت میرهاشمی.
وعده های ۲ ماهه به مردم تشنه خوزستان
زینت میرهاشمی
رایج ترین شعارها و حرفهایی که این روزها از میان مردم به گوش می رسد: نفت و
گاز را تاراج کردند، خاک، آب و برق را فروختند و ایران را ویران کردند،
اختلاس کردند و حسابهای بانکی شان را در خارج پر کردند، جوانانمان را
کشتند، زندانها را پر کردند و قبرستانها را آباد کردند، ...پس باید گورشان
را بکنند و بروند...
در برابر شورشهای مردمی در اعتراض به بی آبی و فقر، وعده های بی پایه و اساس پایوران رژیم آغاز شده است. وضعیت بحرانی آب و برق در شهرهای استانهای مختلف حکایت از فاجعه ای انسانی و زیست محیطی می کند که بخشی از آن توسط کارگزاران رژیم منعکس می شود. در این میان وعده استاندار خوزستان برای بهبود آب در این استان طی ۲ ماه، واکنشی در برابر خشم مردم از تبعیض و بی عدالتی است. چهار دهه گامی برای بهبود وضعیت زندگی و معاش مردم برداشته نشده اکنون این آقا وعده بهبود ۲ ماهه داده است. نگاهی به سخنان پایوران حکومت، عمق فاجعه انسانی و زیست محیطی و وعده توخالی این استاندار را روشن می کند.
سعیدی، عضو شورای شهرستان چابهار در رابطه با فقر و بی آبی در این شهرستان گفت: «مناطق حاشیه نشین چابهار بیش از ۵۰ هزار جمعیت دارد. اما حتی یک متر لوله کشی آب هم در اینجا وجود ندارد» وی شاخص دسترسی به آب در این منطقه را ۲۱ درصد برآورد کرد. بر اساس گفته وی «۷۹ درصد مردم از طریق آبرسانی سیار با تانکرها گذران زندگی می کنند.»
آمارهایی که وی از تبعیض در استفاده و تقسیم آب در کلان شهر تهران و منطقه ای مثل چابهار می دهد، گوشه ای از تبعیض و بی عدالتی آشکار را نشان می دهد. وی می گوید با وجود تانکرهای فرسوده روزی ۱۰ لیتر آب به مردم چابهار می رسد که این ۱۰ لیتر برای همه مصرف روزانه است. در حالی که شهروندان تهرانی روزی ۲۵۰ لیتر آب مصرف می کنند. وی از زندگی نزدیک به ۲۰ هزار نفر در کپر نشینها، فروش میلیونها لیتر سوخت به پاکستان از طریق شبکه های شبه قانونی خبر داد.
یارمحمدی، مجلس نشین از زاهدان در مورد وضعیت مردم در واکنش به پخش تصاویر گورخوابها در زاهدان گفت: «بیش از ۹۵ درصد مردم این استان به غذا و امکانات تغذیه ای مناسب دسترسی ندارند و مطالعه آزمایشی نشان می دهد ۷۵ درصد مردم زیر خط فقر امنیت غذایی و در واقع مشابه وضع زندگی مردم در آفریقا هستند.» (آدینه 22 تیر، تهران پانا)
بر اساس حرفهای مدیر کل دفتر آبخیزداری و حفاظت جنگلها، برای عملیات آبخیزداری در هر هکتار یک میلیون تومان اعتبار نیاز هست و این در حالی است که برای هر هکتار فقط ۴۰۰هزار تومان در سال گذشته اعتبار تخصیص داده شده است.
بیهوده نیست که مردم فریاد می زنند؛ دشمن ما همین جاست....
در برابر شورشهای مردمی در اعتراض به بی آبی و فقر، وعده های بی پایه و اساس پایوران رژیم آغاز شده است. وضعیت بحرانی آب و برق در شهرهای استانهای مختلف حکایت از فاجعه ای انسانی و زیست محیطی می کند که بخشی از آن توسط کارگزاران رژیم منعکس می شود. در این میان وعده استاندار خوزستان برای بهبود آب در این استان طی ۲ ماه، واکنشی در برابر خشم مردم از تبعیض و بی عدالتی است. چهار دهه گامی برای بهبود وضعیت زندگی و معاش مردم برداشته نشده اکنون این آقا وعده بهبود ۲ ماهه داده است. نگاهی به سخنان پایوران حکومت، عمق فاجعه انسانی و زیست محیطی و وعده توخالی این استاندار را روشن می کند.
سعیدی، عضو شورای شهرستان چابهار در رابطه با فقر و بی آبی در این شهرستان گفت: «مناطق حاشیه نشین چابهار بیش از ۵۰ هزار جمعیت دارد. اما حتی یک متر لوله کشی آب هم در اینجا وجود ندارد» وی شاخص دسترسی به آب در این منطقه را ۲۱ درصد برآورد کرد. بر اساس گفته وی «۷۹ درصد مردم از طریق آبرسانی سیار با تانکرها گذران زندگی می کنند.»
آمارهایی که وی از تبعیض در استفاده و تقسیم آب در کلان شهر تهران و منطقه ای مثل چابهار می دهد، گوشه ای از تبعیض و بی عدالتی آشکار را نشان می دهد. وی می گوید با وجود تانکرهای فرسوده روزی ۱۰ لیتر آب به مردم چابهار می رسد که این ۱۰ لیتر برای همه مصرف روزانه است. در حالی که شهروندان تهرانی روزی ۲۵۰ لیتر آب مصرف می کنند. وی از زندگی نزدیک به ۲۰ هزار نفر در کپر نشینها، فروش میلیونها لیتر سوخت به پاکستان از طریق شبکه های شبه قانونی خبر داد.
یارمحمدی، مجلس نشین از زاهدان در مورد وضعیت مردم در واکنش به پخش تصاویر گورخوابها در زاهدان گفت: «بیش از ۹۵ درصد مردم این استان به غذا و امکانات تغذیه ای مناسب دسترسی ندارند و مطالعه آزمایشی نشان می دهد ۷۵ درصد مردم زیر خط فقر امنیت غذایی و در واقع مشابه وضع زندگی مردم در آفریقا هستند.» (آدینه 22 تیر، تهران پانا)
بر اساس حرفهای مدیر کل دفتر آبخیزداری و حفاظت جنگلها، برای عملیات آبخیزداری در هر هکتار یک میلیون تومان اعتبار نیاز هست و این در حالی است که برای هر هکتار فقط ۴۰۰هزار تومان در سال گذشته اعتبار تخصیص داده شده است.
بیهوده نیست که مردم فریاد می زنند؛ دشمن ما همین جاست....
نامه سرگشاده زانیار مرادی در رثای پدرش؛ واقعیت تلخ زندگیم به وقوع پیوست .
نامه سرگشاده زانیار مرادی در رثای پدرش؛ واقعیت تلخ زندگیم به وقوع پیوست
گفته هایم را با شعری از اقبال لاهوری برایتان آغاز می کنم (از اقبال پاکستانی به اقبال کردستانی):
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبه صفتان زشت خو را نکشند
گر عاشقی و صادقی ز مردن مهراس
مردار بود هر آنکه او را نکشند
در کمال ناباوری، شهادت پدر گرانقدر و اسطوره مقاومت خود را بعد از تحمل ده سال حبس و حکمی ناعادلانه و غیرانسانی اعدام، شنیدم؛ که گویا مورد اصابت گلوله از سوی افراد ناشناس قرار گرفته و رهسپار کاروان شهیدان راه آزادی شده است.
قبل از هر چیز شهادت پدر عزیز و زنده یاد خود را به مادرم که شیرزنی از جنس پولاد و مقاومت است تبریک می گویم. در تمام این سالیان همچون رفیق و همرزمی خستگی ناپذیر در کنار پدرم زیست و در راه رسیدن به آرمانهای آزادی خواهانه اش و مبارزه با استبداد همراه و همیارش بود.
پدر عزیزم! اکنون نه تو صدای مرا می شنوی و نه من می توانم که بعد از این همه سال دوری با دوباره دیدنت شاد بشوم. ظلم استبداد با به شهادت رساندنت تنها توانست که قامت زیبایت را از ما بگیرد اما با میراثت می خواهند چه کنند؟ میراثی برای انسان و انسانیت که تمام زندگانیت را در این راه گذاشته ای و بارها و بارها به پیشواز مرگ رفتی و مرگ را به سخره گرفتی. برای آنکه آزادی و برابری را نه برای خود و فرزندانت بلکه برای تمام مردمانی که در جهانت می زیستند می خواستی و در پی همین خواستن بود که اگر چه سالهای قبل علی رغم نشستن نه گلوله بر تنت و بارها جستن از کمین کنندگانی که به کمین مرگت نشسته بودند، بالاخره واقعیت تلخ زندگیم به وقوع پیوست …
ولی علی رغم اینکه جسم تو را از ما گرفته اند فراموش نخواهم کرد رفقای جانباخته ات را که در تمامی این سالها حتی از سنگ قبرهایشان هم هراسان بودند، و چه افتخاری است برای من که حتی پس از مرگت هم از سنگ قبرت خواهند ترسید و هراسناک تر می شود وقتی که دیگر یادت را نمی توانند آماج گلوله هایشان قرار دهند.
در آخر از تمامی دوستان و رفقایی که در کنار مادر و خواهرم بودند و یاد پدرم را گرامی داشتند سپاسگزارم.
زانیار مرادی، زندان رجایی شهر / ۲۸تیرماه ۱۳۹۷”
خبرگذاری هرانا
گفته هایم را با شعری از اقبال لاهوری برایتان آغاز می کنم (از اقبال پاکستانی به اقبال کردستانی):
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبه صفتان زشت خو را نکشند
گر عاشقی و صادقی ز مردن مهراس
مردار بود هر آنکه او را نکشند
در کمال ناباوری، شهادت پدر گرانقدر و اسطوره مقاومت خود را بعد از تحمل ده سال حبس و حکمی ناعادلانه و غیرانسانی اعدام، شنیدم؛ که گویا مورد اصابت گلوله از سوی افراد ناشناس قرار گرفته و رهسپار کاروان شهیدان راه آزادی شده است.
قبل از هر چیز شهادت پدر عزیز و زنده یاد خود را به مادرم که شیرزنی از جنس پولاد و مقاومت است تبریک می گویم. در تمام این سالیان همچون رفیق و همرزمی خستگی ناپذیر در کنار پدرم زیست و در راه رسیدن به آرمانهای آزادی خواهانه اش و مبارزه با استبداد همراه و همیارش بود.
پدر عزیزم! اکنون نه تو صدای مرا می شنوی و نه من می توانم که بعد از این همه سال دوری با دوباره دیدنت شاد بشوم. ظلم استبداد با به شهادت رساندنت تنها توانست که قامت زیبایت را از ما بگیرد اما با میراثت می خواهند چه کنند؟ میراثی برای انسان و انسانیت که تمام زندگانیت را در این راه گذاشته ای و بارها و بارها به پیشواز مرگ رفتی و مرگ را به سخره گرفتی. برای آنکه آزادی و برابری را نه برای خود و فرزندانت بلکه برای تمام مردمانی که در جهانت می زیستند می خواستی و در پی همین خواستن بود که اگر چه سالهای قبل علی رغم نشستن نه گلوله بر تنت و بارها جستن از کمین کنندگانی که به کمین مرگت نشسته بودند، بالاخره واقعیت تلخ زندگیم به وقوع پیوست …
ولی علی رغم اینکه جسم تو را از ما گرفته اند فراموش نخواهم کرد رفقای جانباخته ات را که در تمامی این سالها حتی از سنگ قبرهایشان هم هراسان بودند، و چه افتخاری است برای من که حتی پس از مرگت هم از سنگ قبرت خواهند ترسید و هراسناک تر می شود وقتی که دیگر یادت را نمی توانند آماج گلوله هایشان قرار دهند.
در آخر از تمامی دوستان و رفقایی که در کنار مادر و خواهرم بودند و یاد پدرم را گرامی داشتند سپاسگزارم.
زانیار مرادی، زندان رجایی شهر / ۲۸تیرماه ۱۳۹۷”
خبرگذاری هرانا
Wednesday, July 18, 2018
از آتش زدن پرچم تا شکایت به دلیل نقض پیمان .....زینت میرهاشمی.
فراسوی خبر.... پنجشنبه ۲۸ تیر
از آتش زدن پرچم تا شکایت به دلیل نقض پیمان
زینت میرهاشمی
موضع گیری رئیس بانک سرمایه گذاری اروپا، دیدار روسای جمهور روسیه و آمریکا
در هلسینکی و ناامیدی پایوران رژیم از نتیجه این دیدار و حرفهای ظریف و
صالحی، برخی از رویدادهای سیاسی طی چند روز گذشته بود که شرایط برای تصمیم
گیری رژیم را سخت تر کرده است.
شکایت جمهوری اسلامی از آمریکا به دیوان بین المللی در روز ۲۵ تیر ماه به خاطر تحریمهای اعمال شده علیه رژیم، به راستی نمایی از بحران در اتاق فکر رژیم است که نه برای نجات برجام بلکه در گام اول برای نجات رژیم است که این بار به قانونی آویزان شده اند که خودشان نفی کننده آن از ابتدای به قدرت رسیدن هستند. پایه شکایت جکومت به دیوان دادگستری بین المللی، شکستن پیمان «مودت، روابط اقتصادی و حقوق کنسولی» از طرف آمریکا است. این پیمان در ماه اوت سال ۱۹۵۵ بین دو کشور امضا و در ژوئن سال ۱۹۵۷ بین آمریکا و حکومت وقت اجرایی شده است. البته وقتی از دیوار سفارت بالا رفتن و دیپلماتها را گروگان گرفتند و هنگامی که پرچم آمریکا را آتش می زنند و مرگ بر آمریکا می گویند، به فکر این پیمان نبودند.
موضع گیری ظریف و صالحی که در ظاهر تهدید آمیز است می توان گفت صرفا برای دل خوشی ذوب شدگان در ولایت است. البته عمق تهدیدهای این پایوران فقط می تواند عملیات تروریستی با پوششهای مختلف باشد.
ظریف از اروپا خواست که حرف و بیانیه را بس کنند و عمل کنند. رئیس بانک سرمایه گذاری اروپا در روز چهارشنبه ۲۷ تیر، آب پاکی را روی دست ظریف ریخت و عمل اروپا را نشان داد. وی گفت که هیچ بانک اروپایی در ایران فعالیت ندارد و بانک سرمایه گذاری اروپا نمی تواند نقش فعالی داشته باشد. تصمیم اتحادیه اروپا بر دادن مجوز فعالیت در ایران به بانک سرمایه گذاری اروپا معلوم شد که تضمینهای اجرایی نمی تواند داشته باشد و صرفا برای دل خوشی حسن روحانی در سفرش به سوئیس و اتریش زده شده است.
حرفهای تهدید آمیز علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی رژیم که از «ساخت یک کارخانه با ظرفیت تولید روزانه ۶۰ موتور سانتریفوژ» خبر داده و حرفهای علوی وزیر اطلاعات رژیم، مبنی بر آغاز غنی سازی با سرعت بیشتر، تهدیدهایی است که نه تنها در میانه برقراری تعادل در روابط بین الملل خریداری ندارد بلکه سرنوشت مردم ایران را به مخاطره جدی تری خواهد انداخت که مسئول مستقیم آن ولی فقیه و تمامی گردانندگان تنور جنگ افروزی و تروریسم رژیم در منطقه هستند، همانانی که برای بقای حکومت، مردم را هر روزه سرکوب می کنند.
شکایت جمهوری اسلامی از آمریکا به دیوان بین المللی در روز ۲۵ تیر ماه به خاطر تحریمهای اعمال شده علیه رژیم، به راستی نمایی از بحران در اتاق فکر رژیم است که نه برای نجات برجام بلکه در گام اول برای نجات رژیم است که این بار به قانونی آویزان شده اند که خودشان نفی کننده آن از ابتدای به قدرت رسیدن هستند. پایه شکایت جکومت به دیوان دادگستری بین المللی، شکستن پیمان «مودت، روابط اقتصادی و حقوق کنسولی» از طرف آمریکا است. این پیمان در ماه اوت سال ۱۹۵۵ بین دو کشور امضا و در ژوئن سال ۱۹۵۷ بین آمریکا و حکومت وقت اجرایی شده است. البته وقتی از دیوار سفارت بالا رفتن و دیپلماتها را گروگان گرفتند و هنگامی که پرچم آمریکا را آتش می زنند و مرگ بر آمریکا می گویند، به فکر این پیمان نبودند.
موضع گیری ظریف و صالحی که در ظاهر تهدید آمیز است می توان گفت صرفا برای دل خوشی ذوب شدگان در ولایت است. البته عمق تهدیدهای این پایوران فقط می تواند عملیات تروریستی با پوششهای مختلف باشد.
ظریف از اروپا خواست که حرف و بیانیه را بس کنند و عمل کنند. رئیس بانک سرمایه گذاری اروپا در روز چهارشنبه ۲۷ تیر، آب پاکی را روی دست ظریف ریخت و عمل اروپا را نشان داد. وی گفت که هیچ بانک اروپایی در ایران فعالیت ندارد و بانک سرمایه گذاری اروپا نمی تواند نقش فعالی داشته باشد. تصمیم اتحادیه اروپا بر دادن مجوز فعالیت در ایران به بانک سرمایه گذاری اروپا معلوم شد که تضمینهای اجرایی نمی تواند داشته باشد و صرفا برای دل خوشی حسن روحانی در سفرش به سوئیس و اتریش زده شده است.
حرفهای تهدید آمیز علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی رژیم که از «ساخت یک کارخانه با ظرفیت تولید روزانه ۶۰ موتور سانتریفوژ» خبر داده و حرفهای علوی وزیر اطلاعات رژیم، مبنی بر آغاز غنی سازی با سرعت بیشتر، تهدیدهایی است که نه تنها در میانه برقراری تعادل در روابط بین الملل خریداری ندارد بلکه سرنوشت مردم ایران را به مخاطره جدی تری خواهد انداخت که مسئول مستقیم آن ولی فقیه و تمامی گردانندگان تنور جنگ افروزی و تروریسم رژیم در منطقه هستند، همانانی که برای بقای حکومت، مردم را هر روزه سرکوب می کنند.
رویدادهای هنری ماه (خرداد ۹۶) - فتح الله کیائیها.
رویدادهای هنری ماه (خرداد ۹۶) - فتح الله کیائیها طاعات و عبادات مقبول حضرت چوخ بختیار
هنوز لقمه افطار از گلوی "آقای چوخ محترم" فرو نرفته بود که سگان هار میزبان، چونان لشگر تیمور به انجمن نویسندگان حمله کرده، شکستند و زدند و تاراج کردند و بردند آنچه که ماحصل زحمت شبانه روزی اهل قلم بود؛ همان قلمی که خدایشان به آن سوگند خورده بود.
از سنگ صدا برآمد به اعتراض، اما، از "آقای چوخ محترم" نه. انگار نه انگار که آن جماعت نویسنده قلم به دست همکاران اویند و او - به حق یا به ناحق - در کسوت آنان شده است. چنان که گویی: احترام قلم و اهل قلم - واجب که چه عرض کنم -، مستحب هم نیست!
بله، آقای "چوخ محترم" زیاد گرفتار است. اما فرصت عرض احترام به پیشگاه ولینعمت را هرگز از دست نمی دهد. چرا که ادب و احترام به رای (که گویا البته زیاد هم مهم نیست به چه کسی و برای چه کاری) از اهم واجبات است و برای یک نو مسلمان آزمونی الهی!
طاعات و عباداتت مقبول حضرت چوخ بختیار
موسیقی
هنرمندان ایران و آلمان در گفتگویی آهنگین (تصویر1)
گروه "سلسان" با همراهی سازهای کوبه ای در قالب دونوازی و سه نوازی در شهر کلن آلمان روی صحنه رفت. ويژگی و فراز اين کنسرت تنوع صدادهی سازها و نمايش انواع ريتمهای ساده و پيچيده بود.
گروه موسیقی سلسان (Celsant) که نام خود را از سه حرف ابتدایی ویولنسل (Cello) و چهار حرف ابتدایی سنتور (Santoor) گرفته است را دو نوازنده به نامهای پولاد ترکمن راد، نوازنده سنتور و "کاتارینا هوفمن"، نوازنده ویولنسل تشکیل داده اند. در کنسرت شنبه، ۱۶ جون (۲۶ خرداد) البته ارشاد تهرانی به عنوان نوازنده مهمان از پاریس با سازهای کوبه ای این گروه را همراهی می کرد.
کاترینا هوفمن می گوید: "چالشی که من به عنوان یک نوازنده غربی داشتم این بود که ما در قطعه های کلاسيک غربی به ندرت پنج هشتم و هفت هشتم داريم، چه رسد به سی و سه هشتم که در اين برنامه اجرا کردیم."
پولاد ترکمن زاد در پاسخ به این سوال که آيا بهتر نبود اين صدادهیهای جالب و جذاب را به عنوان بخشی از يک دونوازی نوشته شده بلند استفاده می کرديد، می گوید: "نه، در واقع هدف ما برقراری ارتباط احساسی با شنونده و همدلی و همنشينی از طريق آهنگهای پیش ساخته و همچنین بداهه نوازی و نوع صدادهی سازها است و فکر می کنیم به هدف مان رسيده ايم."
نوبل موسیقی برای انستیتوی ملی موسیقی افغانستان (تصویر2)
انستیتوی ملی موسیقی افغانستان جایزه موسیقی "پولار" را دریافت کرد. این بالاترین جایزه موسیقی سوئد است که سالانه به خاطر قدردانی از موسیقیهای برتر بین المللی اهدا می شود و به "نوبل موسیقی" مشهور است.
ماه فوریه نهاد پولار، انستیتوی ملی موسیقی افغانستان و گروه "متالیکا" را به عنوان برندگان امسال این جایزه اعلام کرده بود. در بیانیه نهاد پولار آمده بود که انستیتوی ملی موسیقی افغانستان به دلیل "استفاده از قدرت موسیقی برای تغییر زندگی جوانان" این جایزه را به دست آورده است.
انستیتوی مزبور در روز ۱۴ جون جایزه یک میلیون کرونی خود (معادل ۱۳۰ هزار دلار) را در حضور کارل گوستاو شانزدهم، پادشاه سوئد، دریافت کرد.
کاخ الیزه در تسخیر موسیقی الکترونیکی (تصویر3)
به مناسبت جشن موزیک فرانسه که هر ساله در روز ۲۱ ژوئن برگزار می شود، در حیاط کاخ الیزه یک کنسرت موسیقی الکترونیک اجرا خواهد شد.
بیش از ۱۵۰۰ نفر می توانند برای تماشای این برنامه در حیاط الیزه حاضر شوند و قرار است امانوئل ماکرون، رییس جمهوری فرانسه، نیز به همراه همسرش در این برنامه شرکت کند.
سال گذشته نیز گروه موسیقی مشهور گارد ریاست جمهوری فرانسه با حضور مردم در الیزه به اجرای کنسرت پرداخت، اما این اولین بار است که کنسرت موسیقی الکترونیک در الیزه برگزار می شود.
بنا بر بیانیه کاخ الیزه، این انتخاب نشان دهنده اهمیت هنرمندان فرانسوی سبک موسیقی "French Touch" و ستاره های بین المللی آن همچون "دوید گتا" و گروه "دفت پانک" برای ریاست جمهوری این کشور است. سبک موسیقی French Touch به "فرنچ هاوس" نیز مشهور است.
نیروی سرنوشت در خانه اپرای زوریخ
اپرای "نیروی سرنوشت" اثر "جوزپه وردی"، تابلو نقاشی حماسی از غلبه قدرت سرنوشت بر قدرت عشق است. این اثر یکی از پرطرفدارترین شاهکارهای آهنگساز ایتالیایی است که در خانه اپرای زوریخ به روی صحنه رفته است.
"نیروی سرنوشت" اپرایی در چهار پرده است و لیبرتوی آن بر اساس نمایشنامه ای به همین نام نوشته شده است. این اثر اولین بار در سال ۱۸۶۲ میلادی در تئاتر سلطنتی سنت پترزبورگ اجرا شد. یک سال بعد، با نام "دون آلوارو"در رم روی صحنه رفت.
آهنگساز ایتالیایی بعد از چندین اجرا در مادرید، نیویورک،بوینوس آیرس و لندن، تغییرات و اصلاحاتی در این اثر اعمال کرد. نسخه ای که امروز از "نیروی سرنوشت" به عنوان نسخه استاندارد اجرا می شود،همین نسخه تغییر یافته است که اولین بار در سال ۱۸۹۶ میلادی در "لااسکالا"در میلان روی صحنه رفت.
ادبیات
جوانان موصل کتابخانه شهر را نجات می دهند
در زمان اشغال موصل توسط داعش انجام هر گونه کار هنری و فرهنگی ممنوع بود. پس از آزادسازی موصل، گروهی از داوطلبان آستین بالا زده اند تا با نجات کتابها از زیر خرابه ها، کتابخانه ویران شده شهر را بازسازی کنند.
این گروه برای نجات کتابها کمپینی را با نام "چشم موصل" به راه انداخته اند. آنها تا به حال توانسته اند ۳۱ هزار جلد کتاب را از زیر آوارها بیرون کشند.
موصل پیش از جنگ و اشغال، یکی از بزرگترین کتابخانه های عراق را در اختیار داشت.
دو پژوهشگر برنده جایزه صلح ناشران آلمان (تصویر4)
"آلیدا آسمن"، ادیب و فرهنگ شناس و همسرش "یان آسمن"، مصر شناس، جایزه صلح ناشران آلمان را دریافت می کنند. "اهمیتی که کار این دو دانشمند برای درک مباحث عصر حاضر داشته است" از دلایل اهدای جایزه به آلیدا و یان آسمن عنوان شده است.
آلیدا آسمن با پژوهشهایش در زمینه فرهنگ یادآوری و فراموش ناسپاری به شهرت رسیده است. به گفته انجمن ناشران آلمانی، یان آسمن نیز به عنوان مصرشناس آثاری آفریده که به درک کشمکشهای فرهنگی و مذهبی معاصر در سراسر دنیا کمک کرده است.
دو کتاب با موضوع زنان زندانی (تصویر5)
"زنان فراموش شده" عنوان کتابی است از مریم حسین خواه که در آن داستان زندگی ۱۴ زن از بند نسوان زندان اوین به رشته تحریر در آمده است؛ روایاتی که به گفته نویسنده: "گاه گزارشی مستند از زندگی این زنان است، گاه قصه هایی که در بستری از به هم آمیختن خیال و واقعیت و با کنار همچیدن تکه های زندگی چندین زن زندانی نوشته شده است."
این کتاب، در دومین روز از کنفرانس پژوهشهای زنان که در سوئد برگزار شد، معرفی گردید. حسین خواه در باره کتابش می گوید: "این کتاب حاوی داستان زنی است که می خواستند دختر یازده ساله اش را در زندان به زور شوهر بدهند و این دختر با قرص برنج خودکشی کرد. قصه دختری که پدرش به او تجاوز کرده بود و دختر در زندان محکوم به اعدام شده بود. قصه زنی که زن دیگری عاشق او شده بود و از او می خواهد که تغییر جنسیت دهد تا باهم ازدواج کنند. زنی که با آرزوی از سر گرفتن زندگی تازه ای آزاد شد ولی به علت سرطانی که در زندان بر جانش غلبه یافته بود، طعم آزادی را تنها برای مدت بسیار کوتاهی چشید..."
کتاب دیگری که در کنفرانس پژوهشهای زنان سوئد معرفی شد، "و ما انکار خدایشان بودیم" نام داشت . نویسنده این کتاب اشرف غیاثی، فعال چپ و حقوق زنان، است که درباره کتابش می گوید: "این کتاب حاصل گفت وگو با پنج زندانی سیاسی است. آناهیتا رحمانی، اشرف غیاثی، ستاره گل محمدی و منیره حقیقت خواه، پنج زندانی سیاسی دهه ۱۳۶۰، هولناک ترین دوران در زندانهای جمهوری اسلامی بودند.
اشرف غیاثی از درک جمهوری اسلامی از زنان سیاسی می گوید: "جمهوری اسلامی نمی توانست تصور کند که زنی به خاطر مسایل سیاسی وارد مبارزه شده باشد. در نگاه آنها ما موجوداتی فاقد شعور بودیم که تنها برای برقراری رابطه جنسی وارد این عرصه شده بودیم."
او می گوید: "گناه ما این بود که زن بودیم. [...] و چون کمونیست بودیم [...] انکار خدایشان بودیم."
مهاجرت و غربت (تصویر6)
این تم اصلی جشنواره شعر افغانستان است که در شهر "اوپسالا" سوئد برگزار گردید.
پس از سقوط طالبان، همزمان با "فضای امیدبخشی" که در زمینه های اجتماعی و فرهنگی در افغانستان ایجاد شد، فضای ادبی نیز در چندین شهر این کشور "رونق یافت و استعدادهایی در جامعه ادبی ظهور کردند. محافل ادبی رونق پیدا کرد و آمار انتشار آثار ادبی نسبت به سالهای رکود فرهنگ و ادبیات در دوران جنگهای داخلی و پس از آن استیلای طالبان افزایش یافت.
اما این "شکوفایی" آنچنان که آغاز شده بود، ادامه نیافت و گسترش روزافزون ناامنی و ناآرامی در این سالها سبب شد که تعداد زیادی از شاعران شناخته شده و جوان افغانستان آواره دیگر ممالک شوند و جمعی از آنان در کشورهای اروپایی مقیم شوند و در دامان مهاجرت و غربت به سرودن شعر و نوشتن داستان ادامه دادند.
ابراهیم امینی از اتریش، صدا سلطانی از آلمان، شهیر داریوش از فرانسه، شهباز ایرج و سهراب سیرت از بریتانیا، حمیده میرزاد از ناروی و از سوئد محمدشریف سعیدی، محبوبه ابراهیمی، فریبا حیدری، مرجان اصغری، عزیزالله نهفته، فریداروند، مریم احمدی، ضیا قاسمی و "تریس والستروم"، شاعر سوئدی پانزده شاعری بودند که مهمان جشنواره شعر اوپسالا بودند و آثارشان را برای علاقمندانی که در این برنامه شرکت کرده بودند، خواندند؛ تعدادی که به گفته یوسف رضایی، مسوول انجمن صلصال که برگزار کننده این جشنواره است، می توانست بیشتر از این باشد.
سینما
در جستجوی "ام کلثوم" (تصویر7)
"در جستجوی ام کلثوم" نام فیلمی است ساخته شیرین نشاط که در طی آن جستجو و کاوش تازه ای را برای ره یافتن به حقیقت وجود و شخصیت ام کلثوم، خواننده شگفتی آفرین جهان عرب، پی می گیرد.
از زندگی ام کلثوم، "کوکب الشرق" (ستاره خاور زمین)، اطلاعات کمی در دست است. حتی تاریخ تولد او هم به درستی معلوم نیست. بر اساس منابع گوناگون بین سالهای ۱۸۹۸ تا ۱۹۰۴ در روستای "طمای الزهایره"، نزدیک "سنبلاوین" در استان "دقهلیه" بین قاهره و اسکندریه به دنیا آمد. پدرش مووذن مسجد روستا بود و هزینهزندگی خانواده اش را از طریق خواندن اشعار مذهبی در جشنهای مذهبی تامین می کرد. می گویند که پسرش او را در آوازخوانی همراهی می کرده و زمانی که پسر نمی توانسته، او دختر کوچکش، ام کلثوم، را با خود می برده.
نشاط در باره فیلمش می گوید: «"در جستجوی ام کلثوم" روایت کنجکاوی یک زن هنرمند ایرانی تبعیدی است در بارهشخصیت ام کلثوم و موفقیت او به عنوان مطرح ترین هنرمند خاورمیانه در قرن بیستم. در واقع پرتره دو زن در دو دوره متفاوت و در شرایط متفاوت است، یکی از آنها ایرانی است که برای شناخت خودش تلاش می کند و دیگری زنی اسطوره ای که برای شناخت او هیچگونه اطلاعات موثقی در دست نیست. می توان گفت که محور اصلی داستان، زن بودن و هنرمند بودن در جوامع مردسالار است، اینکه زنان برای موفق شدن در این جوامع چه بهایی باید بپردازند.»
نقاشی
نقاش نامی آثارش را به نفع بی خانمانها حراج کرد (تصویر8)
"گرهارد ریشتر"، نقاش نامی آلمان، ۱۸ تابلویش را به بی خانمانهای این کشور هدیه کرد. درآمد حاصل از فروش این آثار به ساخت خانه برای بی خانمانها اختصاص می یابد. گرهارد ریشتر از مشهورترین نقاشان معاصر آلمان است که تابلوهایش در بازارهای هنری به عنوان گران ترین آثار هنر معاصر محسوب می شود.
"کارل یوزف لاوومن"، وزیر امور اجتماعی ایالت "نورد راین وستفالن" هفته گذشته نیز از فروش آثار اهدایی گرهارد ریشتر در دوسلدورف خبر داده بود. او گفت که حراج ۱۸ تابلو ریشتر به این منظور در جریان است.
انجام چنین پروژه هایی در سراسر آلمان تازه هستند. بنیاد خیریه ای که درآمد این آثار را دریافت می کند، امیدوار است که با میلیونها یورویی که از فروش آثار ریشتر به دست خواهد آمد، پروژه خانه سازی برای بی خانمانها را هر چه زودتر آغاز کند.
فریدا کالو در نمایشگاه لندن (تصویر9)
نمایشگاهی از آثار "فریدا کالو"، نقاش مشهور مکزیکی، در موزه "ویکتوریا اند آلبرت" لندن برگزار شده است. در این نمایشگاه بیماری و معلولیت نقاش مشهور مکزیکی و تاثیر آن بر خود نگاره هایش تاکید شده است.
فریدا کالو در خلق آثارش از فرهنگ عامه این کشور الهام گرفته است. از سبک خاص او، اغلب به عنوان "رئالیسم جادویی" یاد می شود.
(منابع: دویچه وله، بی بی سی، صدای آمریکا، یورو نیوز، رادیو فردا)
منبع: نبرد خلق شماره 400، آدینه اول تیر ۱۳۹۷ - 22 ژوین ۲۰۱۸
Subscribe to:
Posts (Atom)